Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘ملت’

بیچاره ملتی که نیاز به قهرمان داشته باشد

برتولت برشت (1898 – 1956)

و چه خوب که عمر آدمی از قرنی تجاوز نمی‌کند که اگر غیر از این بود، امروز برشت باید به نظاره‌ی مردمانی می‌نشست که نه تنها به قهرمان نیاز دارند، بلکه قهرمانی را چون جامه‌ای عاریتی بر تن ناکسان می‌پوشانند.

Advertisements

Read Full Post »

یاد یک جوکی افتادم:

یک روز دزدا میریزن خونه یک بابایی و تصمیم می‌گیرن به زنش تجاوز کنن، یک خط روی زمین می‌کشن و به مرده می‌گن پاتو از این خط اینور نزاری هـا و شروع می‌کنن ترتیب زنش رو دادن، خلاصه کار همه‌شون که تموم میشه و وسائل خونه رو که بار می‌زنن و می‌برن زنه رو می‌کنه به شوهرش و میگه تو چرا هیچ کار نکردی و مرده جواب می‌ده که چرا اتفاقاً وقتی حواسشون نبود چندبار پامو گذاشتم اونور خط.

حالا شده حکایت جلسه پرسش و پاسخ جناب میرحسین موسوی در دانشگاه مازندران و خط روی زمین. دانشجویی که برای طرح سوال به پشت میکروفون می‌ره از موسوی می‌خواد که به صراحت به سوالات پاسخ بده:

«آقای موسوی سوالات ما زیاد است. لطفا یادداشت بردارید. خواهش می کنم به همه آنها جواب دهید.امیدواریم کمبود وقت را توجیهی برای ابهام در گفتارتان نکنید چون جواب صریح نیازی به اطناب و درازگویی ندارد.»

و در ادامه شش سوال از موسوی مطرح می‌کنه. سوال دوم اینه که:

«۲- بیست سال سکوت کردید. بیست سالی که ملت در آن وقایعی همچون قتل‌های زنجیره‌ای و حادثه تلخ ۱۸ تیر را به چشم دیدند. آیا ضرورتی نداشت که شما به عنوان پیشکسوت عرصه سیاست کشور، موضعی را اتخاذ می‌کردید؟»

و اما پاسخ جناب میرحسین موسوی:

“من ۲۰ سال سکوت نکردم و با بستن فله‌ای مطبوعات مخالفت کرده‌ام”

بـــــعــــــلـــه جناب آقای میرحسین موسوی سکوت نکرده بودند و در طول این بیست سالی که ترتیب ملت داده می‌شده حداقل یکبار پاشون رو اینور خط گذاشتن.

silent

Read Full Post »