Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘غیرخودی’

همچنان که بازی رفسنجانی‌گونه‌ی من می‌آیم، من نمی‌آیم محمد خاتمی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم ادامه می‌یابد، تقابل دو نوع تفکر غالب در میان دموکراسی خواهان (تحریم یا شرکت) نیز پررنگ‌تر می‌گردد.

مشوقان شرکت در انتخابات بر این موضوع تاکید دارند که گذار به دموکراسی امری تدریجی و زمان‌بر است و به قدرت رسیدن اصلاح‌طلبان‌ ِ میانه‌رو و جایگزیین شدن آنها به جای اصولگرایان افراطی، به این گذار تدریجی کمک خواهد کرد. در مقابل حامیان تحریم انتخابات، بر این موضوع تاکید می‌کنند که انتخاب اصلاح‌طلبان حکومتی معتقد و وفادار به نظام ولایت مطلقه فقیه، نه تنها گره‌ای از کر فرو بسته‌ی دموکراسی خواهان و شهروندان ایران باز نخواهد کرد بلکه دست حکومت را در تبلیغات کر کننده‌ی خودش با استناد به میزان مشارکت در انتخابات باز خواهد گذاشت.

طرفداران مشارکت در انتخابات و انتخاب مجدد اصلاح‌طلبان برای ریاست جمهوری دهم برای تقویت نظر خود، استدلال‌هایی ارائه می‌دهند. رئوس این استدلال به شکل خلاصه عبارتند از:

  • 1- تنها راه گذار به دموکراسی اصلاحات تدریجی است.
  • 2- عدم مشارکت در انتخابات یعنی حمایت از احمدی‌نژاد (گروه‌های افراطی) و تحریمیان به دنبال یک انقلاب هستند که هم شرایط ایران امروز برای چنین اتفاقی مهیا و مساعد نیست و هم گام گذاشتن در مسیر یک انقلاب مجدد، یک اشتباه مجدد خواهد بود.
  • 3- عدم مشارکت در انتخابات و تحریم آن خواست قلبی حکومت است و در صورت تحریم، حکومت آمار مورد نظر خود را از میزان مشارکت ارائه می‌دهد و نامزد مورد نظرش هم به کرسی ریاست جمهوری خواهد رسید.
  • 4- اصلاح‌طلبان شرایط اقتصادی و زندگی روزمره مردم را به شرایط عادی برمی‌گردانند و وجهه‌ی بین‌المللی ایران را بهبود می‌بخشند.
  • 5- اصلاح‌طلبان با تساهل و تسامح بیشتری باعث ایجاد آزادی‌های اجتماعی، آزادی مطبوعات و نشر و آزادی فعالیت‌های مدنی می‌گردند و این امر نهایتاً باعث ایجاد بستر مناسب گذار به دموکراسی خواهد گردید.

election_khomeini

به  فرض پذیرش درستی تمامی این استدلالات این نوع تفکر (تاکید می‌کنم به فرض)، می‌توان نتیجه گرفت که انتخاب یک دولت اصلاح‌طلب در نتیجه مشارکت حداکثری واجدین شرکت در انتخابات، یک پیروزی برای جنبش دموکراسی خواهی و شکستی برای حکومت محسوب می‌شود. به زبان دیگر این انتخاب در وهله‌ی اول در کوتاه مدت و در نهایت در بلند مدت، به نفع* مردم ایران و به ضرر حاکمان است. به طور دقیق،‌ در سیستمی که جامعه را به دو دسته‌ی اقلیت خودی‌ها و اکثریت غیر‌خودی‌ها تقسیم می‌کند، تحلیل مشوقان مشارکت در انتخابات و انتخاب اصلاح‌طلبان این است که چنین انتخابی به منفعت اکثریت ایرانیان (غیر‌خودی‌ها) و به ضرر و کاملاً برخلاف خواست حاکمان (خودی‌ها) است.

در این میان پرسشی که برای من ِ شاهد ِ این استدلال و نتیجه‌گیری محتوم از آن پیش می‌آید**، این است که اگر انتخاب اصلاح‌طلبان به ضرر حکومت و برخلاف خواست آنان است، و ترجیح آنان انتخاب یک رئیس جمهور اصولگرا (احمدی‌نژاد، ولایتی، قالیباف، لاریجانی، حداد عادل، پور محمدی و …) و یا حتی کروبی است، چرا حاکمان با استفاده از تمامی ابزارها و روش‌های قانونی، فراقانونی و غیرقانونی‌ای که در اختیار دارند جلوی این انتخاب را نمی‌گیرند؟

الف: آیا این انتخاب را اصولاً باعث متضرر شدن خود و یا از دست دادن منافعشان نمی‌دانند؟ (در این صورت این استدلال که حکومت مخالف چنین انتخابی‌است قوت خود را از دست می‌دهد.)
ب: آیا حاکمان توانایی درک و تشخیص ضرر موجود در این انتخاب را ندارند؟ آیا هرگز این استدلال طرفداران اصلاح‌طلبان که فراوان هم تکرار می‌شود به گوششان نرسیده است؟
ج: آیا حاکمان ما (که هر روزه شاهد دروغ‌گویی، تقلب، دورویی، سوءاستفاده، خیانت و … آن‌ها هستیم) به ناگاه دارای چنان سطحی از رواداری و قانون‌مداری شده‌اند که برای صیانت از رای مردمان حتی حاضر به متضرر شدن خود هستند و یا از منافع خود به نفع رای مردم چشم‌پوشی می‌کنند؟
د: آیا این انتخاب متضمن منافع «حقیقی» هر دو گروه مردمان و حاکمان است؟ (چنین سخنی در یک نظام سیاسی مبتنی بر تقسیم‌بندی خودی/غیرخودی سخنی نادرست است چراکه منافع این دو دسته در این نظام‌ها در تعارض با یکدیگر قرار دارند، مگر اینکه در این نظام تغییراتی روی‌داده باشد.)
ه‍: آیا حاکمیت به دلیل هزینه‌هایی که ممکن است متحمل شود نمی‌خواهد و یا نمی‌تواند از تمامی ظرفیت‌های علنی و غیرعلنی خود برای جلوگیری از این انتخاب بهره برد؟ اگر چنین است هزینه احتمالی مورد نظر هواخواهان مشارکت در انتخابات چیست؟ به عنوان مثال اگر رهبر انقلاب (رهبر مسلمین جهان و ولایت مطلقه امر) در یک جلسه خصوصی به محمد خاتمی ( وفادار در حرف، نظر و عمل به ولایت مطلقه فقیه) بگوید که حضور شما در انتخابات به منفعت اسلام و انقلاب نیست و پذیرش این توصیه! توسط محمد خاتمی، چه هزینه‌هایی به حاکمیت تحمیل خواهد نمود؟

در جواب این پرسش ممکن است به انتخابات ریاست جمهوری هفتم در خرداد 76 ارجاع شوم و اینکه چطور حاکمیت در آن زمان اجازه چنین انتخابی را داد؟ معتقدم که به هر موضوع باید در ظرف زمانی همان موضوع نگریست، شرایط امروز با شرایط 11 سال پیش یکسان نیست و هیچکس نمی‌تواند تضمینی ارائه دهد که حاکمیت باردیگر همان رفتار سال 76 خود را در پیش گیرد.

توضیح
* در این بحث از واژه‌های منفعت و ضرر با توجه به ماهیت نسبی آن‌ها استفاده شده است.
** مخاطبین این پرسش افرادی هستند که فقط در راستای آینده‌ای بهتر برای ایرانیان به این جمع‌بندی رسیده‌اند و نه کسانی که به مثابه ستاد تبلیغاتی رسمی اصلاح‌طلبان حکومتی فعالیت می‌کنند.

Advertisements

Read Full Post »