Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘Web2’ Category

(توضیحات مدیران بالاترین در پایین مطلب آمده است، این پست سوءتفاهمی بود که به دلیل وجود اشتباهات در آمار ارائه شده (جداول شماره 21 و25) بوجود آمد)

دوستی برایم کامنتی نوشته که تو (یعنی ورتیگونه) با بالاترین قهر کرده‌ای، لازم ندیدم جوابی به این کامنت بدهم چرا که انتخاب ِ شخصی من که در کجا فعالیت بکنم یا نه، موضوعی صرفاً مربوط به من است و نه هیچ فرد دیگری. اما اعلام نتایج نظرسنجی بالاترین، انگیزه‌ای شد که پستی بنویسم و توضیح دهم چرا حاضر به اتلاف وقت خود در سایتی مثل بالاترین نیستم، به نتایج نظرسنجی انتخاباتی بالاترین نگاه کنیم:

7943 نفر اعم از کاربر بالاترین و یا غیرکاربر بالاترین در این نظرسنجی  شرکت کرده اند، فایل پی‌دی اف نتایج را از اینجا (وبلاگ بالاترین) دانلود کنید، (فایل را در اینجا هم آپلود کرده‌ام، این فایل در ساعت  13:59 به وقت ایران و در روز 21 خرداد برابر 11 ژوئن 2009 از وبلاگ بالاترین دانلود شده است) در صفحه 16 این فایل جزئیات پاسخ به سوال «آیا در انتخابات آتی شرکت خواهید نمود» آمده است.

16_survey

از میان 7943 نفر تنها و تنها 1 نفر در پاسخ این پرسش گزینه «خیر» را انتخاب کرده. یعنی کمی بیشتر از یک ده هزارم. با خود فکر می‌کنم که خوب اشکالی نداره، حتماً به جز من فرد دیگری در این 7943 نفر نبوده است که در انتخابات شرکت نکند! (به غیر از آن 614 نفری که امکان شرکت را به دلایل فریکی نداشته اند و گزینه‌ای جدا برایشان در نظر گرفته شده)

اما در صفحه 19 نتایج پاسخ به این سوال که «به کدام علت در انتخابات شرکت نخواهید کرد؟» آمده است.

19_survey

در اینجا انتظار داشتم که این یک نفر که خود من بوده‌ام، گزینه مورد انتخاب من یعنی گزینه‌ی سوم که «به دلیل اشکالات اساسی در قانون اساسی، رای مردم در سرنوشت کشور موثر نیست» را برگزیده باشد، اما با کمال ناباوری می‌بینم که نه خیر بنده به دلیل اینکه «به سن قانونی برای شرکت در انتخابات نرسیده‌ام» رای نمی‌دهم. عجبا، شاید هم این یک نفر کس دیگری بوده، نکند من هم جز شرکت کنندگان در انتخابات هستم و خودم خبر نداشتم، از این بالاترین و مدیریت هیاتی و جانبگیری‌های کاملاً مشخص سیاسی‌اش هیچ چیز بعید نیست، حالا از این آمارسازی فاحش چه منفعتی به این مدیران می‌رسد من نمی‌دانم.

دوست عزیز شما در این فضا فعالیت کن، من برای وقت و شعورم ارزشی بسیار بیشتر قائلم.

توضیح مدیر سایت بالاترین در مورد این پست:

vertigone اشتباه فاحشی کرده و من تعجب می‌کنم که اینقدر به ما اعتماد ندارد که قبل از تیتر زدن دلیل این مساله را بپرسد. surveymonkey این امکان را می‌دهد که براساس یک سوال خاص نتایج نظرسنجی را شکست. ما این کار را برای سوال اینکه به چه کسی رای می‌دهید کرده‌ایم. کسانی که رای نمی‌دهند این سوال را پاسخ نمی‌دهند و آمارشان در این نتایج نیامده است. این به این دلیل است که نظرسنجی با سوالهای شرطی طراحی شده‌بود و اگر کسی می‌گفت رای نمی‌دهد دیگر به سوالهای مربوط به چه کسی رای می‌دهد نمی‌رسید. حالا ممکن است بگویید آن یک نفر آمارش چطور منظور شده است. من حدسم این است که من زمانی که نظرسنجی را گذاشتم در نیم ساعت اول به درخواست کاربران بالاترین گزینه «دسترسی به حوزه انتخاباتی ندارم» را اضافه کردم. در یکی دوقیقه اول اینکار ممکن است که کسانی را که جواب خیر می‌دادند به سوال به چه کسی رای می‌دهید هدایت کرده باشم.

بعد از منتشر شدن این پست در بالاترین، فایل‌های پی‌دی‌اف کل نتایج به وبلاگ بالاترین افزوده شد.

Read Full Post »

امروز از میان آدرس‌هایی که به وبلاگ من اشاره کرده‌اند، متوجه شدم که تبلیغی برای این وبلاگ در سایت بالاترین قرار داده شده، چیزی که تبلیغات متنی کاربران بالاگردون نام داره. گویا دوست بزرگواری که بیش از لیاقت بنده به من محبت داشته (در بالاترین دوستان زیادی دارم که نسبت به من محبتی بیش از لیاقتم دارند)، از امتیازی که به خاطر فعالیتش در سایتی به نام بالاگردون (سایتی وابسته به بالاترین) به دست آورده برای تبلیغ وبلاگ من استفاده کرده و با اینکار منو شرمنده‌ی ِ خودش کرده. متاسفانه نمی‌دونم این دوست نازنین چه کسی هست، البته می‌تونم حدس‌هایی بزنم، در هر صورت لازم دیدم که در اینجا از این بزرگوار تشکر و قدردانی کنم.

Read Full Post »

سايت وب2 دنباله، سايتي نوپاست، شايد هنوز هم بتوان اين سايت را نسخه‌ بتا دانست، البته همين نسخه‌ بتا ظرف زمان كمي بيشتر از دو ماه كه از شروع فعاليت غير‌آزمايشي‌ آن مي‌گذرد، به موفقيت‌ قابل توجهي دست يافته است. اين موفقيت از يك سو به خاطر ايده‌هاي نو و خلاقانه تيم برنامه‌نويس و طراحان دنباله بوده و از سوي ديگر به دليل فعاليت كاربران آن، كاربراني كه اكثراً تجربه فعاليت در سايتي مثل بالاترين را از سر گذرانده بودند و از تجربه بالاتريني خود نهايت استفاده را در اين سايت مي‌برند.

اما با توجه به رقيب پر قدرتي چون وب‌سايت بالاترين، كه به دليل قدمت بيشتر و اينكه اولين سايت جمع‌آوري لينك در ايران محسوب مي‌شود بسياري از مشتاقان فعاليت در فضاي مجازي را به خود جذب كرده‌است، دنباله نياز دارد كه همچنان به افزودن اين ايده‌ها و ظرفيت‌هاي جديد و جذاب خود ادامه دهد. همان چيزي كه نقطه قوت دنباله نسبت به سايت رقيب محسوب مي‌شود.

يكي از اين ايده‌ها كه داراي پتانسيل فوق‌العاده‌اي در جهت مطرح كردن سايت به عنوان يك سايت پيشرو مي‌باشد، مساله هيات نمايندگان كاربران دنباله است. اين ايده كه در جريان چالش كاربران سايت و مديريت بر سر موضوع يك لينك جرقه خورد، به شكل اين پيشنهاد مطرح شد كه: هياتي مركب از كاربران دنباله در يك نظام انتخاباتي، توسط كاربران سايت انتخاب گردند و وظيفه بررسي محتواي لينك‌هاي مناقشه برانگيز را برعهده بگيرد تا به اين ترتيب تصميم اتخاذ شده تصميم شخصي مديريت تلقي نشود و در واقع نظر و تشخيص نمايندگان كاربران و به نمايندگي از خود آنها باشد. در مباحث مطرح شده در همان بحث اين ايده تكميلي مطرح شد كه تدوين قوانين سايت هم توسط همين هيات و البته در كنار مديران دنباله انجام و به راي‌گيري گذاشته شود كه توسط مدير دنباله هم پذيرفته شد.

به این ترتیب ایده انتخابات هیات نمایندگان دنباله که در ابتدا مسئولیت تدوین قوانین و سپس نظارت بر اجرای آن را بر عهده بگیرد به وجود آمد. لازم به توضیح نیست که این هیات نمایندگان موقتی هستند و در انتخابات دوره‌ای برای مدت معین انتخاب می‌گردند. من به عنوان یکی از کاربران سایت دنباله، ایجاد این هیات را دارای منافع بسیار برای این سایت و حتی برای كليت سیستم‌های وب2 فارسی می‌دانم.

از یک سو وجود چنین هیاتی که متشکل از کاربران ساده سایت است باعث ایجاد انگیزه و شور و هیجان فراوانی در بین کاربران سایت می‌گردد تا بتوانند با به دست آوردن شرایط لازم، در بین کاندیداهای این هیات قرار بگیرند، حتي تمام تلاش خود را به کار خواهند بست که با ارتقای کیفیت فعالیت خود، به مقبولیتی در بین دیگر کاربران دست یابند تا امید انتخاب شدنشان را افزایش دهند .

از دیگر سو تنها انتشار این خبر که سایتي به نام دنباله حتی تدوین قوانین خود را به هیات نمایندگی منتخب کاربران خود واگذار کرده است باعث علاقه ديگر کاربران اینترنتی می‌شود که در دنباله عضو گردند و آنها هم بتوانند در این مدل کوچک دموکراسی (چیزی که در دنیای حقیقی از آن محروم بوده‌اند) سهم و مشارکتی داشته باشند.

نکته دیگر این است که فعالیت این هیات تنش بین کاربران و مدیران سایت را که در وب2 ایرانی امري متداول است و باعث اتلاف وقت، انرژي و انگيزه هم كاربران و هم مديران مي‌گردد تا حد زيادي كاهش مي‌هد، چرا که در عمل این خود کاربران هستند که تصمیم‌گیری‌ها را انجام می‌دهند و نه مدیران.

همچنين تدوين قوانين توسط نمايندگان كاربران در كنار مديران سايت باعث پذيرش بهتر اين قوانين از سوي آنها مي‌گردد.

دیگر اینکه فعالیتهای این گروه باعث می‌گردد که كادر فني سایت با فراغت از مسائل اجتماعي – عمومي سايت وقت بیشتری برای پرداخت به مسائل فنی سایت پيدا كنند و به جای وقت گذاشتن براي حل و فصل مسائل و مشکلات تک تک کاربران، همین وقت را صرف ارتقای سرویس‌ها و امکانات و كيفيت فني سایت نمایند.

علاوه بر این مسائل که مستقیما مرتبط به سایت می‌گردند، انجام این ایده و موفقیت آن می‌تواند شکل گیری گونه ای اندیشه سیاسی نوین، مشارکت در ساختار سیاسی یک مدل دموکراتیک، تحزب و تحزب گرایی و … را در بی‌خطرترین فضای ممکن موجب گردد. تمريني كه ما ايرانيان در اين برهه از زمان شديداً نيازمندش هستيم. همچنين اين ايده‌ از آن جهت نيز قابل توجه است كه مي‌تواند اين سايت را به كيسي مناسب جهت مطالعه و آناليز مفسران و تحليلگران سياسي تبديل كند. تا چاش‌هاي پيش رو، ظرفيت‌ها و قابليت‌هاي يك مدل كوچك دموكراسي نوپا را از نزديك مشاهده و بررسي نمايند.

و از همه مهمتر اينكه موفقیت احتمالي چنین مدلی در فضای مجازی، این خوشبینی را برای ایرانیان به ارمغان خواهد آورد که می‌توان دموکراسی را در میان ما مردمان دیکتاتوری‌زده نیز شاهد بود. شاید نه در دوره‌های ابتدایی این هیات‌های نمایندگان اما نهایتا ما می‌توانیم و اين شانس را داريم تا ثابت کنیم که دموکراسی براي ايران و ايرانيان هم دور از دسترس نیست.

پ ن: اين پيشنهاد نهايتاً به دلايلي كه هرگز براي كاربران سايت مشخص نشد و به بهانه‌ي مسائل فني توسط مدير سايت، عملي نشد و ما جماعت ديكتاتوري‌زده ايرانيان را از تحقق يك مدل دموكراسي در مقياسي بسيار خرد و حتي در فضاي مجازي نااميد كرد.

Read Full Post »

فرناز عزیز از من خواست که نامه ی خداحافظی ش رو توی وبلاگم پست کنم، من هم با کمال میل اینکارو انجام دادم. در ضمن خودم هم همینجا از تمام دوستان خوبی که در بالاترین پیدا کردم و از بحث کردن باهاشون لذت می بردم و از تمام دوستانی که در این لینک آخر شمن از من حمایت کردن تشکر می کنم، بهترین ها رو براتون  آرزو دارم.

نامه فرناز نازنین را بدون کمترین تغییری در ادامه می بینید:

هوا مسموم است ، اینجا جای ماندن نیست

روزگار غریبی است. روزگاری که سنگها را بسته اند و سگها را رها کرده اند. تندبادی که در بالاترین وزید خیلی از دوستان را  با خود برد. البته نمیتوانم بگویم برد چون خود خواسته در مقابل این تندباد قرار گرفتند. ماندن در این محیط دیگر جای من هم نیست. جایی که هر روزه هم فکران من را به دلایل واهی حذف میکنند جایی که در آن اراذل سربلند هستند و منتقدان سر افکنده و دربند، دیگر توانی برای نفس کشیدن هم نیست. از همه چیز خسته ام خسته. من از این ظلم و حق کشی خسته شدم. از تکرار این بی عدالتی خسته شدم. بالاترین به کجا میروی چنین شتابان؟

 قسمت بسیار کوچکی از دلایل من به شرح زیر است:

1) حذف mardook  به دلیل طرح یک پرسش در ارتباط با دسترسی علی دچار به آی پی های کاربران!

2) حذف کاربری با حساب کاربری mohsen_f23  به دلیل طرح پرسشی مشابه پرسش mardook !

3) حذف چندین باره کیا آرین در طول یک سال گذشته به دلیل خصومت های احتمالی قبلی و طرح چندین باره پرسشی که محسن ومردوک پرسیدند!

4) حذف balthazar به دلیل اینکه به پدرش توهین شد و درمقابل تمام توهین ها و جنگ روانی کاربران شناخته شده برعلیه او فقط به ارسال گزارش تخلف بسنده کرد ولی نه تنها حساب توهین کننده بسته نشد بلکه حساب بالتازار (کیا آرین) بسته شد!

5) حمایت کاربر فهمیده و قدیمیه بالاترین shannon از کیا آرین و ایستادن در مقابل این بی عدالتی با اهدای حساب کاربری خود به کیا و بسته شدن حساب او در ظرف یک ساعت! لازم به ذکر است که دلیل بسته شدن این آیدی اهدای اون اعلام شده که خود این عمل غیر قانونیه علی دچار، در هیچ جای قانون بالاترین نوشته نشده بود!

6) مخالفت کاربر قدیمیه بالاترین shaman  با اینگونه عملکردهای یک طرفه و یک جانبه و مخالفت با حذف ِ برنامه ریزی شده غیر مذهبی ها در بالاترین و در نهایت بسته شدن حساب او در ظرف چندین ساعت! لازم به ذکر است که این کاربر در آخرین لینک خود که قبل از حذف شدنش ارسال کرده بود به مطالبی اشاره کرد که همه آن مطالب از نظر من هم صحیح و قابل تایید است

7) حمایت کاربر خوب بالاترین alifreedom از کاربران منتقدی که ناعادلانه حسابشان بسته شده بود و اهدای سمبلیک  حساب خود به  کیا آرین و شایگان2000 و دیگر دوستانی که در صفحه شخصی خود به آنها اشاره شده است و بسته شدن حساب  این دوست عزیز به دلیل مخالفت با سیاستهای ناعادلانه مسئولان سایت!

8 ) حمایت کاربر خوب و محبوب بالاترین vertigoneh  و اهدای سمبلیک حساب خود به کیا آرین و بسته شدن حساب او! لازم به ذکر است که این کاربر در چند روزه اخیر انتقادات زیادی رو برای بهبود این وضعیت انجام داده بود ولی با کم لطفی و بی توجهی و پاسخگو نبودن مسئولان سایت مواجه شده بود که در نهایت خودش با اهدای حسابش به این بی عدالتی پاسخ داد و تصمیم به ترک بالاترین گرفت!

9) عملکرد یک جانبه مسئولان سایت در حذف کردن مخالفان خود و آزاد گذاشتن همراهان و دوستان محفلی ِ خود که پیشتر از من shaman در آخرین لینک خود به انها به طور کامل اشاره کرد! به طوری که این افراد آزادانه در همه جا سمپاشی میکنند ، جنگ روانی برای حذف کاربران دیگری مانند The11ave  به راه می اندازند و از هیچ تخلف ، توهین ، تهمت و تهدیدی ابایی ندارند! و تاسف بارتر حمایت مسئولان از این افراد است!

10) داشتن آیدیهای متعدد توسط عده ای از کاربران و به خصوص عده ای از کاربران مورد حمایت و هم فکر بالاداره جدید و حمایت این شخص از این افراد با وجود ارسال گزارش های تخلف متعدد توسط دیگر کاربران

11) حذف چندین باره کاربری با حساب اولیه  america) TVAJ) به دلیل مخالفت  و انتقاد کردن از محفلی های بدنام.

12) حذف بی دلیل و بی منطق بسیاری از کاربران دیگر که هم اکنون در خاطرم نیست و بسیاری از موارد دیگر که بارها گوشزد شد و جوابی گرفته نشد و دیگر حوصله ای نیست!

13) در نهایت با توجه به انتقاد ناپذیری و حذف مخالف، من در فعالیت یک ساله خود در بالاترین این سایت و این عملکردهای یک جانبه را هدفمند و غیر قابل اصلاح میدانم

به حرف آخر رسیدیم به روز رفتن و دل کندن و ترک این اعتیاد. دیگر رمقی برای ماندن نیست. بالاترین را به خودتان و هم فکرانتان واگذار میکنم تا با خیال راحت و آسوده حرف خود را بزنید و مخالفی نداشته باشید. به شما واگذار میکنم تا به تک صدایی خود افتخار کنید تا دیگر صدای مخالفی نباشد که مجبور به خاموش کردن آن باشید. به شمایی که با کمک گرفتن از واژه دموکراسی، دیکتاتوری رو به کاربران هدیه کردید. من این هدیه را در همینجا به شما پس میدهم و برای همیشه بالاترین را ترک میکنم.

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته چند
چه کسی می آید با من فریاد کند

 به نشانه اعتراض حساب کاربری خود را به کیا آرین و همه کسانی که به انتقاد از این عملکردهای حساب شده و یک جانبه پرداختند و به ناحق حذف شدند اهدا میکنم و با همه شما دوستان خداحافظی میکنم.  

Read Full Post »

بسته شدن حساب بالاترین کاربری به نام هادی صداقت، که به دلیل گذاشتن کامنتی در زیر لینک مربوط به شق القمر اتفاق افتاد، منجر به انجام مباحثات زیادی میان کاربران غیرمذهبی و مذهبی بالاترین و در زیر لینک های متععدی گردید. اگر در جریان این مباحث و لینک ها بوده باشید حتماً متوجه شده اید که تعداد قابل توجهی از کامنت های این لینک ها توسط کاربری که نام کاربری خود را نیز از همین حوزه های علمیه به عاریت گرفته، و خود نیز (به تایید خودش) شاکی اصلی کامنت مورد نظر از هادی صداقت بوده است، نوشته شده است.

نکته ای که در گفتگو با همین کاربر به شدت جلب توجه می کند (چه در مباحث این دو روز و چه در مباحث انجام گرفته در هفته ها و ماه های قبل) میزان استفاده حداکثری ایشان از مغالطه کاری و سفسطه گری است.
باید اضافه کنم که این کاربر از میان کاربران مذهبی فعال در بالاترین، بی شک محبوب ترین آنهاست، و این محبوبیت هم به این دلیل است که او بر خلاف بسیاری از هم کیشان خود در بحث با مخالفش رفتار غیرمحترمانه در پیش نمی گیرد و خویشتن داری خود را از دست نمی دهد.
(توجه داشته باشید که اصولا انجام رفتار محترمانه، همان چیزی است که همه ی ما از هر انسان متمدنی انتظار داریم و امتیاز افزوده ای محسوب نمی گردد، بلکه این رفتار غیرمحترمانه و توهین آمیز است که یک رذیلت اخلاقی محسوب می شود. البته در این دوران وانفسا، گویا انجام رفتار عادی هم فضیلت محسوب می شود)
اما خویشتنداری از رفتار توهین آمیز و غیرمحترمانه، منافاتی با مغالطه کاری و سفسطه گری ندارد. می توان در عین انجام رفتار محترمانه همچنان، به مغلطه و سفسطه پرداخت، حقیقتی را نوع دیگری جلوه داد، از پاسخگویی به پرسشی شانه خالی کرد، نظری را نادیده انگاشت و نظری دیگر را گزینش شده پاسخ داد، به بحث کلامی پرداخت، خود را به کوچه علی چپ زد، مزاحی را جایگزین پاسخی کرد و نهایتاً در زمان مقتضی فرار را بر قرار ترجیح داد.

همه کاربرانی که برای مدتی نه چندان طولانی نظرات حوزه را دنبال می کنند موارد بسیاری از این رفتارها را دیده و تجربه کرده اند و بسیاری هم بر آنها انگشت گذاشته اند. آنچه مرا وادار به نوشتن این پست کرد، به چند نمونه از این رفتارهای به شکلی نکته سنجانه می پردازم. ( لطفاً به زمان کامنت های مطرح شده و تقدم وتاخر آنها دقت کنید)

(توضیح: در کامنتهای زیر، نقل قولها به رنگ خاکستری و نظرات به رنگ قرمز آورده شده است)

1-

در لینک حساب کاربری H.Sedaght در بالاترین بسته شد حوزه مدعی می شود که تمامی کاربران اعم از مذهبی و غیر مذهبی کامنت مزبور را توهین تلقی کرده اند، در ادامه به این کامنتها توجه کنید، که همه تلویحاً و یا تصریحاً می گیوند توهینی در کار نبوده: (البته در بین این نظرات حوزه بازهم بر نظر خود که همه چنین نظری دارد تاکید می کند)

elektra_au  یک روز قبل گفت:
صداقت نه به کاربري توهين کرد نه کسي رو تهديد….فقط يه شوخي با پيغمبر مديران بالاترين کرد…

youlio   یک روز قبل گفت:
حرفی که اون بیچاره زده از احادیث شنیع 14 معصوم اینها خیلی مودبانه تره.
من نمی دونم چرا حرف اون توهینه اما این احادیث توهین محسوب نمی شن. چرا مثلا اینکه ارزش زن نصف یک خایه مرده توهین نیست؟!

و این کامنت در جواب مستقیم به شخص حوزه:

kazakh   یک روز قبل گفت:
«جناب قزاق یک سوال برای روشن شدن موضوع:
بحث شما روی اینست که صداقت گناهکار نیست.
یا اینکه می گویید گناهکار هست ولی نباید حذف شود؟
gonah?! karash jozve gonahane kabire motmaenan nabude! amma az shookhi ke begzarim , javabe sarihe be shoma inast: az jaanebe man nist, amma in nazare man aslan mohem nist(baraye khodam etebaar darad

 hozeh  یک روز قبل گفت:
جناب قزاق این مسئله کاملا مشهود است همه دوستان اعم از مذهبی و غیر مذهبی گفتند که این یک توهین بوده.  mohsen_f23 حدود ۲۲ ساعت قبل گفت:
این آقائی که حساب کاربریش بسته شده فقط به صرف اینکه اون دسته از ارزشهای مذهبی که مروج خرافات و جهالت و عقب مونده گی است رو به شیوه خودش مورد تمسخر قرار میداد کارش به نظر من ارزشمند بود.

 arman605 حدود ۲۲ ساعت قبل گفت:
اگر منظور شما از «فحش دادن» و استفاده از «الفاظ توهين آميز» عبارت «آلت شق کرده پيامبر» است بايد عرض کنم شق کردن آلت يک توهين نيست، اين اتفاق تقريبا هر شب براي تمامي مردان بالغ جهان اتفاق مي افتد. 

 balthazar حدود ۲۰ ساعت قبل گفت:
من بلافاصله بعد از بسته شدن حساب ایشون در قسمت انتقادات این رو نوشتم و امیدوارم روزی برسه که دیگه شاهد اینجور بسته شدن حسابها نباشیم:
امروز حساب شخصی که کنایه ای طنز آمیز به پیامبر زده بود رو بستید؟ چرا؟ 

 vertigoneh حدود ۱۸ ساعت قبل گفت:
» اگر منظور شما از «فحش دادن» و استفاده از «الفاظ توهين آميز» عبارت «آلت شق کرده پيامبر» است بايد عرض کنم شق کردن آلت يک توهين نيست، اين اتفاق تقريبا هر شب براي تمامي مردان بالغ جهان اتفاق مي افتد، پيامبر مسلمانين هم که چندين همسر داشته، شما بفرماييد اگر کسي بخواهد به اين عمل ايشان اشاره کند ولي توهين نکند بايد چه بگويد؟
با این کامنت صدردصد موافقم

 و در ادامه بحث و پس از گذشت 11 ساعت از کامنتهای که مشاهده کردید، در زیر لینکی دیگر روح لطیف مسلمانان نازک‌دل و تحریرالوسیله روح‌الله خمینی ! نظر حوزه را می بینیم:

hozeh حدود ۷ ساعت قبل گفت:
ضمنا من از بعضی از دوستان تعجب می کنم که چطور روی اون قضیه هنوز بحث دارند! همه حتی غیر مسلمانان گفتند که مطلب جناب هادی صداقت یک توهین بوده

جالب است نه؟
توجه داشته باشید، «همه»
خوب معنای این همه چیست، اگر بیاییم و جامعه مورد نظر حوزه را جامعه بالاترین در نظر بگیریم، نه، محدودش کنیم، همه ی کاربران فعال بالاترین، و بازهم کوچکترش کنیم،
یعنی «جامعه کاربرهای فعال بالاترین، که در این چند لینک اقدام به ارائه نظر خود در مورد کامنت هادی صداقت کرده اند» بازهم عده ای هستند که نظری بر توهین نبودن کامنت مزبور داده اند، و اتفاقاً بسیاری از این نظرها خطاب به خود جناب حوزه بوده است، خوب نتیجه چیست، یا حوزه به هر دلیلی (انسان محسوب نشدن، کافر بودن، همفکرهای هادی صداقت بودن، آی دی های دیگر خود هادی صداقت بودن، نظرشان ارزش نداشته و ….) نظر این کاربران را شایسته محسوب کردن ندانسته، و یا با علم به حضور این کاربران و نظراتشان بازهم کاملاً آگاهانه اصرار دارد که نظر خود را بر همگان تحمیل کند.
البته از نقطه نظر ریاضی ارائه حتی یک نظر مخالف برای رد گزاره کلی ایشان کافی بود. می توان خوشبینانه برخورد کرد که حوزه نظرات گفته شده در بحث با خودش را از یاد برده است، و یا اشتباه کرده است، و می توان بدبینانه نگاه کرد و فرض را بر دروغ گفتن آگاهانه او گذاشت. من در این مورد قضاوتی نمی کنم.

2-

به این دو نظر و پاسخ آنها در زیر دو لینک مختلف و در مورد یک موضوع واحد توجه کنید:

پرسش اول، در لینک حساب هادی صداقت بسته شد:

vertigoneh حدود ۱۹ ساعت قبل گفت:
«همه دوستان اعم از مذهبی و غیر مذهبی گفتند که این یک توهین بوده.
بر خلاف چیزی که حوزه با حداکثر مغالطه گری تلاش در حقنه کردنش داره، که این کامنت توهین آمیز بوده، و تمامی کاربران بالاترین آنرا توهین آمیز تلقی کرده اند، جالب ترین نکته اینجاست که رای کامنت مزبور که منجر به بسته شدن حساب این کاربر شد، تا این زمان که من چک کردم تنها امتیاز صفر داشت، در حالیکه در مورد قضیه کاربرهای قبلی که مسئله توهین مطرح شد رای کامنتها حتی پایین تر از منفی 30 بود.  و در مقابل پاسخ حوزه :
 hozeh حدود ۷ ساعت قبل گفت:
جناب ورتیگونه تعصب باعث چنین چیزیه.
در موراد قبلی به خانواده افراد توهین شده بود. در این مورد چون بعضی قائل به توهین به مسلمانان هستند….  
(در اینجا ما با بعضی روبرور هستیم و نه همه)

 و پرسش دوم در لینک  روح لطیف مسلمانان نازک‌دل و تحریرالوسیله روح‌الله خمینی !  :

sibil حدود ۵ ساعت قبل گفت:
شرمنده حوزه جان. من اندکی بیکارم! راستش من هر چی گشتم عواقب وخیم رو پیدا نکردم. اگه مشکل فقط اینه که دینداران هم به شخصیت مورد احترام ما توهین کنن که من هیچ کافری رو نمیشناسم که از توهین به شخصیت های مورد علاقش ناراحت بشه (خانواده ظاهرا مستثناست).  و در مقابل پاسخ حوزه :
 hozeh حدود ۳ ساعت قبل گفت:
نوید جان مساله اینجاست که پیامبر اسلام برای بعضی مسلمانان حتی از اعضا خانواده هم عزیزتره و در بعض دیگه همونقدر که خانواده شون رو دوست دارند پیامبرشون رو هم دوست دارند. در نتیجه وقتی میان یه حرف رکیک رو به پیامبر اسلام نسبت می دن یا شوخی رکیک می کنند .درست مثل این می مونه این حرف رکیک رو به پدر شون نسبت دادند.  

 آیا این دو پاسخ در تضاد با هم نیستند، آنجا دلیل منفی های زیاد کاربرهای متخلف قبلی در مفقابل منفی2 الان کامنت هادی صداقت، این بود که کاربران نسبت به پدر و مادرشان تعصب بسیار بیشتری دارند، و در کامنت دوم میزان تعصب در برخی به محمد بن عبدالله نسبت به خانواده بیشتر و در برخی برابر با هم است. سوال پیش آمده با مطالعه این دو نظر حوزه اینست که،  که آیا میزان تعصب کاربران نسبت به پدر و مادر بقیه کاربران حتی از میزان تعصب آنها به کسی که برخی او را از اعضای خانواده عزیزتر و برخی دیگر ارزشی برابر پدر خود برای او قائلند (محمد بن عبدالله) هم بیشتر است. که کامنت توهین آمیز شخصی، به خانواده شخصی دیگر، اینگونه منفی باران میشه ولی در مورد محمد بن عبدالله اینگونه نیست. 

 3-

و نکته آخر اینکه در لینک شق القمر پاسخ به کامنت های  متعدد کاربری که اصرار می کند چه توجیه علمی برای رد شدن نیمه شکسته ماه از درون آستین عبای محمد بن عبدالله دارد، به انواع حیلت ها و عناوین مختلف از پاسخ گویی سرباز می زند و در نهایت هیچ پاسخی ارائه نمی کند.

 bidgani  یک روز قبل گفت:
جناب hozeh ميشه در مورد بعد از شق القمر اونجا كه نيم شده قمر رو حضرت از آستين عباشون رد ميكنه هم توضيح بديد ؟
بگيد كه درك انا از ماه همين بوده كه اگه نصف بشه از آستين حضرت رد ميشده !
بجاي مغلطه كردن اينا رو بفرمائيد . آقا جان تشت شما از بوم اوفتاده زور بيخود نزن . گند كار خيلي پيش از اينا در اومده . اونجا كه ذكرياي رازياصولا نبوت رو خلاف عدل خداوندي اثبات مي كنه و اون رو ممتنع مي دونه .
واقعا در اين دوره علم و دانش هنوز از قازورات 1400 سال پيش صحبت كردن هنره ! وقاحت رو اين آخوندا از حد گذروندند . پيرزن عجوز و كريه و فرتوت 1400 رو مي خوان با بزك كردن ، اكنون و در قرن 21 به ملت حقنه كنن !  

hozeh یک روز قبل گفت:
«جناب hozeh ميشه در مورد بعد از شق القمر اونجا كه نيم شده قمر رو حضرت از آستين عباشون رد ميكنه هم توضيح بديد ؟
جناب اینها قازورات 1400 سال پیشه وقت خودتون روی اینها تلف نکنید!

bidgani  یک روز قبل گفت:
به جواب دادن تو قضيه اي كه جوابي ندارد كه رسيديد حالا بازي ديگه اي راه بندازيد .
اخوي جواب بده به چه دليل علمي حضرت شون تونستند ماهنيم شده رو از يك آستين رد كنند و از آستين ديگه خارج ؟
جواب بفرمائيد تا ايمان مومنين راسخ تر بشه
بفرمائيد منتظريم

  bidgani یک روز قبل گفت:
وقت خودمونه تلف نكنيم ؟ مملكت رو با اين قازورات به ديوانه خانه مبدل كرديد و صلاح و فلاح مردم رو به لجن كشيديد ، جواب نداريد مي فرمائيد وقت مون رو تلف نكنيم ..
شما نگران وقت نباش 1400 ساله كه مكان و زمان اين ملت از اون صلب شده ، نگران اين دقايق نباش و توضيح علمي تون رو در باب نيمه ماه و آستين حضرت رو بفرمائيد

 hozeh یک روز قبل گفت:
«اخوي جواب بده به چه دليل علمي حضرت شون تونستند ماهنيم شده رو از يك آستين رد كنند و از آستين ديگه خارج ؟
سایوش عزیز همونطور که ملاحظه می کنید دوستان از ابتدا سوالاتشون رو مطرح می کردند و یا نظرشون رو بیان می کردند و با در موردش بحث می کردیم. ولی شما سوال نکردید صریحا فرمودید عمل من وقیحانه ست! بنظرتون جایی برای بحث و پاسخگویی باقی می مونه! در کدوم مجلس علمی قبل از بیان استدلالت و بحث طرف مقابل را محکوم می کنند؟
سیاوش عزیز از همین الان نتیجه بحث معلومه شما در ابتدا عمل بنده را وقیحانه خواندید در انتها معلوم نیست متهم به چه چیزی شوم!
شما نگران وقت نباش 1400 ساله كه مكان و زمان اين ملت از اون صلب شده
سیاوش عزیز بنظرم وقت من تلف میشه چون بحثی که در ابتدا حدودش رعایت نشه بی نتیجه ست

bidgani حدود ۲۲ ساعت قبل گفت:
آقاي حوزه گرامي شما چرا طفره مي ريد؟
من توهين كردم ؟ بد صحبت كردم ؟ تو كلامتون پريدم ؟ بابت همه اينها عذرخواهي مي كنم اما جواب سوال من رو نداديد ..

توضيح بفرمائيد چگونه و با چه منطق علمي حضرت ماه نيم شده رو از آستين خود عبور داده و از آستين ديگر خارج كردند ؟
شما كه منكر همچين روايتي نمي شويد ؟ مي شويد ؟

hozeh حدود ۲۱ ساعت قبل گفت:
«توضيح بفرمائيد چگونه و با چه منطق علمي حضرت ماه نيم شده رو از آستين خود عبور داده و از آستين ديگر خارج كردند ؟
جناب شما ما رو در قسمت قبلی وقیح خوندید! بعد الان می گید چرا طفره می رید من برای بحث شرایطی رو قائلم وقتی کسی به اونها پیابند نباشه باهاش بحث نمی کنم.شما اگر همون اول می اومدید منطقی این سوال رو مطرح می کردید من باهاتون بحث می کردم ولی همون اول محکوم کردید پس نه علاقه ای دارم بحث کنم و نه این بحث نتیجه داره. چون مبنای شما بر اینه که من محکوم بشم دیگه! پس چه نیازی به بحث کردن هست 

و آخرین کامنت حوزه در زیر آن لینک

hozeh حدود ۲۱ ساعت قبل گفت:
«شما كه منكر همچين روايتي نمي شويد ؟ مي شويد ؟
آدرس این قسمت که فرمودید رو بگید. منظورم آدرس کتابه 

(البته این پاسخ ندادن ها در نظرهای حوزه بسیار اتفاق می افتد) و البته این داستان ادامه دارد.

از آنجایی که این کاربر محترم ترین و منطقی ترین کاربر مذهبی بالاترین است (یا بهتر بگویم محترم ترین و منطقی ترین طلبه فعال در بالاترین) از دیگر کاربران مذهبی بالاترین که خصوصیات مثبت حوزه هم ندارند دیگر چه انتظاری می توان داشت. البته همنچنان این سوال برای من مطرح است که آیا در حوزه های علمیه چیزی جز سفسطه گری و مغالطه کاری نمی آموزند ؟   

Read Full Post »

به نظر اکثر کاربران سایت محبوب بالاترین، قسمت عمده ای از این محبوبیت به دلیل فعالیت افراد مختلف با نقطه نظرها، دیدگاه ها، خواستگاه ها و اندیشه های، سیاسی- مذهبی-اجتماعی متفاوت و در بسیاری از موارد متضاد و ایجاد فضایی بی طرفانه و دموکراتیک توسط تیم مدیران بالاترین برای تقابل این تفاوت ها است.

آنچه تا امروز باعث ایجاد چنین فضایی در بالاترین شده است، همانا تلاش تیم مدیران بالاترین در عدم موضع گیری شخصی نسبت به اندیشه ها و دیدگاه های کاربران سایت و عدم دخالت دادن اندیشه خود به عنوان مدیران در ساختار سایت است. ( البته با توجه به اینکه خود این مدیران از کاربران بالاترین هم هستند، منظور در اینجا صرفاً عدم موضع گیری شخصی به عنوان مدیر است.) در توضیح این نظر کافیست به این نکته توجه کنیم، که علی رغم عدم تمایل مدیران سایت به رویکرد سیاسی پیدا کردن سایت (بر اساس گفته مهدی عزیز) ، شاهد هیج تلاشی از سوی آنها در ممانعت از خواست کاربران در جهت دادن نقش اول به سیاست در بالاترین نبوده ایم (که البته جای تشکر و تقدیر دارد.) از سوی دیگر بالاترین به زعم قوانین آن خوشبختانه سایتی به شدت سکولار است. قوانین سایت به گونه ای تدوین شده اند، که هرگز اجازه راه پبدا کردن نقطه نظرات و دیدگاه های مذهبی تیم مدیران بالاترین را به نطام ساختاری سایت نداده است. به عنوان مثال می توان به آزادی قرار دادن لینک های هنری 18+ در سایت اشاره نمود.

 please remain secular

اما آنچه امروز در بالاترین اتفاق افتاد، قرار گرفتن یک طرح هندسی اسلامی، با مضمون روئیت ماه و عید فطر در جایگاه لوگوی همیشگی سایت، به طرزی مشخص در تضاد با این رویکرد مثبت سکولار سایت قرار دارد. ( البته قبلاً هم این تغییر در لوگوی سایت در سالگرد یک سالگی بالاترین پیش امده بود که مشخصاً ارتباطی با رویکرد سکولار سایت پیدا نمی کند.) این امر از آنجا حائر اهمیت است که نه به خواست کاربران و بلکه به تشخیص مدیران سایت انجام گرفته است، در حالیکه هیچ اعتراضی به ایجاد موضوعات داغ به انتخاب کاربران و در همین رابطه وارد نیست. آنچه باعث نگرانی من شده است اینست که با توجه به تعدد مناسبت های مذهبی ما ایرانیان ( چه جشن ها و اعیاد و چه عزاداری ها)، این موضوع می تواند به بدعتی تبدیل شود که در نهایت منجر به تغییر ماهیت کل سایت از یک سایت سکولار و دموکراتیک و بدون جهت گیری مذهبی، به فضایی مذهبی (همانند سایت های حکومتی) گردد. از نگاه من این امر می تواند به شدت به فعالیت کاربران و موفقیت کنونی سایت لطمه بزند. (همانگونه که همین نگرانی در مساله تبلیغات سایت و خطر حرکت سایت به سمت سایتی زرد مطرح گردید که البته با درایت مدیران رفع شد.)

من با توجه به اینکه امروزه سکولاريسم به درستی مرکز ثقل و نقطه اصلی تحول خواهی ایرانیان شده است از مدیران محترم بالاترین درخواست دارم:

بالاترین لطفاً سکولار باقی بمان 

Read Full Post »

هميشه هر اتفاق خوشحال كننده‌اي كه براي من ميوفته، بعدش بايد منتظر يك پيشامد ناگوار باشم. ديشب هم يكي از همون مواقع بود، ديشب دو تا قرار كاري داشتم، يكيش را به مرحله عقد قرارداد رسوندم و اون يكي، حتي تونستم مبلغ پيش‌پرداخت رو هم دريافت كنم. شاد و شنگول رسيدم خونه، همينطور كه كامپيوترو روشن مي‌كردم، به شريكم تلفن زدم، تا خبراي خوب رو به اون هم بدم. هميشه اولين كاري كه مي‌كنم به صفحه لينك‌هايم در بالاترين مي‌رم، تا ببينم مثبت يا منفي گرفتم و كامنتي پاي لينك‌ها گذاشته شده يا نه، همينطور كه مشغول صحبت بودم، ديدم كه لينكهام هر كدوم يك راي كمتر نشون مي‌ده، فكر كردم منفي گرفتم، لينك‌ها رو باز كردم، ولي نكته جالب اينكه منفي در كار نبود، واسه همين به پروفايلم رفتم تا ببينم مجموع راي‌هام چه وضعيتي داره، وووووووو  پشت تلفن خشكم زد، منفي نود هزار انرژي! و حسابم كه بسته شده‌بود ! يعني چه اتفاقي افتاده، صفحه لينك‌هاي داغ رو كه باز كردم، تازه دوزاريم افتاد، يك لينك، تازه وارد صفحه شده بود، در مورد تخلف در بالاترين، شناسه من تو توضيح لينك و 65 تا كامنت، قضيه عينهو زبل‌خان شده بود، ورتيگونه اينجا، ورتيگونه اونجا، ورتيگونه همه‌جا.

 پخش زنده در قرق ورتيگونه

تازه متوجه شدم كه بايد رمز ورودم لو رفته باشه، من هميشه يك اشتباه بزرگ رو انجام مي‌دادم‌، اونم اينكه همه‌ي پسوردهام يكي هستش، تمامي اي‌ ميل‌ها، عضويت‌ها و هرجايي كه رمز ورود بخواد، چون هميشه در به ياد سپاري رمز ورود مشكل داشتم، مثلاً به اين شكل مشكل رو حل كرد‌ه‌بودم. تنها كاري كه مي‌تونستم انجام بدم، زدن اي‌ميل به بالاترين بود، و زدن اي‌ميل به دوستان بالاتريني كه آدرسشونو داشتم، يعني صفا و مردوك، شانس آوردم صفا خيلي سريع اي‌ميل من رو ديده بود، و خبر رو منتقل كرده بود. بعد هم شروع كردم به تغيير همه‌ي پسوردهام. هنوز هم نفهميدم كه قضيه از كجا آب خورده، بيشتر به محل كارم مشكوك هستم، كافيه يكي بشينه پاي سيستم من و اپرا رو باز كنه، ولي طرف بايد بالاترين باز حرفه‌اي بوده باشه، انرژي منفي 103 هزار ! راي دادن به لينك‌هاي 8 ماه قبل و همه‌ مثبت، اونم به قول دوستان با سرعت 2 راي در ثانيه. اولش فكر مي‌كردم كه اگه قصد خرابكاري بوده مي‌تونسته به همه منفي بده ولي بعدش فكر كردم كه منفي دادن سرعتش رو پايين مياورده. امروز كه اومدم توي بلاگ ورد پرسي كه تقريباً يك ماه پيش -به پيشنهاد وحيد، براي بالاموزيك- ساخته بودم اولين مطلبم رو براي همين موضوع بنويسم، ديدم كه اونهم بدليل تخلف بسته شده، در حاليكه من حتي يك پست هم درش نذاشته بودم، واسه همين مجبور شدم يك بلاگ ديگه و ايندفعه با ورتيگونه بدون h بسازم.

به هرحال دوستان عزيز، قصدم از نوشتن اين مطلب تشكر و پوزش‌خواهي بود:

از بالادارهاي عزيز كه با سرعت قابل توجهي مشكل من رو پي‌گيري كردند، از دوستاني كه با كامنتها و منفي هاشون به حمايت من پرداختند،( صفا، آتئيست، موجو، شمن، شنون، هزار، آريو برزن، آرمان، فضولباشي، امير، تارا، نوش آذر، ساناز، نيما و اميدوارم همه رو اسم برده باشم، اگر كسي هم فراموش كردم به بزرگواري خودتون ببخشيد) و همچنين از دوستاني كه نگراني خودشون رو از باب شدن راي فله‌اي و كسب اعتبار به شكل غير اخلاقي در كامنتها منتقل كردند. همين‌جا اعلام مي‌كنم كه با احسان و سحر هيچ مشكل شخصي ندارم، و از كامنتهاشون هم كوچكترين دلخوري ندارم، من هم اگه شاهد چنين اتفاقي بودم احتمال زياد برخوردي به همين شكل مي‌كردم و برخورد اين دوستان كاملاً منطقي بود، به خصوص با توجه به اينكه شناختي هم از من نداشتند.

از بالادارهاي عزيز هم درخواست كردم كه اگر امكان پذير هستش، شرايط راي‌ها و انرژي من رو به حالت اوليه برگردونن، كه به من پاسخ دادن كار بسيار مشكلي هستش. از اونجايي كه من خودم هم تمايلي به افزايش اعتبار به اين شكل غيراخلاقي ندارم،‌ اعلام مي‌كنم كه به مدت 10 روز هيچ فعاليتي در بالاترين نخواهم كرد، تا جبران اعتبار به‌ دست آمده به اين شكل بشود.

البته اين پيشامد، لااقل باعث گرديد كه من اولين مطلبم را در ورد پرس پست كنم.

Read Full Post »