Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘امام زمان’

پنج‌شنبه بعدازظهر سوار تاکسی بودم، در طول مسیر و در امتداد خیابانی که هیچ‌وقت اتفاقی در آن نمی‌افتد، هر 30 یا 40 متری چندنفر افسر و درجه‌دار نیروی انتظامی در پیاده‌رو ایستاده بودند. راننده تاکسی جوانی بود با موهای ژولیده، حدود 25 سال که ته‌ریش داشت و پیراهنی مشکی پوشیده بود.

(گفتم از او بپرسم شاید از دلیل حضور این نیروها خبر داشته باشد)

من: چرا هر20 30متر این نیرو انتظامی‌‌ها واستادن؟

راننده تاکسی: از روز عاشورا شروع شده

من: خب چرا اینجا، اینجا که هیچ‌وقت خبری نمی‌شه

راننده‌ تاکسی: دیگه برای حفظ حکومت باید از هر راهی استفاده کرد، از امام حسین هم میشه استفاده کرد!

من (به طعنه): شما مثل اینکه قبلاً توکار حکومت ‌داری بودین، خوب تجربه دارین!

راننده تاکسی: نه، من رشته‌ام علوم سیاسی هستش، ما می‌خونیم اینا رو، تاریخ رو، سیاست رو، از بوجود اومدن یه حکومت تا زوالش، وقتی که نفسش به شماره بیوفته رو می‌فهمیم.

من (در حالیکه وانمود می‌کنم از همه‌جا بی‌خبرم و خوشحال از یافتن یک سیاست‌دان! (اره جون خودش)): حالا شما که اینقدر مطلع هستین، تحلیلتون اینه که نفس حکومت به شماره افتاده؟

راننده‌ تاکسی: نه، هنوز نه، اینا خوب از ماجرا عاشورا استفاده کردن، مردم رو از مسائل دور نگه داشتن، دهاتی‌ها مذهبی هستن، آوردنشون واسه تجمع. مردم ما مذهبی هستن خودشون هم این شکل حکومتی که موسوی و اینا می‌خوان راه بندازن رو نمی‌خوان.

من: عجب!

راننده تاکسی: بعله، همه‌ی این‌ها بازی هستش، حکومت می‌دونه که داره چیکار می‌کنه

من (ساده‌لوحانه و در حالیکه تظاهر می‌کنم این حرف باورم نمیشه ): یعنی شما می‌گین‌ تو انتخابات تقلبی نشده بود؟

راننده تاکسی: (در حالیکه از دادن جواب مستقیم به سئوال من طفره میره) اینا فهمیدن که نسل جدید، از چهره‌های مسن و قدیمی انقلاب فاصله گرفتن، دارن با این کارا برای این چهره‌ها مقبولیت درست می‌کنن. همه چی برنامه‌ریزی شده‌است، خود موسوی و اینا هم می‌دونن ماجرا چیه، از همون اول همه چی، رو برنامه بوده.

من (مثلاً از شنیدن این بعد قضیه که تا حالا به ذهنم خطور نکرده متعجب هستم): یعنی کنترل شده هست؟

راننده‌ تاکسی: بعله کاملاً کنترل شده، دوره بعدی همین موسوی و اینا میان رو قدرت.

من: پس ماجرا از چیزی که به نظر میاد خیلی پیچیده‌تره!

راننده‌ تاکسی: الان همه‌چیزو جلوشو گرفتن، ماهواره‌ها، روزنامه‌ها و …، تلویزیون بی‌بی‌سی و ووا (منظورش وی او اِی بود) رو پارازیت انداختن، ولی بقیه کانال‌ها که کاری به این مسائل ندارن رو آزاد گذاشتن، همه‌شون مال خود ایناست، پی‌ام‌سی داره با چه کیفیتی پخش می‌کنه و …، من همه این مسائل رو دنبال می‌کنم

من (به مقصد رسیدم): لطفاً جلوی اون ماتیز سبزه نگهدارید، چقدر بدم خدمتتون،

راننده تاکسی: قابلی نداره، ایشاءالله حکومت دست صاحب اصلی‌ش بیوفته.

من (در حالی پرداخت کرایه): یعنی مردم دیگه!

راننده‌ تاکسی: نـــــــــــه آقـــــــا

من: پس کی؟

راننده تاکسی: آقا امام زمان

من: آهــا، ممنون، تق (و در حالیکه از این همه تناقض‌گویی و پراکنده‌گویی ِ راننده‌تاکسی‌ای که ادعا می‌کند علوم سیاسی می‌خواند و به خصوص این فصل‌الخطاب جالب، متحیر هستم در ماشین را می‌بندم)

Advertisements

Read Full Post »

وقتي كه خبر ماجراي معاون دانشجویی دانشگاه زنجان را خواندم، دچار مجموعه‌اي از احساسات و تفكرات متضاد و متناقض شدم.

اين خبر تاسف بار كه معاون دانشجويي دانشگاه زنجان و از اساتید گروه زبان و ادبیات فارسی دكتر حسن مددي* قصد داشته با تهديد يك دانشجوي دختر او را مجبور به ايجاد رابطه‌ي جنسي نمايد (تا به اين شكل به او كمك كند كه  از اخراجش از دانشگاه جلوگيري شود !!) و در كنارش خبر اقدام شجاعانه و هوشمندانه دانشجويان اين دانشگاه براي افشاي نقشه‌ي جناب استاد (قرار گذاشتن دختر قهرمان ماجرا با استاد محترم و يورش دانشجويان به دفتر وي در حاليكه مشغول در آوردن پيراهن خود بوده است و البته فيلمبرداري از اين قضايا**) و در ادامه تحصن دانشجويان دانشگاه زنجان *** براي بركناري هيات رئيسه دانشگاه و عذرخواهي وزير علوم دولت امام زمان.

هنوز هم مطمئن نيستم در مقابل اين خبر چه احساسي بايد داشت و چه واكنشي بايد نشان داد. نمي‌دانم بايد خوشحال باشم كه دانشجويان ايران ديكتاتور زده، خود آستين‌ها را بالا زده‌اند كه در مقابل اين فساد روزافزون مخفي در پشت ريش و تسبيح و انگشتر عقيق اقدامي انجام دهند يا بايد ناراحت باشم كه  بازهم مردم ما خود مي‌خواهند مجري قانون باشند. نمي‌دانم بايد خوشحال باشم كه رفتار مسئولان كشور روز به روز و هر چه بيشتر چهره واقعي حاكميت اسلام (و دقيقاً خود اسلام و نه روايت اين‌ها يا آنها از اسلام)  را به معرض قضاوت همگان مي‌گذارد و يا بايد متاسف و غمگين باشم از آنچه بر سر دانشگاه ما و اساتيدش آمده است.

در سريال ايتاليا ايتاليا،  قاطبه (نقش اول داستان با بازي درخشان نوذر آزادي) پاپيوني بر گردن داشت و بچه‌هاي خود را نيز مجبور كرده بود كه آنها نيز پاپيون بزنند و با همان طرز بيان مخصوص به خودش مي‌گفت كه در اين دوره و زمانه  يك عدد پاپيون از همه چيز مهمتر است. حالا هم ماجرا همين است. وقتي كه يك قبضه ‌ريش و يك مهر روي پيشاني از همه چيز مهمتر باشد نبايد انتظار داشت كه نهايت كار ما چيزي متفاوت از كمدي ايتاليا ايتاليا شود. فقط به جاي خنده‌اي از سر سرخوشي در پاي آن سريال بايد زهرخندي از جنون در پاي اين سريال قرار داد. سريال مسئولان معتقد جمهوري اسلامي كه بوي گند رياكاري‌شان عالم و آدم را برداشته است و همچنان دست از هياهوي مديريت جهاني‌شان برنداشته اند. ولي تصور دنيايي كه مديريتش دست دولت امام زمان و خود او باشد خيلي كمدي جالبي بايد باشد. فكرش را بكنيد كه تمامي دانشگاه‌هاي دنيا مثلاً آكسفورد يا كمبريج هم شبيه دانشگاه‌هاي زنجان و سهند و ساير دانشگاه‌هاي ايران شود .(حتماً فيلم احمق‌ها در آكسفورد با بازي لورل و هاردي را ديده‌ايد)

اما هر چه سعي مي‌كنم كه به اقدام تحسين برانگيز اين دانشجويان مغرور و خرسند باشم، باز تاسف نسبت به آنچه حكومت اسلام و عواملش بر سر ما مردم ايران، آوردند و مي‌آورند و خواهند آورد، برمن قالب مي‌شود. به آنچه در انتهاي اين ماجرا پيش خواهد آمد هم اصلاً اميدوار نيستم (احتمال دارد كه بازهم مثل تمامي دفعات پيش ماجرا وارونه شود و اينگونه مطرح شود كه دختر بوده كه قصد اغفال استاد را داشته و يا قصد حق‌السكوت گرفتن و نمره گرفتن و اينها بوده است) تنها جايي كه باعث اميدواري من است همين تكنولوژي ارتباطات است كه پيشرفت بي‌وقفه‌آش هر روز معضلي جديد براي حكومت اسلام بوجود مي‌آورد. يك روز مساله ماهواره است و روزي ديگر اينترنت، چند مدت پيش وبلاگ‌ها و سايت‌ها، روزي ام‌ام‌اس معضل است و فردايش گوشي‌هاي دوربين‌دار و اين معضلات همچنان براي حكومت اسلام مشكل‌آفرين است.

جالبي ماجرا اين است كه سودآوري اقتصادي عظيمي كه عرصه‌ي تكنولوژي ارتباطات براي حضرات در پي دارد، باعث شده كه يك سياست يك بام و دوهوا در پيش گرفته شود. وسوسه سود‌هاي كلان اقتصادي باعث شده كه حكومت قيد حذف كامل اين تكنولوژي‌ها را بزند و در مقابل به ايجاد دشواري‌هايي براي استفاده كارآمد از آنها بپردازد. اما خوشبختانه فيلترينگ شديد اينترنتي، پهناي باند بسيار پائين، قيمت بالاي خدمات اينترنتي، بستن گمرك بسيار بالا به گوشي‌هاي موبايل (در مقطعي)، افزايش قيمت پيام‌كوتاه، توقف سرويس ام‌ام‌اس، ايجاد پارازيت بر روي شبكه‌هاي ماهواره‌اي و … هيچكدام نتوانست جلوي شوق مردم ايران (لازم نيست بگويم جوانان چرا كه مردم ايران اكثراً جوان هستند) براي استفاده از تكنولوژي و درك يك نوع آزادي در فضاي مجازي را بگيرد.

اينكه فيلم تلاش معاون دانشجويي دانشگاه زنجان براي تجاوز به دانشجوي دختر همان دانشگاه و در دفتر كار همان دانشگاه، به طرفةالعيني در مقابل چشمان همگان قرار گيرد حقيقتاً باعث اميدواري است. هميشه نقطه‌ضعف حكومت ديكتاتوري اسلام در ايران را مساله اقتصاد مي‌دانستم ولي الان به اين نتيجه رسيده‌ام كه پيشرفت غيرقابل جلوگيري تكنولوژي هم را بايد به نقاط ضعف اين جنس حكومت‌ها اضافه كرد.

* پروفايل جناب معاون «حسن مددي» را در اين آدرس ببنيد:

http://www.znu.ac.ir/modules.php?name=teachers&func=viewteacher&tid=216

** فیلم مربوط به افشای فساد اخلاقی معاون دانشجویی دانشگاه زنجان در سایت يوتیوب را در اين آدرس ببيند:

http://www.youtube.com/watch?v=y95o5iUJGMU

*** گزارش تصويري تجمع شنبه شب دانشجويان زنجان در اعتراض به اين ماجرا را در اين آدرس ببينيد:

http://www.autnews.eu/archives/1387,03,0009933

Read Full Post »