Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژوئیه 2009

بسمه تعالی

پس از خواندن متن زیر، بهترین گزینه را در پاسخ به پرسش‌ها انتخاب کنید: (6 پرسش – زمان پاسخ‌گویی 240 دقیقه)

جنبش، خیزش یا حرکت انقلابی‌ای علیه یک حکومت استبدادی آغاز گردیده و دامنه اعتراضات به کوچه و خیابان، پشت‌بام‌ها، بالکن‌ خانه‌ها و… کشیده شده است. برخی از راه‌کارهای مبارزاتی انتخاب شده توسط رهبران و فعالان جنبش به شکل زیر است:

در تجمعات و راهپیمایی‌های جنبش در کنار دیگر شعارها از شعارهای «یاحسین» و «ما اهل کوفه نیستیم حسین تنها بماند» استفاده می‌شود.

به طور مرتب دیکتاتورها با یزید و نزدیکانش، و جنبش و رهبران آن با امام سوم شیعیان حسین‌بن‌علی و یارانش  قیاس می‌گردند.

شب‌ها بر پشت‌بام‌ها رفته و شعار الله‌ اکبر سرداده می‌شود.

حامیان فکری جنبش از مراجع تقلید نزدیک به خود برای مبارزه با دیکتاتورها استفتای شرعی می‌کنند.

مراجع تقلید نزدیک به جنبش، حکم فقهی عدم مشروعیت نظام و حرمت شرعی همکاری با آن را اعلام می‌دارند و حاکم را جائر معرفی می‌کند.

حامیان فکری جنبش بارها و بارها آرمان خود را بازگشت به مسیر امام اعلام می‌کنند.

حامیان فکری جنبش به صراحت اعلام می‌کنند که نه خود و نه اکثریت افراد جنبش خواستار جدایی کامل دین از سیاست نیستند.

جنبش با تمام توان در نماز جمعه به امامت یک روحانی بلند مرتبه شرکت می‌کند و در حمایت از او شعار می‌دهد.

خطیب نماز جمعه با ارائه قطعاتی از تاریخ صدر اسلام و ذکر روایاتی از پیغمبر اسلام رفتار حاکمان مستبد را تلویحاً به انتقاد می‌گیرد.

جان‌باختگان جنبش شهید نامیده می‌شوند و برایشان مراسم شب هفت، چهل و عید اول گرفته می‌شود.

هنوز مشخص نیست که آینده این جنبش چه خواهد شد و اینکه تا چه حد قادر خواهد بود به اهداف مورد نظر خود دست پیدا کند و آیا اصلآً به این اهداف خواهد رسید یا نه، اما چیزی که از همین حالا مشخص شده تاثیر انکار ناپذیری است که چنین جنبشی در حرکت‌های بعد از خود، هم در میان گروه حاکمان و هم درمیان مردم خواهد گذاشت. در نهایت اینکه تاثیرات مورد اشاره مثبت یا منفی باشد و به سود یا زیان چه گروهی تمام شود موضوعی نیست که بتوان به این زودی درباره آن قضاوت کرد و داوری درباره آن را باید به دست زمان سپرد.

1-      با توجه به راه‌کارهای مبارزاتی جنبش، هدف اصلی آن را کدام یک می‌دانید؟
الف. غلبه بر استبداد حاکم
ب. نهادینه کردن ارزش‌های اسلامی در جامعه
ج. بازگشت به آرمان‌های امام راحل
د. جدا نمودن نهاد دین از سیاست

2-      در صورت پیروزی این جنبش چه نظامی روی کار خواهد شد؟
الف. نظام جمهوری لیبرال دموکرات
ب. نظام کمونیست کارگری
ج. نظام جامعه مدنی نبوی
د. نظام ولایت مطلقه فقیه ثانی

3-      برای جنبش فوق چه نامی را مناسب می‌دانید؟
الف. جنبش دموکراسی خواهی
ب. جنبش اسلام‌گرایی
ج. جنبش فراعمل‌گرایی افراطی
د. جنبش اوُممممممممممممممم (صدایی که با قرار گرفتن لب‌ها روی هم می‌توان آن را تولید کرد)

4-      به نظر شما و با نگاه به راه‌کارهای مبارزاتی جنبش، افراد فعال در آن از چه طیفی هستند؟
الف. شیعیان معتقد و دوآتشه، اهل نماز اول وقت
ب. مشتی بچه سوسول‌ها و بچه ساواکی‌ها (به گفته روحانی برجسته نماز جمعه مذکور البته در خطبه‌های نماز جمعه‌ی 6 سال پیش)
ج. دانش‌جویان پیروی خط امام
د. نیروهای سکولار و لائیک

5-      برای آینده جنبش کدام پیش‌بینی را محتمل‌تر می‌دانید؟
الف. رسیدن به آزادی و حقوق بشر
ب. رستگاری و رفتن همه‌ی فعالان جنبش به بهشت به علت کثرت صواب ناشی از انجام فرایض و مستحبات دینی
ج. گشوده شدن دریای خزر و گذشتن جنبش از آن و غرق شدن همه‌ی دیکتاتوریان ستمگر
د. خورده شدن تمامی رهبران و فعالان جنبش پس از پیروزی آن توسط خود جنبش

6-      جائر از چه ریشه‌ای مشتق شده و به چه معناست؟
الف. اسم فاعل از جر است و به معنای کسی که در بازی جر می‌زند همان جرزن خودمان
ب. جا ئر مخفف نام جک بائر قهرمان سریال 24 هست.
ج. اسم فاعل از جر است و به معنای کسی است که دیگران را جر می‌دهد
د. از جار می‌آید و به معنای کسی است که خبری را جار می زند، همان جارزن است
هـ. اسم فاعل از جیر است به معنای کسی است که همش جیرجیر می‌کند. همان جیرجیرک خودمان. (ارتباطی ظریف با شخصیت‌های کارتون پینوکیو دارد).

و من اله توفیق

Read Full Post »

30 سال پیش در همین روزها، در 31 ام تیرماه یکهزار سیصد و پنجاه و هشت، احمد شاملو یکی از بیادماندنی‌ترین اشعارش را می‌سراید، «در این بن‌بست»1، شعری که همواره توسط آزادی‌خواهان به عنوان نماد روزگار خفقان شدید و سرکوب اندیشه مورد استفاده قرار گرفته است:

به اندیشیدن خطر مکن.
روزگار غریبی‌ست، نازنین
آنکه بر در می‌کوبد شباهنگام
به کُشتن ِ چراغ آمده است

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابان‌اند
بر گذرگاه‌ها مستقر
با کُنده و ساتوری خون‌آلود

روزگار غریبی‌ست، نازنین
و تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند
و ترانه را بر دهان

اما آنچه شاملو در زندگی خود دنبال می‌کند بی‌شک سیر ناب تحول اندیشه است، تحولی که از یک شوونیست فدایی و دوآتشه ما را به یک اومانیست‌ ِ جهان‌وطن می‌رساند2. واژه ی میهن، وطن و ایران که در کتابچه‌های اشعار اولیه شاملو بسیار به کار برده می‌شود هرچه به جلو می‌رویم بیش از پیش جای خود را به واژگان زمین و سیاره و کهکشان می‌دهد.

کاریکاتور احمد شاملو اثر هژیر میرتیموری

کاریکاتور احمد شاملو اثر هژیر میرتیموری

در این میانه، روزگاری رقم می‌‌خورد که شاملو _آیینه‌ی تمام‌نمای اندیشه_ از خطر اندیشیدن می‌گوید؛

به اندیشیدن خطر مکن

شاملو در این شعر و برای تصویر عمق شرایط خفقانی که حاکم گردیده، چه خوب از خطر اندیشیدن می‌گوید، از خطر روزگاری که شخصی‌ترین و خصوصی‌ترین لحظات زندگی تورا به جستجو بپردازند، به دنبال بهانه‌ای: عشق، نور، دوستت دارم، سرود و شعر، نور و شوق همه و همه می‌تواند همان بهانه‌‌ی لازم باشد تا تو باشی و قصاب ِ ساتور و تازیانه به دست. در این میان، این جستجو برای یافتن بهانه، حتی به اعماق وجودت، به درون اندیشه تو هم راه می‌یابد.

اما آیا تنها در همین شرایط و در چنین روزگاری است که اندیشه به خطر تبدیل می گردد، و آیا خطر همان‌هایی است که شاملو به آن اشاره می کند، تازیانه، سرما، کشتن ِ چراغ، قصابان مستقر بر گذرگاه‌ها با ساتورهای خونین و …

نه اینگونه نیست، خطر اندیشه محدود به شرایط و وضعیت ویژه‌ای نمی‌گردد، اندیشیدن همواره خطرناک بوده است و همیشه قربانی می‌گرفته است، 2500 سال پیش در دادگاه یکی از بزرگترین قربانیان اندیشه، او در دفاع از خویش خطاب به محاکمه‌گرانش می‌گوید:

شما مردم این شهر مانند اسب تنبلی هستید که احتیاج دارید برای اینکه براه بیفتید، خرمگسی گاهی به شما نیش بزند، و من همچون آن خرمگس بوده‌ام که نیشکی می‌زده‌ام و شما را به اندیشیدن وامی‌داشته‌ام و اکنون اگر مرا بکشید، دیگری را مثل من نخواهید یافت.

سقراط پیش از نوشیدن جام شوکران، تابلوی «مرگ سقراط» اثر ژاک لویی دیود 1787

سقراط پیش از نوشیدن جام شوکران، تابلوی «مرگ سقراط» اثر ژاک لویی دیود 1787

اما اسب‌های تنبل چرت خود را ترجیح می‌دادند و حکم به مرگ خرمگس دادند. در طول تاریخ هم فروان بوده‌اند اندیشمندانی که سر و کارشان با آتش و دار و گیوتین و جوخه ِ اعدام افتاده است، متاسفانه هنوز هم این داستان اسبان تنبل و خرمگس‌ها ادامه دارد، اما امروزه دیگر مرگ خطر اصلی اندیشه نیست، دردناک‌ترین و در عین حال لذت‌بخش‌ترین خطر اندیشه، خطر تنهایی است، خطر قرار گرفتن در میان اقلیت است، خطر اینکه چون می‌اندیشی، به پرسش می‌گیری و همچون خرمگس نیش می‌زنی و چشم‌بسته با اکثریتی هم مسیر و هم قدم نمی‌شوی و به این بهانه، کار دشوار اندیشیدن را بر دیگران محول نمی‌کنی مورد خشم و غضب آن اکثریت قرار بگیری، انگ بخوری، به سخره ‌گرفته شوی و در نهایت تنها شوی، همان تنهایی که بارها و بارها در اشعار شاملو به آن اشاره شده است:

تنها با خود
تنها با دیگران
یگانه در عشق
یگانه در سرود
سرشار از حیات
سرشار از مرگ 3

و یا:

توان ِ غمناک ِ تحمل ِ تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنهایی ِ عریان 4

شرایط اصلاً مهم نیست، اگر می‌اندیشی، در هرشرایطی، در هر ساختار سیاسی و در هر بافت اجتماعی‌ای بازهم تنها و در اقلیت خواهی بود، شرایط تغییر می‌کند، ساختارهای سیاسی عوض می‌شوند، بافت اجتماعی دگرگون می‌شود اما همچنان اندیشه خطرناک و خطرناک باقی می‌ماند و قربانی می گیرد. اما آنکه راه اندیشه را می‌گزیند از همان ابتدا به این خطر آگاه است، او توان تحمل این تنهایی را در خود دیده است و با آغوش باز به پیشوازش، به پیشواز این تنهایی پرهیاهو 5 می‌رود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانویس:

1- در این بن‌بست  31 تیر 1358 از مجموعه «ترانه‌های کوچک غربت»

2- نمونه‌های اندیشه شوونیستی شاملو را در اشعار اولیه او می بینم به عنوان مثال در آذر 1324 در شعر پرچمدار می‌نویسد:

همقطار! اگر گلوله‌ای به سینه‌ات رسید و قلبت را سوراخ کرد، مبادا پرچم را رها کنی… تو باید آنقدر جسارت داشته باشی که پرچم را تا آخرین لحظه‌ی نبرد برافراشته نگاه بداری!

این صدای ارواح فدائیانیست که در آسمان‌ها خدا را خوانده و از او برای شما نیرو می‌طلبند…

آهای؟ سربازان رشید ما! با شهامت پیش برانید… این آسمان نیست که می‌غرد؛ فرشتگانند که کوس افتخار ما فرو می‌کوبند، مادر میهن ست که فریاد می‌زند:

«ایرانیان به پیش!»

در مورد اشعار اومانیستی و جهان وطنی شاملو هم فکر می‌کنم نیاز به معرفی نوشته‌ی خاصی نباشد، بسیاری از شاهکارهای فلسفه‌آمیخته شاملو به خصوص اشعار مجموعه‌‌های «مدایح بی صله» و «در آستانه» نمونه‌ی این اندیشه شاملو است.

3- ما نیز روزگاری – 22 مهر 1372 از مجموعه‌ی «در آستانه»

4- در آستانه – 29 آبان 1371 از از مجموعه‌ی «در آستانه»

5- عنوان کتاب مشهور هرابال بهومیل نویسنده نامدار چک

Read Full Post »