Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for سپتامبر 2007

هميشه هر اتفاق خوشحال كننده‌اي كه براي من ميوفته، بعدش بايد منتظر يك پيشامد ناگوار باشم. ديشب هم يكي از همون مواقع بود، ديشب دو تا قرار كاري داشتم، يكيش را به مرحله عقد قرارداد رسوندم و اون يكي، حتي تونستم مبلغ پيش‌پرداخت رو هم دريافت كنم. شاد و شنگول رسيدم خونه، همينطور كه كامپيوترو روشن مي‌كردم، به شريكم تلفن زدم، تا خبراي خوب رو به اون هم بدم. هميشه اولين كاري كه مي‌كنم به صفحه لينك‌هايم در بالاترين مي‌رم، تا ببينم مثبت يا منفي گرفتم و كامنتي پاي لينك‌ها گذاشته شده يا نه، همينطور كه مشغول صحبت بودم، ديدم كه لينكهام هر كدوم يك راي كمتر نشون مي‌ده، فكر كردم منفي گرفتم، لينك‌ها رو باز كردم، ولي نكته جالب اينكه منفي در كار نبود، واسه همين به پروفايلم رفتم تا ببينم مجموع راي‌هام چه وضعيتي داره، وووووووو  پشت تلفن خشكم زد، منفي نود هزار انرژي! و حسابم كه بسته شده‌بود ! يعني چه اتفاقي افتاده، صفحه لينك‌هاي داغ رو كه باز كردم، تازه دوزاريم افتاد، يك لينك، تازه وارد صفحه شده بود، در مورد تخلف در بالاترين، شناسه من تو توضيح لينك و 65 تا كامنت، قضيه عينهو زبل‌خان شده بود، ورتيگونه اينجا، ورتيگونه اونجا، ورتيگونه همه‌جا.

 پخش زنده در قرق ورتيگونه

تازه متوجه شدم كه بايد رمز ورودم لو رفته باشه، من هميشه يك اشتباه بزرگ رو انجام مي‌دادم‌، اونم اينكه همه‌ي پسوردهام يكي هستش، تمامي اي‌ ميل‌ها، عضويت‌ها و هرجايي كه رمز ورود بخواد، چون هميشه در به ياد سپاري رمز ورود مشكل داشتم، مثلاً به اين شكل مشكل رو حل كرد‌ه‌بودم. تنها كاري كه مي‌تونستم انجام بدم، زدن اي‌ميل به بالاترين بود، و زدن اي‌ميل به دوستان بالاتريني كه آدرسشونو داشتم، يعني صفا و مردوك، شانس آوردم صفا خيلي سريع اي‌ميل من رو ديده بود، و خبر رو منتقل كرده بود. بعد هم شروع كردم به تغيير همه‌ي پسوردهام. هنوز هم نفهميدم كه قضيه از كجا آب خورده، بيشتر به محل كارم مشكوك هستم، كافيه يكي بشينه پاي سيستم من و اپرا رو باز كنه، ولي طرف بايد بالاترين باز حرفه‌اي بوده باشه، انرژي منفي 103 هزار ! راي دادن به لينك‌هاي 8 ماه قبل و همه‌ مثبت، اونم به قول دوستان با سرعت 2 راي در ثانيه. اولش فكر مي‌كردم كه اگه قصد خرابكاري بوده مي‌تونسته به همه منفي بده ولي بعدش فكر كردم كه منفي دادن سرعتش رو پايين مياورده. امروز كه اومدم توي بلاگ ورد پرسي كه تقريباً يك ماه پيش -به پيشنهاد وحيد، براي بالاموزيك- ساخته بودم اولين مطلبم رو براي همين موضوع بنويسم، ديدم كه اونهم بدليل تخلف بسته شده، در حاليكه من حتي يك پست هم درش نذاشته بودم، واسه همين مجبور شدم يك بلاگ ديگه و ايندفعه با ورتيگونه بدون h بسازم.

به هرحال دوستان عزيز، قصدم از نوشتن اين مطلب تشكر و پوزش‌خواهي بود:

از بالادارهاي عزيز كه با سرعت قابل توجهي مشكل من رو پي‌گيري كردند، از دوستاني كه با كامنتها و منفي هاشون به حمايت من پرداختند،( صفا، آتئيست، موجو، شمن، شنون، هزار، آريو برزن، آرمان، فضولباشي، امير، تارا، نوش آذر، ساناز، نيما و اميدوارم همه رو اسم برده باشم، اگر كسي هم فراموش كردم به بزرگواري خودتون ببخشيد) و همچنين از دوستاني كه نگراني خودشون رو از باب شدن راي فله‌اي و كسب اعتبار به شكل غير اخلاقي در كامنتها منتقل كردند. همين‌جا اعلام مي‌كنم كه با احسان و سحر هيچ مشكل شخصي ندارم، و از كامنتهاشون هم كوچكترين دلخوري ندارم، من هم اگه شاهد چنين اتفاقي بودم احتمال زياد برخوردي به همين شكل مي‌كردم و برخورد اين دوستان كاملاً منطقي بود، به خصوص با توجه به اينكه شناختي هم از من نداشتند.

از بالادارهاي عزيز هم درخواست كردم كه اگر امكان پذير هستش، شرايط راي‌ها و انرژي من رو به حالت اوليه برگردونن، كه به من پاسخ دادن كار بسيار مشكلي هستش. از اونجايي كه من خودم هم تمايلي به افزايش اعتبار به اين شكل غيراخلاقي ندارم،‌ اعلام مي‌كنم كه به مدت 10 روز هيچ فعاليتي در بالاترين نخواهم كرد، تا جبران اعتبار به‌ دست آمده به اين شكل بشود.

البته اين پيشامد، لااقل باعث گرديد كه من اولين مطلبم را در ورد پرس پست كنم.

Advertisements

Read Full Post »