Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘حقوق بشر’

در پست قبلی این وبلاگ که گردآوری کارتون‌هایی با موضوع سیاست خارجی رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، پرزیدنت اوباما در قبال جمهوری اسلامی ایران بود، گروه فرارسی دیجیتال از وزارت امور خارجۀ ایالات متحدۀ آمریکا، کامنتی در توضیح این سیاست‌ها گذاشته است. نمی‌دانم پاسخ به این کامنت اصلاً خوانده خواهد شد یا نه، اما در هرصورت پس از نقل کامل این توضیح نقطه نظرات خود را در این مورد خواهم نوشت:

وزارت امور خارجۀ ایالات متحدۀ آمریکا – گروه فرارسی دیجیتال
نکته جالب این است که اکثر این کاریکاتورها توسط هنرمندان آمریکایی کشیده شده اند و در روزنامه های آمریکایی به چاپ رسیده اند. برای نمونه آقای «گلن مک کوی» کاریکاتوریست شناخته شده ای با عقاید سیاسی خاصی است. حقیقت این است که پرزیدنت اوباما منتقدین زیادی در آمریکا دارند که می توانند آزادانه عقایدشان را پیرامون سیاست های خارجی و داخلی ایشان بیان کنند. ما بر این باوریم که عقیده های گوناگون به تحکیم دموکراسی ما می انجامند و از رئیس جمهور رهبری بهتر می سازند زیرا ایشان را مجبور به شنیدن عقایدی می کنند که شاید تمایلی به شنیدنشان ندارد. اینترنت نیز به وسیله نیرومندی برای این گونه مشارکت شهروندان تبدیل شده است. در حقیقت، یکی از علت هایی که ایشان در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شدند این بود که ستاد انتخاباتی ایشان توانستند جوانان را از طریق اینترنت برای شرکت در انتخابات تشویق کنند.

در مورد سیاست دولت اوباما در قبال ایران نیز باید یادآوری کنیم که یکی از وعده های پرزیدنت اوباما هنگام مبارزات انتخاباتی تعامل با ایران بود.دولت ایران پس از اتلاف وقت بالاخره برای گفتگو پیرامون برنامه هسته ای مخفی خود به پای میز مذاکره آمد و تا کنون از پاسخ قانع کننده به جامعۀ جهانی ناکام مانده است. همانطور که پرزیدنت اوباما امروز در چین گفتند بهره نبردن رهبران ایران از فرصتی که جامعه جهانی پیش رویشان گذاشته پیامدهایی را به همراه خواهد داشت. افزون بر این، مذاکره کردن با یک دولت به معنای موافق بودن با سیاست های آن دولت یا نحوه رفتار آن با مردمش نیست. ایالات متحده در اوج جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی نیز مذاکره می کرد. همچنین اشاره به این نکته حائز اهمیت است که گفتگوهای اخیر تنها میان ایالات متحده و ایران نبوده است. ایالات متحده به عنوان یک عضو گروه ١+۵ در این گفتگوها شرکت می کند. تمامی اعضای این گروه – انگلستان، فرانسه، آلمان، روسیه وچین به اضافۀ ایالات متحده نگرانی های مشترکی را درمورد برنامۀ هسته ای ایران دارند.

دولت ایران در احترام گذاشتن به حقوق بشر و حاکمیت قانون ناکامی های بسیاری دارد و هنگام سرکوب های پس از انتخابات جهان یک بار دیگر نظاره گر این واقعیت بود. همانطور که پیشتر نیز گفته ایم، اگر حاکمیت ایران خواستار احترام در عرصه جهانی است باید اول به حقوق مردم خود احترام بگذارد.

و نوشته من در پاسخ به این کامنت:

سلام و تشکر از اینکه به این پست توجه داشتین.

باید بگم که این پاسخ، تلاش داره که مساله سیاست خارجی دولت اوباما درقبال ایران رو بیش از هرچیز به پایبندی خدشه‌ناپذیر رئیس‌جمهور اوباما به وعده‌های انتخاباتی‌ش تقلیل بده. اما ماجرا به نظر من که در مرحله اول یک ساکن کره‌ی خاکی و در مرحله دوم یک ایرانی هستم، بزرگتر از تنها یک وعده انتخاباتی است. چیزی که در این پاسخ (بگذارید بگم توجیه) عمداً نادیده انگاشته شده، تفاوت بنیادین مفهوم دولت ایران در هنگام مبارزات انتخاباتی ایالات متحده با دولت امروز ایران هستش. اینکه آن یکی از حداقل میزان مشروعیت در صحنه‌ی بین‌المللی برخوردار بود اما این یکی فاقد حتی سرسوزنی مشروعیت است. توجه داشته باشید که اصلاً موضوع این نیست که مخالفت با خود انجام مذاکره باشد، حتی در همان زما‌نِ پیش از انتخابات ایالات متحده که مساله مذاکره با ایران از سوی کاراز انتخاباتی (کمپین) اوباما مطرح می‌شد درصد بسیاری از ایرانیان و همینطور مردم جهان مدافع و موافق انجام این مذاکرات بودند. اما چیزی که در این میان تغییر کرده، همان شکل دولت ایران است که بسیاری از مردم ایران آن‌را دولت قانونی خود هم نمی‌دانند (متاسفانه باید بگویم به نظر می‌رسد که خواست و نگاه مردم ایران حائز کمترین اهمیتی نیست). جالب اینکه در کارتون‌ها هم بسیار بیشتر از به نقد کشیدن مفهوم کلی مذاکره با دولت ایران، به سیاست عدم مداخله رئیس‌جمهور اوباما پس از اتفاقات اخیر، تقلب فاحش، سرکوب، قتل، تجاوز، شکنجه و هزاران اتفاق دیگر که در ایران در حال وقوع بوده و هست، انتقاد مطرح شده (سیاستی که از نگاه من بسیار مشابه رویکرد عدم مداخله روسیه و چین در قبال سودان، سوریه، زیمباوه و … است). البته می‌توانید بگویید که در وعده‌های انتخاباتی رئیس‌جمهور اوباما برای مذاکره با ایران صحبتی از نوع دولت ایران که برآمده از چه نوع انتخاباتی و با چه میزان تقلبی، یا از چه نوع کودتایی باشد نشده است، اما چنین حرفی با اینکه از نظر حقوقی کاملاً درست و پذیرفتنی است اما تغییری در حقیقت بی‌توجهی، انفعال و بی‌نفاوتی بزرگترین مدعی حقوق بشر به نقض بسیار گسترده آن در ایران ایجاد نمی‌کند.

در توضیح به نقش دیگر دولت‌های ایالات متحده در مذاکره با اتحاد جماهیر شوروی در دوران جنگ و شباهت رویکرد دولت رئیس‌جمهور اوباما به آن اشاره شده، اتفاقاً در کاریکاتورها هم به تفاوت رویکرد فعالانه رئیس‌جمهور ریگان و رئیس‌جمهور کندی در مقابل اتحاد جماهیر شوروی (در مورد دیوار برلین) و در مقابل رویکرد منفعلانه و با عرض پوزش مشمئزکننده رئیس‌جمهور اوباما و اصرار به سیاست عدم مداخله او اشاره شده است. در آن مورد هم تاحد زیادی اطمینان دارم که اگر رویکرد رئیس‌جمهور ریگان در قبال جنگ سرد، مشابه رویکرد رئیس‌جمهور اوباما نسبت به ایران (این شکل از عدم مداخله) بود، همین الان هنوز هم با دو کشور آلمان شرقی و غربی و همان دیوار دونیم کننده‌ی برلین روبرو بودیم.

در پارگراف آخر، صحبت از ناکامی (!) دولت ایران در احترام به حقوق بشر و حاکمیت قانون شده است؛ احتمالاً مهمترین تفاوتی که ممکن بود مثلاً در توضیح وزارت امور خارجه چین یا روسیه در قیاس با توضیح وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا وجود داشته باشد همین پاراگراف آخر است که نشان از توجه این دولت به مساله حقوق بشر و حاکمیت قانون است اما در نهایت نوشته‌اید «اگر حاکمیت ایران خواستار احترام در عرصه جهانی است باید اول به حقوق مردم خود احترام بگذارد» و اگر برعکس، حاکمیت ایران به دنبال و خواستار چنین احترامی نباشد (که شواهد نشان می‌دهد نیست) چه؟ هرچه می‌خواهد و می‌تواند با مردم خود بکند؟!؟! حقوق بشر مشروط دیگر چه نوعش است؟


به عنوان یکی از این بشرها، فکر می‌کنم برای نشان دادن دغدغه حقوق بشر غیر از ژست‌گرفتن و نوشتن چند جمله تزئینی و پراز ابهام دیپلماتیک مثل همین پاراگراف آخر، باید کارهای دیگری هم انجام داد. البته این فکر من در صورتی درست است که اصولاً حقوق بشر ارزشی حقیقی تلقی شود و نه صرفاً بهانه‌ای سیاسی.

بازهم تشکر و به امید ِ کم‌رنگ ِ جهانی بهتر

Read Full Post »

در خبرنامه گویا می‌خوانیم:

سایت خبری بی بی سی انگلیسی در گزارشی پرده از جزئیات فن آوری هایی که ایران برای کنترل شبکه های مخابراتی اش در دست دارد برداشته است.
به گفته نوکیا زیمنس این فن آوری که در نیمه دوم سال ۲۰۰۸ به ایران ارسال شده، مونیتورینگ سنتر یا مرکز شنود نامیده می شود. این محصول به کشورها امکان می دهد همه ارتباطات یک شبکه را شامل پیغام های صوتی (voice calls)، پیامک ها (text messaging)، مسنجر ها (instant messages) و همه آنچه در اینترنت رد و بدل می شود (web traffic) را زیر نظر بگیرند.
به گزارش بی بی سی این سیستم ظاهرا می تواند به جز توقف جریان مبادله اطلاعات، با کاوش داده های در حال انتقال از محتوای آن هم مطلع شود.
نوکیا زیمنس در مورد شیوه این شرکت در معامله با ایران به بی بی سی گفته است که این کار را در قبال فراهم کردن امکانات ارتباطی فراگیر انجام داده و میلیون ها ایرانی از طریق نوکیا به خدمات تلفن همراه دسترسی پیدا کرده اند.به گفته این شرکت حجم اطلاعاتی که از مردم عادی ایران به بیرون می آید به این دلیل است که آنها به امکان ارتباطی دسترسی دارند که در غیر این صورت از آن بی بهره می ماندند.
سخنگوی شرکت گفته است که اگر این امکان در اختیار دولت ایران گذاشته نمی شد احتمالا شبکه خدمات تلفن همراه این کشور گسترش پیدا نمی کرد.

در همین رابطه رادیو فردا هم در مطلبی تحت عنوان «کنترل اينترنت با استفاده از تکنولوژی غربی توسط دولت ايران» از روزنامه وال‌استريت‌ژورنال نقل می‌کند:

رژيم حاکم بر ايران با همکاری شرکت‌های اروپايی يکی از پيچيده‌ترين سامانه‌های سانسور و جاسوسی در اينترنت را در جهان ايجاد کرده است.

مثل آنچه در تمام سال‌های گذشته اتفاق افتاده، بازهم مناسبات اقتصادی شرکت‌های غربی با رژیم جمهوری اسلامی، بر همه چیز ارجحیت پیدا می‌کند، در دهه‌های پیش کشتار مخالفان جمهوری اسلامی در کشورهای اروپایی با سکوت و در برخی موارد همکاری این کشورها انجام می‌گرفت تا مبادا دلارهای نفتی ایران سر از جایی دیگر درآورد، در سال‌های پیش نقض گسترده حقوق بشر در ایران به دلیل قراردادهای کلان صنعت خودرو و دیگر صنایع مورد بی‌توجهی قرار می‌گرفت و امروز این سکوت و بی‌تفاوتی به همکاری در سانسور و کمک به سرکوب تمامی مردم آزادی‌خواه ایران بدل گشته است، جالب‌تر اینکه سخنگوی این شرکت با وقاحت بر سر مردم ایران و جامعه جهانی منت هم می‌گذارد که اگر آن‌ها در قبال دادن این سیستم سانسور به رژیم امتیاز عرضه خدمات تلفن همراه را در ایران قبضه نکرده بودند الان این حجم اطلاعاتی از ایران منتشر نمی‌گردید. گویا که این عمل را از سر دلسوزی و خیرخواهی برای ملت ایران و گردش آزاد اطلاعات انجام داده‌اند و نه برای سود نمی‌دانم چند صد میلیون دلاری حاصل از امتیاز گسترش شبکه تلفن همراه ایران.

اما اگر بخواهیم حرف سخنگوی نوکیا زیمنس را به زبان ساده درآوریم، اتفاق افتاده چیزی مشابه داستان دریافت رشوه 15 میلیون دلاری مهدی هاشمی رفسنجانی از شرکت استات‌اویل نروژ برای کمک به عقد قراردادهای کلان نفت و گاز است. در حقیقت شرکت نوکیا زیمنس هم این سیستم مانیتورینگ را به عنوان رشوه در اختیار ایران قرار داده (احتمالاً برای رشوه خود مبلغی بسیار بالاتر از قیمت معمول هم دریافت کرده) تا بازار پرسود تلفن همراه داخل ایران را به این شیوه به دست آورد و از رقبای خود در این زمینه جلو بیوفتد.

در مقابل این عمل نباید سکوت کرد، با اینکه در این زمینه کار آنچنانی از دست مردم ایران برنمی‌آید اما لااقل می‌توانیم خرید محصولات نوکیا (که سهم بزرگی از بازار گوشی همراه ایران را در اختیار دارد) و زیمنس (هم در زمینه‌ی محصولات خانگی و هم در زمینه‌ی گوشی موبایل) را بایکوت کنیم. تنوع محصولات سایر شرکت‌ها آنقدر بالا است که در زمینه‌ی گوشی به راحتی می‌توان سونی‌اریکسون، سامسونگ، ال‌جی، موتورولا، اچ‌تی‌سی و … و در زمینه‌ی محصولات خانگی، برندهای متعددی را جایگزین این دو برند کرد. البته فروش این محصولات درصد کمی از سود اصلی این شرکت‌ها را تامین می‌کند اما همین میزان هم برای این شرکت‌ها که همه چیز را فدای سودآوری خود می‌کنند مهم و دردناک است. در کنار این حرکت هموطنان ساکن آلمان و فنلاند (اگر ایرانیان در آنجا هم باشند) هم نسبت به عملکرد این شرکت‌ها اعتراض کنند.

1- نوشته‌ی خبرنامه‌ی گویا
2- مطلب سایت رادیو فردا
3- مطلب وال‌استریت ژورنال
4- توضیح سایت ویکیپدیا

     پوستر اعتراض به نوکیا و زیمنس. برای ابعاد بزرگتر کلیک کنید. از این طرح حتی بدون ذکر منبع هم می‌توانید اسفاده کنید.
پوستر اعتراض به نوکیا و زیمنس. برای ابعاد بزرگتر کلیک کنید.  استفاده از این طرح حتی بدون ذکر منبع مجاز است

پی‌نوشت:

در سایت شرکت نوکیا زیمنس نتورکز، بیانیه‌ای در این مورد منتشر شده که ادعا کرده  تنها تجهیزات قانونی استراق سمع را در اختیار حکومت ایران گذاشته، کامنت‌های گذاشته شده در پای این مطلب بسیار خواندنی است، بخش‌هایی از چند کامنت را به عنوان نمونه اینجا نقل می‌کنم، کل کامنت‌ها را در این آدرس ببینید:

Ihatefascists نوشته:

What are you doing there at all?? I have started a boycot of all your products until you offer no succour to these fascistr dictators,and mass murderers, we see the friends you keep and we do not like it, the message is reaching every corner,people are throwing away your products turning them off and binning them as I speak. switch off any thing you have supplied to IRAN, NOKIA products by association has NEDAS blood on it.

FreemanLowell نوشته:

What happens when your “Lawful Intercept” capability is sold to regimes which are likely to use it a way which would be considered unlawful under European and UN Human Rights conventions – say to suppress freedom of speech? Is that really morally and ethically acceptable? We don’t sell low-tech instruments of repression like weapons to the Iranian government – so why sell high-tech instruments of repression like call monitoring?

Personally, I won’t be purchasing any more Nokia products until your company can make the right ethical choices and state its clear intention to do so. I fear it won’t because money talks – and it’s more important to Nokia than a few people in prison or buried in the ground in a far away country

Baron نوشته:

I find these business dealings with the Iranian government to leave a bad taste in my mouth. I will join the boycott and have already thrown my Nokia phone in the bottom drawer sans batteries so it cannot be used. It is soon to go to the recycle center.
You have helped the Iranian government to suppress the peoples rights to free speech for the sake of a dollar. You will never get another dollar of mine.

texascowboy نوشته:

You should be ashamed for ever providing anything to such a government at anytime…..I am calling for all to “dump” your stock worldwide!!!

SkipStone نوشته:

So why did you allow the Iranian gov’t the ability to intercept and monitor calls at all? Just because it’s legal? It’s also “legal” according to the Iranian gov’t to attack peaceful protesters, and kill them. And you’ve now made it easier for them to do just that.

I think any company that allows for any gov’t to intrude upon personal privacy and freedom to be boycotted. I hereby boycott nokia and siemens products (and I’ve bought both in the past)… Never again!!!

Oslo که به نظر کامنتش پابلیش نشده نوشته:

But I send you a question that didn’t apeare here:

I asked you: Did Nokia Siemens sold technology to Taliban too?

But I guess it was intercepted in a act of “lowfull” Censorship??

with best regards

from Oslo

.

.

.


Read Full Post »

در پایان سال 1387 خورشیدی آنچه در ایران اتفاق می‌افتد نقطه‌ای بسیار تاریک در تاریخ بشر و به همان میزان نقطه‌ای بسیار روشن در تاریخ حکومیت‌های تمامیت خواه محسوب می‌شود.

شیوه‌ی حکومتی‌ای که با ظهور استالین به اوج قدرت نمایی خود رسیده بود، با پایان عمر اتحاد جماهیر شروری و سرنگونی آن جای خود را به این امید می‌داد که عصر شیوه‌های حکومتی ارعاب و اختناق کم کم به پایان خود نزدیک می‌شوند. سیستم‌های حکومتی که قدرت خود را در سازمان‌های امنیت ملی و پلیس مخفی‌های بی‌رحم و جنایت‌پیشه خود متمرکز کرده بودند یکی پس از دیگری سقوط کردند، حکومت‌های لهستان، آلمان شرقی، مجارستان، چکسلواکی و … با اینکه زندگی تک تک افراد و هرچه در هرگوشه‌ی کشورشان اتفاق می‌افتاد را تحت نظر داشتند و کوچکترین اعتراض، انتقاد و حتی فاصله‌گرفتن از ایدئولوژی رسمی حاکمیت را توسط شهروندان برنمی‌تابیدند و آن را با مخوف‌ترین شیوه‌ها در نطفه خفه می‌کردند اما لحظه به لحظه و پله به پله به سقوط ناباورانه‌ی خود نزدیک شدند و نهایتاً در میان شادی و شعف مردمان این کشورها از پای درآمدند.

siegelbaum_coverپس از آن سقوط که در اوایل دهه 90 اتفاق افتاد، آرام آرام تعدادی از گروه‌های مستبد حاکم بر کشورها به فکر به کارگیری مجدد شیوه‌های استالینیستی برای بقای نظامهایشان که عموماً هم نظام‌های ایدئولوژیک هستند افتادند. به این ترتیب شیوه‌ای که من نام آنرا شیوه‌ی حاکمیت نواستالینیستی می‌گذارم به وجود آمد. این شیوه‌ی حکومتی از دو عامل عمده بهره‌ می‌جوید، عامل اول کسب قدرت تاثیرگذاری منطقه‌ای یا جهانی از طرق مختلف (قدرت اقتصادی، قدرت نظامی، قدرت صنعتی، قدرت ترورریستی و …) به هدف باج‌گیری از جامعه‌ی بین‌الملل است. عامل دوم بهره‌گیری نمایشی از جلوه‌های دموکراسی همچون انتخابات و پارلمان و … است. این دو عامل به این رژیم‌های استبدادی کمک می‌کند که در وهله‌ی اول جامعه‌ی ین‌الملل را به خاطر ترس از قدرت‌های تاثیرگذار این کشورها به عقب براند و در وهله دوم به کشورهای دموکراتیک غربی اجازه می‌دهد که بی‌توجهی خود به آنچه از نقض حقوق بشر و ارعابی که درون این کشورها می‌گذرد، را به بهانه همین جلوه‌های نمایشی دموکراسی در این کشورها توجیه و تفسیر نمایند، و در نهایت خود با خیال آسوده به سرکوب صداهای مخالفشان بپردازند.

آنچه در این روزهای آخر سال 1387 اتفاق افتاد، و واکنش کشورهای غربی و به خصوص ایالات متحده‌ی آمریکا، اما نشان می‌دهد که شیوه‌ی در پیش گرفته توسط این حکومت‌ها اشتباه و نادرست هم نبوده است. مرگ (قتل) امیرحسین حشمت‌ساران در 2 هفته پیش، و در ادامه‌ی آن مرگ (قتل) امیدرضا میرصیافی وبلاگ‌نویس‌جوان و بی‌گناه در دوشب مانده به سال نو، تکمیل کننده آنچه در تمام طول سال اتفاق افتاده بود از سنگسار و اعدام دست‌جمعی تا تهدید وبلاگ‌نویسان توسط سعید مرتضوی، تا سرکوب زنان و دانشجویان، دستگیری بهاییان، دستگیری دراویش گنابادی، دفن اجساد کشته‌شدگان جنگ در دانشگاه‌ها و هزاران عمل ناقض حقوق بشر دیگر در ایران گردید.

البته آن هم کافی نبود و برای افزودن پیازداغ ماجرا، سناریوی دستگیری مدیران و انهدام! سایت‌های پورنوگرافیک ایرانی، آن هم توسط سپاه پاسداران و اعلام پرآب تاب این داستان _به شیوه‌ی اعلام فتوحات جنگ هشت‌ساله_ و در ادامه پخش اعترافات این افراد ساعاتی پس از تحویل سال نو، نیز برای تکمیل سناریوی ارعاب و خفقان نظام حاکم اجرا گردید. به این که ابعاد این ماجرای اخیر چه میزان است و اصولاً چه میزان آن را می‌توان باور کرد البته کاری ندارم (که ماجرا بیش از حد بودار است). اما سیستم‌ اعتراف‌گیری و پخش آن به این شکل که بازهم زاییده شیوه‌های حکومتی استالینیستی است، پس از سال‌ها مدتی است که دوباره با قدرت هرچه بیشتر انجام می‌گیرد و هنوز هم بسیارانی آن را باور دارند و از آن تاثیر می‌گیرند. بی شک هدف نهایی این رفتارها ایجاد جو ترس و وحشت در میان وبلاگ نویسان است، تا بیش از پیش دست به خودسانسوری بزنند. بلافاصله پس از مرگ یک وبلاگ‌نویس در زندان‌های نظام، تبلیغ این موضوع که حتی اگر بانام مستعار بنویسید و تمام مسائل امنیتی را رعایت کنید و حتی در کشوری آزاد و بسیار دور از مرزهای جمهوری اسلامی زندگی کنید بازهم در تیررس ما قرار دارید چه هدفی غیر از اعمال هرچه بیشتر سانسور و خودسانسوری می‌تواند دنبال کند؟ کما اینکه روز به روز از تعداد کسانی که در مخالفت با نظام سیاسی ایران می‌نوشتند به بهانه‌های مختلف کم می‌شود، یکی اعلام می‌کند که گرفتار است، دیگری می‌گوید در رابطه با موضوعاتی غیر از سیاست خواهد نوشت و سومی بی‌ سروصدا نوشتن را به کناری گذاشته است.

footwear_military_german_army_para_boot

همه‌ی این اتفاقات می‌افتد و نهایتاً جناب آقای حسین اوباما پشت تریبون قرار می‌گیرند. شروع تازه !

برخلاف پرزیدنت جرج بوش که همواره ایران را به دو بخش تقسیم می‌نمود اکثریت مردم و جمع کوچک حاکمان و همواره لااقل در کلام اعلام می‌کرد که در کنار مردم ایران قرار دارد، حسین اوباما راه دیگری در پیش می‌گیرد، او به راحتی مردم و مسئولان جمهوری اسلامی را به وحدت می‌رساند و با تاکید، حداقل دوبار از عبارت «مردم و مسئولان جمهوری اسلامی ایران» استفاده می‌کند. می‌گوید که سی‌سال است با ما (مردم و مسئولان) اختلاف نظر داشته است. پرزیدنت بوش همیشه بر دوستی بین مردم ایران و آمریکا تاکید می‌کرد*. تبریک می‌گم بالاخره جمهوری اسلامی ایران هم به رسیمت شناخته شد و بالاخره ما مردمان ایران هم موقعیت مناسب خود را پیدا کردیم. در حقیقت هم ما مردمانی که همواره بودن خود در کنار حاکمانمان را بلند بلند فریاد کشیده‌ایم نباید انتظاری جز این داشته باشیم. حاکمانی که همیشه در پاسخ هر خبرنگار خارجی‌ای حضور شهورندان کشور را در انتخابات‌های رنگارنگی که برگزار می‌شود به درستی نشانه‌ی مقبولیت خود اعلام می‌کنند و به این حضور می‌نازند، و ما مردمان که البته خود را بسیار باهوش‌تر از آنها می‌پنداریم بازهم هوشمندانه تفسیر می‌کنیم که برای این نظام عدم حضور ما مطلوب است نه حضورمان. واقعاً من چرا باید انتظار داشته باشم که دوروز پس از مرگ بی‌دلیل امیدرضا میرصیافی در زندان ِ بازهم بی‌دلیلش، توسط رئیس تنها ابرقدرت دنیا از حاکمانی که مسئولان مرگ او هستند مجزا شوم. مگر هر سال در انتخابات‌های این نظام شرکت نکردم و در کنار حاکمانم مشتی محکم بر دهان استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای جهان‌خوار نکوفته‌ام. مگر به هر سازشان نرقصیده‌ام که اکنون از جمع بسته‌شدن با آنها شاکی باشم.

حالا باید منتظر ماند و به نظاره نشست تا گذشت زمان مشخص کند آیا آغاز سال 1388 خورشیدی نقطه‌ی عطفی در تاریخ حکومت‌های تمامیت خواه بوده است یا نه.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* مفسران سیاسی همواره به پرزیدنت بوش ایراد می‌گرفتند که تحریم‌ها در نهایت به ضرر مردم ایران تمام خواهد شد و این با چیزی که او اعلام کرده (اینکه در کنار مردم ایران است و آنها را از حاکمان ایران جدا می داند) در تناقض است، خوشبختانه پرزیدنت اوباما اصلاً به چنین جدایی‌ای معتقد نیست، او می‌تواند شدیدترین تحریم‌های اقتصادی را به اجرا بگذارد و مورد انتقاد کسی هم قرار نگیرد.

Read Full Post »