Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘غرض‌ورزی’

تقریباً یکسال پیش، شاهد گفتگوی سهراب‌اخوان با دو هنرمند ایرانی‌تبار آمریکایی در تلویزیون ماهواره‌ای اندیشه بودم. ماز جبرانی (در اصل مازیار جبرانی و مجری استندآپ کمدی محور شیطانی) و آنتونی عزیزی (در اصل کمال روشن یا کمال عزیزی) میهمان برنامه‌ بودند. صحبت از نقش‌های پیشنهادی به این دو بود و اینکه چگونه پا به هالیوود گذاشته‌اند. هر دو با اطمینان کامل از این صحبت می‌کردند که در شروع کار تنها نقش تروریست‌ها به ما پیشنهاد می‌شد، اما کم‌کم ما به این نتیجه رسیدیم که دیگر چنین نقش‌هایی را نپذیریم،‌ و پس از گفتن این جملات شروع به تعریف و تمجید از فرهنگ و هویت والای ایرانی کردند و اینکه سینمای هالیوود باید بپذیرد که ما ایرانیان با این هویت منحصر به فرد و فرهنگ والا، تروریست نیستیم و دیگر چنین نقش‌هایی را به ما پیشنهاد ندهند. البته آنجا کسی نبود که بگوید ماز و آنتونی نازنین، دم خروس رو خیلی خوب مخفی نکرده‌اید، حیف آن هویت والا نبود و این نام‌ها!

حالا حکایت برنامه‌ی تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی است. دیشب اولین شب پخش برنامه‌های بی‌بی‌سی فارسی بود، با دوستی تلفنی صحبت می‌کردم، پرسیدم چه خبر از برنامه‌های بی‌بی‌سی؟ پاسخ داد که شروع شده و به نظر از برنامه‌های صدای آمریکا متنوع‌تر و شادتر می‌آید. گفت که بی‌بی‌سی فارسی صحبت از نظرسنجی ‌کرده که از ایرانیان سوالاتی را پرسیده و از آن جمله اینکه آینده ایران را چگونه می‌بینید و در کمال ناباوری 70 درصد ایراینان آینده‌ای مثبت برای خودشان متصورند در حالیکه براساس همین نظر سنجی تنها 30 درصد آمریکاییان آینده‌ای مثبت را انتظار می‌کشند. نمی‌دانم جامعه این آمارگیری چه کسانی و در کجا بوده‌اند، چیزی که من هرروز در میان همشهریان عادی خود به وضوح مشاهده می‌کنم، اینست که بسیاری با این واژه کلاً بیگانه‌اند. آینده ؟! و بسیاری تنها در فکر گذران امروز خود هستند. بسیاری از آن عده‌ای هم که آینده برایشان مفهومی دارد، یا به فکر مهاجرت به گوشه‌ای از دنیا هستند و یا به داشتن سرپناهی و شغلی قانعند. در پاسخ دوستم گفتم که بازهم ما ایرنیان متوهم و صورت از سیلی سرخ کرده.*

بالاخره به خانه می‌رسم و پای برنامه‌ی بی‌بی‌سی فارسی می‌نشینم، برنامه‌ای به نام نوبت شما به مجری‌گری پونه قدوسی در حال اجراست. صحبت از تصویر ایران در میان جهانیان است. در پشت تلفن همشهری من می‌گوید که اشکال ما ایرانیان این‌است که احساساتی فکر می‌کنیم و این احساسات جلوی تفکر عاقلانه‌ی ما را می‌گیرد. در آنسوی تلفن دختر پایتخت‌نشین با حرارت از انرژی مثبت احساساتی بودن حرف می‌زند و ایراینان مشهور در دنیا، و پونه قدوسی سراسیمه به میان حرف می‌پرد که «حتماً ایرانیان مشهور در دنیا را می‌شناسید».

iranian_identity

آنتونی، ماز و فرن (به فتح ف و کسر ر)

همراه با بی‌بی‌سی فارسی به میان لندن‌نشین‌ها می‌رویم تا ببینیم تصویری که از ایران دارند چگونه است، اولین نفر یک زن جوان سیاه‌پوست است، او از ایران تصویر مناقشه و تروریسم در ذهن دارد. نفر بعدی پیرمرد انگلیسی، خود توضیح می‌دهد که تصویری که از ایران در دهن دارد همان چیزی است که رسانه‌های غربی (احتمالاً منظور، پرقدرت‌ترین رسانه انگلستان بی‌بی‌سی نیست!) از ایران تصویر کرده‌اند (همان تصور زن سیاه‌پوست اولی) اما ایرانیانی که او دیده‌است همگی مردمانی نازنین بوده‌اند. نفر سوم و آخر، زن میان‌سال تپل انگلیسی با قاطعیت می‌گوید که مردمان ایران بسیار مردمان خوبی هستند و در انتها هم به فارسی و البته با لهجه می‌گوید خداحافظ، قربان شما!

به داخل استودیو برمی‌گردیم،‌ به شکلی بسیار عجیب، تفاهم عمیقی بین ایرانیان، از گوشه‌ و کنار ایران و آوارگان و مهاجران پخش شده در تمام چهارگوشه‌ی کره خاکی وجود دارد. از شهریار، اهواز، مشهد،‌ تهران، شهر ری، کوالالامپور، کویت، دانمارک، دبی، ترکیه، افعانستان و … همگی بر این موضوع توافق دارند که تصویر نادرست و منفی‌ای از ایران در میان مردمان دنیا وجود دارد و این تصویر تماماً به دلیل سیاه‌نمایی رسانه‌های غربی است که همگی اهداف سیاسی خود را از این طریق دنبال می‌کنند.

تنها جهان‌شاه جاوید (مدیر سایت ایرانیان | احتمالاً لس‌انجلس نشین معلوم‌الحال)، پسری از زوریخ و جوانی که از اهواز به روی خط آمده است به نقش دولتمردان ایران در این تصویر اشاره می‌کنند که معمولاً با مخالفت صریح یا تلویحی دیگران هم روبرو می‌شود. جوان اهوازی می‌گوید که دولتمردان ما زمینه‌ی سیاه‌نمایی رسانه‌های غرض‌ورز غربی را آماده کرده‌اند و پونه مجری برنامه به میان حرف می‌آید که آیا رفتار و کردار ما ساکنان ایران در داخل و خارج از کشور تاحدی مسئول این تصویر نیست؟ علی از زوریخ می‌گوید که تصویر کلی که از ایرانیان وجود دارد، انسان‌های خرافه‌پرست است، و این حرف او با مخالفت فرد ساکن در ترکیه روبرو می‌شود که ما ایراینان اصلاً خرافه‌پرست نیستیم و هرکه از پیشرفت‌های علمی برخوردار باشد امکان ندارد که خرافه‌پرست باشد. (منظور پیشرفته بودن ما ایرانیان از نظر علمی است احتمالاً). پونه قدوسی مجری برنامه از ایرانی دیگری که در دبی ساکن است می‌پرسد خصوصیات عمده‌ی ایرانیان را بگو، می‌گوید خرد و تعقل !! و مهمان‌نوازی.

ای‌میل‌های رسیده به برنامه‌ هم اکثراً بر هویت والای ایرانی و نقش رسانه‌های غرض ورز و سیاسی غربی در تخریب چهره‌ی این هویت تاکید دارند. (به غیر از سه ایمیل که دوتای آنها از همزبانان افعانی ما هست)

پونه قدوسی به سراغ همکارش فَــِرن (به فتح ف و کسر ر) (فرناز تقی‌‌زاده| برنامه‌ساز مجله زیگ‌زاگ و همکار بهزاد بلور در روز هفتم بی‌بی‌سی | پیدا کنید دم خروس را) می‌رود، فرن سایتی را معرفی می‌کند به نام فراتراز فوق سری، سایتی که به قول او سعی در نشان‌دادن ایران واقعی دارد. فرن می‌گوید که در سایت گفته شده که در ایران همواره تندروی و بنیادگرایی دیده نمی‌شود، بلکه واقعیت چیز دیگری است و سپس عکس‌هایی از پیست اسکی و مردمان در حال انجام اسکی را نشان می‌دهد. فرن می‌گوید که این سایت عکس‌های از پیست‌های اسکی، کوه‌های پوشیده از برف و پارتی‌های ایرانی به نمایش گذاشته تا تصویر واقعی ایران را نمایش دهد!

در اواخر برنامه نوبت شما، دوربین برنامه به میان همزبانان افغانی ما در کابل می‌رود، چهارنفری که مورد مصاحبه قرار می‌گیرند همگی تصویری درخشان از ایران در ذهن خود دارند. از همه جالب‌تر جوان افغان است که با همان لهجه‌ی شیرین خودش می‌گوید ایران کشوری است، آزاد،‌ دموکرات، پیشرفته، عاری از نقض حقوق بشر، عاری از تعصبات قومی!! (عجب)

خوشبختانه برنامه‌ی نوبت شما دیگر به پایان می‌رسد. چه در مغز برنامه‌سازان این تلویزیون می‌گذرد هنوز مشخص نشده، اما این شروع که من رو شدیداً ناامید کرد. به خصوص وقتی که می‌بینیم هنوز هم پدران ما بی‌بی‌سی را یکی از عوامل مهم وقوع انقلاب غیرضروری 1357 می‌دانند و هنوز هم به خاطر همین سابقه، بی‌بی‌سی یکی از بدنام‌ترین رسانه‌های غربی در میان مردم ایران است. آیا این بار هم قرار است آشی برای ما پخته شود؟

باورش برایم سخت است که انتخاب سه مصاحبه‌ی افراد نگلیسی و ترتیب چیدمان آن‌ها، مصاحبه‌ی چهار افغانی، و همینطور افرادی که بر روی خط آمده‌اند همینطور تصادفی به این شکل درآمده است و هدفی در پشت آن نهفته نیست. برایم سخت است که ایرانیان مهاجر و گریزان به گوشه‌ و کنار دنیا، ادعا کنند که تصویر موجود از این ایران در ذهن جهانیان تنها ساخته و پرداخته رسانه‌های غربی است،‌ چرا که حضور میلیون‌ها ایرانی در گوشه‌ و کنار دنیا خود به بهترین شکل تصویر منفی ایران را به نمایش می‌گذارد، کشوری که مردمانش را از خود فراری داده چگونه می‌تواند مدعی باشد که تصویر منفی‌اش به خاطر عملکرد خودش نیست! و چگونه ایرانیان مهاجر چنین ادعایی را مطرح می‌کنند، آیا آن‌ها هم از همین تصویر منفی ساخته و پرداخته رسانه‌های غربی (و در راس آن‌ها بنگاه خبرپراکنی دولتی بریتاینا، بی‌بی‌سی) فرار کرده‌اند؟

farvasar

هویت ایرانی؛ سرگردان در میان پاره‌های متفاوت و متضاد یا همان پیتزای قرمه‌سبزی

مثل اینکه هنوز هم یک داروی موثر برای بیماری توهم و خود‌بزرگ‌بینی تاریخی ما ایرانیان کشف نشده است، شاید هم هرگز چنین دارویی کشف نشود. اما اگر فکری برای این بیماری مزمن خود نکنیم، مطمئن باشید که با کمک تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی، این بیماری به هلاک بیمار منتهی خواهد شد.

____________________________________________________________

* درهمین رابطه مطلب قابل تامل دکترگوشزد با عنوان تلویزیون بی بی سی بر فراز منبر! را بخوانید، در جایی از این نوشته آمده که:
» آیا 70% مردم ایران مسیری که کشورشان در آن حرکت می کند (یا ساکن است و یا عقب گرد می کند) را صحیح می دانند؟به راستی اگر دولت احمدی نژاد چنین آماری را گزارش می کرد تا چه میزان مورد استهزای جامعه ایرانی و به خصوص کاربران اینترنتی (و مثلا کاربران سایت بالاترین) قرار می گرفت که امروز همه مسحور آن «لباس زیبا» تحمیق خود را در برابر این آمار نمی بینند؟»
__________________________________________________________________

پی‌نوشت 1: در شب دوم برنامه‌ی بی‌بی‌سی، برنامه‌ای پخش شد که سعی داشت منکر نقش رادیو بی‌بی‌سی فارسی در وقوع انقلاب 57 شود، و این نظر را مرتبط با تفکر دایی‌جان ناپلئونی قلمداد کند. همزمانی شروع به کار تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی با سالروز خروج محمد‌رضا پهلوی و پخش برنامه‌ای مرتبط با آن بلافاصله پس از شروع به کار شبکه که تلاشش تخفیف نقش بی‌بی‌سی در مورد انقلاب ایران به حد یک رسانه‌ی مستقل غیرسیاسی و صرفاً در راستای انتشار آزادانه اخبار است، به نظر من قابل توجه است و البته ممکن است این همزمانی کاملاً تصادفی باشد.

پی‌نوشت2: در همین برنامه، در توضیحات انگلیسی مدیر بی‌بی‌سی در آن سال‌ها، هرجا خمینی‌ گفته می‌شود، در زیرنویس آیت‌الله خمینی نوشته می‌شود !

پی‌نوشت3: در مورد عکس اشتباهی رخ داده بود که تصحیح شد. به اشتباه از عکس فرناز قاضی زاده (همسر سینا مطلبی) به جای فرناز تقی‌زاده (فـــرن) استفاده کرده بودم. با تشکر از جناب آقای نیما اکبرپور که این اشتباه را به من گوشزد کردند.

پی‌نوشت 4: بسیار از ایرانیانی که نام خود را به نام‌های غربی تغییر می‌دهند، ادعا می‌کنند که این کار را به خاطر سختی تلفظ نامشان انجام داده‌اند و نه هیچ‌چیز دیگری (مثلاً مازیار جبرانی ادعا می‌کند که در مراسم ازدواجش که در مکزیک انجام گرفته مسئول ثبت ازدواج نمی‌توانسته نام او و همچنین نام همسرش را به درستی بیان کند)، ادعایی که من خیلی صادقانه نمی‌پندارمش. با این استدلال اولین کسی که نامش را می‌بایستی تغییر می‌داد شهره‌ آغداشلو بود که به تائید خود او همواره تلفظ نامش برای انگلیسی‌زبان‌ها بسیار دشوار بوده است.

Read Full Post »

این مطلب در تاریخ 10 دسامبر 2008 (20 آذر ماه 1387) ویرایش شد، فایل پی‌دی‌اف مطلب اصلی در این آدرس قرار دارد.

در سال 1966 زمانی که کمپانی‌های اتوموبیل سازی مشهور امروز چون میتسوبیشی، مزدا، سوبارو، هیوندای و کیا اصلاً وجود نداشتند، کمپانی اتومبیل‌سازی روتس در انگلستان، شروع به تولید اتوموبیلی به نلم هیلمن هانتر کرد. خط تولید هیلمن هانتر در سال 1967 با تلاش محمود خیامی در ایران راه‌اندازی شد، محصول تولیدی این شرکت (ایران ناسیونال) پیکان نام گرفت. هیلمن هانتر توسط شرکت اصلی سازنده‌ی آن تنها تا سال 1979 تولید شد و از آن زمان به بعد به دلایل متعددی تولید این اتوموبیل متوقف شد. اما در ایران پیکان تا سال 2005 همچنان تولید می‌شد. هنوز هم خیابان‌های ایران پر از پیکان‌ها هست، در کنار این پیکان‌ها اتومبیل‌های بسیار پیشرفته و جدید هم به چشم می‌خورند، از لامبورگینی مورچیالاگو و فراری گرفته تا رده‌های مختلف بنز و بی‌ام و و لکسوس تا هیوندای سوناتا و آزارا و تویوتا کمری و کورولا (که دیگه ماشین‌های معمولی به حساب میان) را می‌‌توان در خیابان‌های ایران دید.

اما داستان ما درباره پیکان* پرستان است، پیکان پرستان، پیکان را اتوموبیلی برای تمام فصول، تمام شرایط آب و هوایی، تمام شرایط جغرافیایی و تمام شرایط زمانی می‌دانند. آنها معتقدند که فقط با پیکان است که می‌توان معنای واقعی خوشبختی و سعادت را درک کرد. این افراد فکر می‌کنند که تمامی کسانی که اتوموبیل‌های دیگری به جز پیکان سوار می‌شوند در انحراف و گمراهی به سر می‌برند و نهایتاً روزی پیکان تمام دنیا را فتح خواهد کرد. آنها معجزات متعدد و غیرقابل باوری برای پیکان قائلند. این معجزات توسط مستنداتی چون کتابچه‌ی راهنمای پیکان، بهارالنوربالا، الیخ‌شکن و تفسیر البخاری النفتی (که کتابی چندین ده جلدی است) تائید شده است. وقتی به آنها می‌گویی که پیکان اتوموبیلی از رده خارج و غیراستاندارد است و با شرایط این دوره‌ی زمانی منطبق نیست، با حرارت تمام از پیکان دفاع می‌کنند، در پاسخ می‌گویند که استانداردها را باید با پیکان تطبیق داد و نه بلعکس، می‌گویند که براهین متعددی موجود است که پیکان برترین ماشین روی زمین است و شما چشمان خود را بر حقیقت بسته‌اید. از براهین‌شان که می‌پرسی می‌گویند که در کتابچه‌ی راهنمای پیکان بر برتری بی‌چون و چرای این اتوموبیل تاکید شده است. شیخ محمود خیامی نیز در کتاب کنج‌الخلاف نوشته است که «هرکس بمیرد و حداقل روزی سند پیکانی به نام خود نداشته باشد انگار به سنت شترسواران مرده است». وقتی با این اعتراض مواجه می‌شوند که خوب شیخ محمود خیامی قرار بوده از اتوموبیل ساخته‌ی خود تعریف کند و اصلاً از کجا معلوم که او چنین حرفی زده باشد می‌گویند نه خیر آنچه شیخ محمود گفته بر طبق آن چیزی که در کتابچه‌ی راهنمای پیکان آمده است تغییر ناپذیر است و این کتاب دقیقاً همانند روز اول خود باقی‌مانده و کوچکترین تغییر یا ویرایشی در آن صورت نگرفته است. می‌گویی عزیز من، این همه اتومبیل جدید با امکانات ایمنی و فنی بسیار بهتر تولید شده و آسایش و امنیت بیشتری برای سرنشینان اتوموبیل ایجاد کرده است، شیشه‌بالابر برقی، سی‌دی چنجر، تنظیم برقی ارتفاع صندلی، کیسه‌ی هوا، ترمز ای‌بی‌اس، دنده‌ی اتومات، گرمکن شیشه‌عقب، تنظیم برقی آینه بغل، 16 سوپاپ، با مصرف سوخت بسیار پایین و آلودگی هوای کمتر و …. اونوقت تو چسبیدی به این اتوموبیل عتیقه‌ی عهد بوق. پاسخ می‌شنوی که اینها دنیاپرستی است و تجملات. برای خوشبخت شدن احتیاجی به ترمز ای‌بی‌اس و کیسه‌ی هوا نداری. می‌گی خوب تصادف می‌کنی کشته می‌شی! پاسخ می‌گیری که در روایت هست که هرکسی در پشت فرمان پیکان تصادف کند و بمیرد تمامی بازماندگانش خوشبخت‌ و سعادتمند خواهند شد. وقتی که بیش از حد بر قابلیت‌های فنی و ایمنی اتوموبیل‌های امروزی تاکید می‌کنی به تو می‌گویند که تو درک و آگاهی‌ای نسبت به آنچه در موردش صحبت می‌کنی نداری. اینها مسائلی است که از درک انسان عادی خارج است و احتیاج به تفسیر دارد و برای همین است که برای کتابچه‌ی راهنمای پیکان به تعداد صفحات 234 صفحه، تفسیر البخاری النفتی نوشته‌ شده در 36 مجلد. باید حداقل این تفسیر، کتاب‌های صحاح رابعه‌‌ی گلگیر، تاریخ البیکانی و کنج‌الخلاف رو مطالعه کرده باشی تا بتونی در این مورد نظر بدی. می‌گویی بابا جان، این اتوموبیلی که تو داری ادعا می‌کنی برای تمام دوران است تا همین سه سال پیش برف‌پاک‌کنش چپکی کار می‌کرد و به جای جلوی دید راننده اون سمت دیگه رو تمیز می‌کرد، جواب می‌دن که این نشون دهنده‌ی ارزش بسیار بالایی است که پیکان برای شاگرد قائل شده است و اگر چیزی به نظر شما عیب می‌آید حتماً در آن کار حکمتی هست که هنوز  برای بشر کشف نشده. به سراغ کتاب بهار‌النوربالا می‌ری در صفحه 127 از جلد سوم کتاب چاپ سوم استاملول، با این حدیث روبرو می‌شی که صندوق عقب پیکان گنجایش بار به اندازه یک کامیون 10 تن را دارد. می‌گویی آیا این حرف با عقل شما قابل پذیرش است؟ در جواب ابتدا می‌گویند که باید سندیت این حدیث تائید شود، حدیث‌های ضعیف هم در این کتاب‌ها  وجود دارد. می‌پرسی مگر حاج‌عبدالقادرخان ایران ناسیونالی نویسنده بهارالنوربالا معتبر نیست؟ می‌گویند در اعتبار او که شکی نیست ولی ما معتقدان پیکان جوانان دو کاربراتوره بر خلاف اهالی پیکان کارلوکس هیچگاه نگفتیم که هرچه در کتاب‌ها آمده است درست و قابل پذیرش است. آنها هستند که می‌گویند هر چه در صحاح رابعه‌ی گلگیر آمده است بی‌شک درست است. می‌گویی من با عقل خودم فکر می‌کنم که این حدیث چرت محض است، می‌گویند که توهین نکن مردک؛ مگر نمی‌دانی که باید به همه‌ی عقاید احترام بگذاری، تو چطوری می‌تونی در این مورد نظر بدی وقتی که علمای عظمای پیکان شناس بعد از ده‌ها سال مطالعه اسناد و مدارک و اصول و سالیان سال دود چراغ خوردن نمی‌توانند به این صراحت نظر بدن. به دنبال فمهیدن سندیت حدیث از هر کدام که می‌پرسی چیزی می‌گوید، یکی می‌گوید که حدیث ضعیف است، دیگری می‌گوید قوی است، یکی می‌گوید این حرف بر اساس تئوری نسبیت انیشتین گفته شده و کاملاً درست است که در صندوق عقب پیکان چنین گنجایشی وجود دارد، دیگری می‌گوید این بر اساس اصل عدم قطعیت هایزنبرگ گفته شده. سومی ادعا می‌کند که باید از دریچه‌ی فیزیک کوانتومی به آن نگریست و تو هم که درباره نسبیت و عدم قطعیت و فیزیک کوانتوم بی‌سوادی. اصلاً تو کتاب «اعجازهای علمی، ریاضی، شیمیایی،‌ بیوفیدبکی، کاردیوگرافیکی ونانوتکنولوژیکی پیکان» رو خوندی. می‌گویی ای بابا اینهمه داستان نداره که، آقا من تست کردم بیشتر از 220 کیلو نتونستم چیزی توی صندوق عقب پیکان قرار بدم، تازه این به کنار مصرف بالای بنزینش رو چی‌ می‌گی، هر بار که میرم بنزین بزنم به اندازه یک شورولت هشت سیلندر باید پول بنزین بدم، وقتی هم سرعت ماشین به 100 کیلومتر در ساعت می‌رسه که همه‌ی ماشین می‌لرزه انگار الان وسط خیابون از هم می‌پاشه، کولر هم که نداره توی تابستون مثل سگ باید عرق بریزم، بخاری‌ش هم که تا راه بیوفته من به مقصدم رسیدم، دویست بار هم دیدم که سرنشیناش رو وسط بیابون، زمین گذاشته. حالا کمری و سوناتا رو بی‌خیال همین پراید هم از این قراضه بهتر کار می‌کنه. چشمت روز بد نبینه، انگار بدترین حرف روی زمین رو گفتی، فحشو می‌بنده بهت که مردک بی‌سواد تو اصلاً چی از اتوموبیل سرت میشه، این حرفا که می‌زنی معلومه از بی‌سوادی و نفهمی و غرض‌ورزی‌ت هستش وگرنه برو ببین در مورد پیکان چه چیزا گفته شده، تازه ناصرخان حجازی و بهروز وثوقی و صادق‌کرده هم پیکان جوانان سوار می‌شدند. اگه بد بود یعنی اونا نمی‌فهمیدن و فقط تو می‌فهمی، تو به همه‌ی این بزرگان توهین کردی. در ضمن در مسابقات 1600‌سی‌سی تهران در سال 1348 هم پیکان تونسته اول بشه. حیف که رأفت پیکانی شامل حالت میشه وگرنه باید سنگسارت می‌کردن. برو ببین دشمنا و بیگانه‌ها در مورد همین پیکان چه چیزا گفتن، همونا از شماها منصف‌ترن. ریکاردو آلتوبلی (که خودش تمام عمر فیات داشته) گفته که «کسی که پیکان را ببیند و تمام زندگی خود را برای بدست آوردنش فدا نکند از انسانیت بویی نبرده». دومنیک پل‌ارگون (که حتی یکبار هم سوار پیکان نشده)  گفته: «باید با تمام وجود در مقابل برتری پیکان سر تعظیم فرود آورد و به حقانیتش ایمان آورد» و کارل ایمانوئل انگلستون (که اصلاً با هر نوع اتوموبیلی مخالف بوده و همه‌ی عمرش سوار کالسکه می‌شده و جمله‌ی معروف اتوموبیل بلای توده‌هاست از اوست) گفته: «پیکان همانند یک مرکب الهی است که انگار توسط پروردگار و با دستان خودش برای سعادت انسان ساخته شده است»

پاسخ می‌دی که عموجان مقام اول در مسابقات 40 سال پیش چه ارتباطی داره، اینکه ناصر حجازی و بهروز وثوقی و سیمین غانم 35 سال پیش سوار پیکان می‌شدند چه ربطی داره، مگه من صحبت 40 سال پیش رو می‌کنم، دارم درباره شرایط امروز صحبت می‌کنم. این چیزایی هم که از این بزرگان گفتی هیچ کدومش سند و مدرک درست و حسابی نداره. آخر آخرش پاسخی که می‌گیری اینه که شماها همه‌تون از دشمنان قسم خورده هستید و به خاطر بی‌سوادی و نااگاهی و از روی عناد و دشمنی دارین با حقیقتی که چون آفتاب روشنه مبارزه می‌کنین. حکومت جهانی پیکان که بوجود آمد اون زمان خودتون باور خواهید کرد!!

پیکان اسلامی

پیکان اتوموبیلی برای تمام زمان‌ها و مکان‌ها

Read Full Post »