Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘احمد جنتي’

سخنان علي خامنه‌اي خطاب به محمود احمدي‌نژاد در روز دوم شهريور ماه و در آستانه هفته دولت كه:

«آنچه که در مورد سال آخر اين دوره بايد به شما عرض بکنم، چند نکته است. يکی اينکه در اين سال آخر با روحيه سال اول کار کنيد. البته احساس می کنم همين جور است؛ اما در عين حال تاکيد می کنم. فکر نکنيد که امسال، سال آخر دولت است؛ نه. مثل کسی که پنج سال ديگر بناست کار بکند، کار بکنيد؛ يعنی تصور کنيد که اين يک سال به اضافه چهار سال ديگر در يد مديريت شماست. با اين ديد نگاه کنيد و کار کنيد و برنامه ريزی کنيد و اقدام کنيد.»

و همچنين قدرداني از موفقيت محمود احمدي‌نژاد در جلوگيري از نفوذ افكار سكولاريستي در مجموعه‌هاي انقلاب كه:

«روند غرب باوری و غربزدگی را که متاسفانه داشت در بدنه مجموعه های دولتی نفوذ می کرد، متوقف کرديد. اين چيز مهمی است. حالا يک عده ای در جامعه، ممکن است به هر دليلی شيفته يک تمدنی يا يک کشوری باشند؛ اما اين وقتی به بدنه مديران انقلاب و مجموعه های انقلاب نفوذ می کند، چيز خطرناکی می شود. اين ديده می شد؛ خب جلويش گرفته شد.»

بار ديگر بحث ِ به شكل خاص شركت و يا عدم شركت در انتخابات رياست جمهوري دهم و به صورت عام فايده و تاثير انتخابات در نظام اسلامي را، در ميان مدافعان گذار از نظام استبدادي به نظامي دموكراتيك (چه در ميان مدافعان تحريم و چه طرفداران مشاركت در انتخابات) مجدداً مطرح كرد.
عده‌اي بيان چنين جملاتي را به عنوان ريختن آب پاكي بر ايفاي نقش شهروندان در ساختار سياسي و حاكم شدن عيان ديكتاتوري تلقي كردند و اين سخنان را به معناي انتخاب قطعي احمدي‌نژاد براي دور دوم رياست جمهوري‌اش بدون توجه به خواست شهروندان گذاشتند و در نتيجه تحريم انتخابات آتي را پيشنهاد مي‌كنند. در مقابل دوستان ديگري اين تحليل را رد مي‌كنند و همچنان اعتقاد دارند راه برون‌رفت از بحران استبدادي كه گلوي مردم ايران را مي‌فشارد، مشاركت در انتخابات و راي دادن به اصلاح طلبان است.
در حاشيه اين مباحثات بازار متصف كردن طرفين به بلاهت و حماقت و بي‌خردي و بي‌عملي و همينطور تقصير شرايط فعلي مملكت را به گردن ديگري انداختن از طرف هر دو گروه بسيار داغ است.

نوشته حاضر قصد ندارد كه به تشويق و ترغيب دوستان به انتخاب يكي از اين دو راه بپردازد. تنها تلاش من در اين نوشته اين است كه به شكلي تا حد امكان بي‌طرفانه (فارغ از ديدگاه سياسي خودم در اين مورد) به بررسي نكاتي در مورد استدلال‌هاي طرفين و مطرح كردن زوايايي از اين مباحثات بپردازم.

قبل از ورود به بحث ذكر دو نكته را ضروري مي‌دانم:
1. مخاطب نوشته حاضر صرفاً هم‌وطناني هستند كه تنها براي برون‌رفت از بحران استبداد حاكم، به دو راهكار شركت يا تحريم انتخابات مي‌نگرند و نه كساني كه موضع‌شان درباره انتخابات، به دليل وابستگي‌ها و منافع حزبي/جناحي آنان است.
2. اين نوشته تنها در مورد مساله مكانيسم انتخابات و دلايل و استدلال‌هاي شركت يا عدم شركت در آن است و تحليلي نسبت به نتيجه‌بخش بودن انتخاب اين يا آن كانديدا ارائه نمي‌دهد.

طي سال‌هاي اخير مساله انتخابات و شركت يا عدم شركت در آن و ميزان نقش شهروندان در تعيين ساختار سياسي كشور به مبحثي تبديل شده كه هر چند مدت يكبار، باعث بروز بحث و جدل فراواني به خصوص در گستره وب گرديده‌ است. معتقدان به شركت و يا تحريم انتخابات هر كدام براي تقويت نقطه‌نظر خود، استدلا‌ل‌هايي در تائيد ديدگاه خود و يا در به چالش كشيدن استدلا‌ل‌هاي گروه مقابل ارائه مي‌كنند. اين استدلا‌ل‌ها تا چه ميزان از قوت و عقلانيت برخوردار هستند و تا چه ميزان بر اساس احساسات و يا توجيهاتي در تائيد تصميم از پيش گرفته شده هستند و اينكه به چه مسائلي براي رسيدن به يك تحليل به ميزان ممكن نزديك به حقيقت و قابل قبول بايد توجه داشت، بحث مورد نظر من در اين نوشته است.

بد نيست به چند نكته تعريف‌گونه‌ي زير توجه كنيم:

  • 1- عمل و بي عملي سياسي:
    در عالم سياست تفاوتي عمده بين مفهوم عمل نسبت به همين مفهوم در عالم فيزيك وجود دارد. اينطور نيست كه شركت در انتخابات از آنجا كه منجر به صرف انرژي (به خاطر رفتن تا حوزه انتخاباتي و فشردن انگشت بر روي تعرفه و نوشت‌افزار بر روي برگه راي) مي‌گردد، عملي سياسي تلقي شود و عدم شركت در انتخابات بي‌عملي سياسي.
    هر دوي شركت در راي‌گيري ( هر كدام از سه روش ممكن: راي سفيد، راي باطله يا راي صحيح) و يا عدم شركت در راي‌گيري هنگامي‌كه بر پايه يك تحليل عقلي صورت گيرد عمل سياسي است و قطعاً با عكس‌العمل روبرو خواهد شد.
  • 2- مشروعيت و پايگاه مردمي:
    نظام‌هاي منبعث از اراده مردم (اراده‌اي كه به صورت راي بروز مي‌كند) مشروعيت خود را از ميزان آراي شهروندا‌ن‌شان كه نشان‌دهنده پايگاه مردمي آن‌ها نيز هست مي‌گيرند. بايد توجه داشت كه مشروعيت يك نظام امري نسبي است، اين نسبت البته در قياس با ميزان مشاركت مردمي در انتخابات‌هاي مشابه در همان نظام سياسي به‌دست مي‌آيد و نه در قياس با مشاركت در نظام‌هاي سياسي ديگر و يا كشور‌هاي ديگر.
  • 3- صحت انتخابات و صيانت از آراي شهروندان:
    مهم‌ترين عاملي كه باعث مي‌شود، انتخابات به عنوان عامل ابراز قدرت در كشورهاي دموكراتيك، در دست شهروندان آن كشور قرار گيرد، مساله صحت انتخابات و صيانت از آراي شهروندان است. صحت انتخابات چه در آمار مشاركت و چه در نتيجه انتخابات، پيش از انتخابات (در هنگام ثبت نام كانديدا‌ها (و در كشور ما تائيد صلاحيت‌ها) و همچنين در قواعد مرتبط بر تبليغات آنها و نحوه اعمال و اجراي اين قواعد) در زمان انجام انتخابات (در نحوه توزيع تعرفه‌ها، پروسه اجرايي راي‌گيري و نحوه نظارت بر روند راي‌گيري) و نهايتاً پس از انتخابات (در هنگام شمارش آرا و اعلام نتايج آن و همچنين بازشماري آرا در صورت نياز) بايد تامين گردد، تا حقيقتاً بتوان شهروندان را داراي نقشي در اداره كشور فرض كرد.

براي تصميم‌گيري به انتخاب راهي از دو راهكار مذكور (شركت يا تحريم) هر فرد بايد به تحليل منطقي و دور از تعصب داده‌هاي موجود در زمينه‌هاي مرتبط با اين موضوع بپردازد و نهايتاً ممكن است نتايج تحليل‌هاي انجام گرفته توسط دو فرد، كاملاً در تضاد با يكديگر باشد. بدون در نظر گرفتن مجموعه‌اي از واقعيات و مفروضات و تحليل آن‌ها با توجه به شرايط كشوري، منطقه‌اي، بين‌المللي، ارائه نظر قاطع و با اطمينان صد‌درصد به نتيجه آن، و يا انداختن تقصير به گردن طرف مقابل كاري بس نادرست است.
متاسفانه در ميان ما ايرانيان، تصميم‌گيري در مورد چنين امري با نديده‌گرفتن و يا كمرنگ جلوه دادن برخي از واقعيات و مفروضات و از سوي ديگر بزرگنمايي و مهم جلوه دادن برخي ديگر از آن‌ها در جهت دست‌يابي به نتيجه‌ي (عموماً خوشبينانه) از قبل اخذ شده خود، اتفاق مي‌افتد.
فردي كه طرفدار شركت در انتخابات است، به شكلي بيش از حد خوشبينانه، تنها، راه خود را نتيجه‌بخش و مفيد مي‌داند و در صورت شكست، تمام تقصير را بر عهده آنكه هوادار تحريم بوده مي‌اندازد و همين اتفاق در اردوي مقابل نيز به همين شكل تكرار مي‌شود. به هرحال نمي‌توان انتظار داشت كه تمامي شهروندان به تحليلي مشترك و واحد دست يابند و همه انتخابات را تحريم كنند و يا در آن مشاركت نمايند، آنچه اهميت دارد وزن طرفداران هر كدام از اين دو دسته در مقابل ديگري است و به اين ترتيب آنكه تحليل واقعي‌تر و منطقي‌تري ارائه مي‌كند ديگران بيشتري را با خود هم‌راي مي‌سازد و كفه ترازو را به سمت خود متمايل‌تر مي‌كند. اين تحليل واقعي‌تر و منطقي‌تر مستقيماً با در نظر گرفتن بيشترين واقعيات، مفروضات و احتمالات ِ مرتبط، و نگاه فارغ از تعصب و پيش داوري بدست مي‌آيد. به همين شكل آنكه بر شيوه مرغ يك پا دارد، بر تفكر مشاركت و يا تحريم به هر قيمت و در هر شرايط مي‌ايستد، بيشترين هم‌رايي را از دست مي‌دهد.

سعي مي‌كنم با ارائه يك مثال منظور خود را واضح‌تر سازم.
غريقي در دريا مشغول دست و پا زدن و كمك خواستن است، شما در ساحل دريا ايستاده‌ايد بدون هيچ وسيله‌ي ارتباطي و تا شعاع 50 كيلومتري شما هم فرد ديگري وجود ندارد. چه مي‌كنيد؟
دادن پاسخ بي‌درنگ‌ ِ حتماً داخل آب مي‌شوم و او را نجات مي‌دهم، دقيقاً يكي از همان پاسخ‌هاي مرغ يك‌ پا داردي هست. چرا كه غير از سه واقعيت غريق، شما و دريا واقعيت‌ها و مفروضات ديگري هم وجود دارد:
آيا شما شنا بلد هستيد؟ آيا دريا طوفاني است؟ كوسه‌ها كجا هستند؟ آنكه دارد غرق مي‌شود دشمن شما نيست؟ آيا تمايل نداريد كه دشمنتان غرق شود؟ و …
نديدن يا ناديده انگاشتن هر كدام از اين داده‌ها و مفروضات اضافي مي‌تواند منجر به غرق شدن آن فرد و يا نجات او شود و يا حتي شما هم به همراه آن غريق جان خود را از دست بدهيد. ممكن است فردي اصلاً به موضوع وجود كوسه توجه نكند و خود را به آب زند و فردي ديگر با اينكه مي‌داند شناگر قابلي نيست و در اين طوفان نمي‌تواند غريق را نجات دهد، به دليل جو گير شدن و يا احساس قهرماني كردن خود را به آب زند.
به اين شكل اگر فردي كه شنا بلد نيست وارد آب شود و يا كسي كه شناگر است به دليل اينكه آب سرد بوده و يا لباس‌هايش خيس مي‌شده از نجات غريق خودداري كند، به حق مي‌توانيد او را احمق بناميد.

به موضوع درياي پر تلاطم انتخابات و به صورت خاص انتخابات رياست جمهوري دهم بازگرديم. چه واقعيات و مفروضاتي پيش رو داريم:
واقعيات:
1- همواره در جمهوري اسلامي با انتخاباتي روبرو بوده‌ايم كه دچار مقداري تقلب در راي‌دهي، راي‌سازي و راي‌شماري بوده است.(با توجه به موضوع عليرضا رجايي در انتخابات مجلس ششم، كروبي در انتخابات رياست جمهوري نهم دور اول و رفسنجاني انتخابات رياست جمهوري نهم دور دوم)
2- به دليل وجود شوراي نگهبان و مساله تائيد صلاحيت كانديداها، عملاً شرط حق ِ انتخاب‌شدن براي همگان كه پايه‌ برابري بين انسان‌ها در جوامع دموكراتيك است نقض شده، همينطور تفسير شوراي نگهبان به عنوان مرجع قانوني تفسير كننده قانون از عبارت رجل سياسي  راه انتخاب شدن نيمي از جمعيت ايران (زنان) را گرفته است.
3- گذار از استبداد به دموكراسي و آزادي قطعاً بدون هزينه نيست.
4- گذار از استبداد به دموكراسي با استفاده از ظرفيت‌هاي مدني و از طريق انتخابات كم‌هزينه‌تر و مطمئن‌تر از ديگر روش‌ها است.
5- انتخاب محمود احمدي‌نژاد در دوره نهم رياست جمهوري، شرايط كم و بيش سخت‌تري (ميزان اين سخت‌تر شدن مورد مناقشه است) را نسبت به دوره‌هاي قبلي به مردم تحميل كرده است.
6- نظام اسلامي همواره از ميزان مشاركت در انتخابات به نفع خود بهره‌برداري سياسي تبليغاتي مي‌كند.
7-التزام عملي و ابراز وفاداري به اصل مترقي ولايت مطلقه فقيه به عنوان شرط اصلي تائيد صلاحيت كانديداها و در نتيجه ورورد آن‌ها به كارزار انتخاباتي است.
8-علي كردان وزير كشور برگزار كننده انتخابات رياست جمهوري دهم (شايد بركنار شود) جاعل است.
9- سخنان علي خامنه‌اي خطاب به احمدي‌نژاد در دو شهريور 1387 كه: « مثل کسی که پنج سال ديگر بناست کار بکند، کار بکنيد؛ يعنی تصور کنيد که اين يک سال به اضافه چهار سال ديگر در يد مديريت شماست. با اين ديد نگاه کنيد و کار کنيد و برنامه ريزی کنيد و اقدام کنيد.» و حمايت صريح رهبر از حذف جريان‌هاي سكولار توسط دولت احمدي‌نژاد
10- حمايت هميشگي (تا كنون) احمد جنتي رياست شواري نگهبان از احمدي‌نژاد
11- نقش احمدي‌نژاد در ايجاد تنش‌هاي خارجي، تحريم‌هاي بين‌الملي و منزوي شدن بيشتر ايران.

مفروضات (كه گهگاه 180درجه باهم تضاد دارند):
1- با تحريم همه جانبه انتخابات، نظام تتمه مشروعيت خود را از دست مي‌دهد.
2- نظام جمهوري اسلامي به خودي خود فاقد مشروعيت است و تحريم نقشي ايفا نمي‌كند.
3- حكومت/ولي فقيه/شوراي نگهبان/سلطان هر كه را بخواهد از صندوق انتخابات بيرون مي‌آورد و شركت در انتخابات فقط به منفعت حكومت اسلامي است (نزديك به نظر اكبر گنجي)
4- خامنه‌اي قدرت زيادي ندارد و اطرافيان او از جمله سپاه پاسدران و رئيس دفتر بيت همه‌ي قدرت را در اختيار دارند (نزديك به نظر عليرضا نوري‌زاده)
5- در صورت شركت همه‌جانبه در انتخابات امكان تقلب و تغيير آرا منتفي مي‌شود. (با استناد به نتايج انتخابات دوره هفتم رياست جمهوري)
6- علي كردان اصولاً براي درآوردن نام احمدي‌نژاد از درون صندوق به وزارت كشور رسيده است.
7- حكومت تنها در ميران مشاركت است كه دستكاري مي‌كند و نه در نتيجه.
8- احمدي‌نژاد حاميان خود را از دست داده است.
9- خود علي خامنه‌اي به دنبال راهي براي خلاص شدن از دست محمود احمدي‌نژاد است.
10- سياست‌هاي ضعيف، سخت‌گيرانه و نادرست احمدي‌نژاد باعث اقبال مجدد مردم به اصلاح‌طلبان شده است.
11- اصلاح‌طلبان اين بار مي‌توانند در نهادينه كردن تدريجي جنبش‌هاي مدني در بافت سياسي كشور موفق شوند.
12- اصلاح‌طلبان در دور قبلي خود زياده‌روي و تندروي كرده‌بودند.
13-اصلاح‌طلبان هم محافظان نظام ولايت فقيه هستند و نقش سوپاپ اطمينان را بازي مي‌كنند.
14- سگ زرد برادر شغال است و تفاوتي بين اين دو گروه نيست. هر كدام فقط به فكر منافع جناح خود هستند.
15- ميان ماه من تا ماه گردون، تفاوت اصلاح‌طلبان و اصولگرايان (خاتمي/احمدي‌نژاد) از زمين تا آسمان است.
16- مسبب تمام بدبختي‌ها مردم احمدي‌نژاد است و بس (نزديك به نظر ابراهيم نبوي)
17- احمدي‌نژاد ميوه و محصول عملكرد دروه‌هاي پيشين و اصلاح‌طلبان هست. (نزديك به نظر احمد زيد‌آبادي)
18- تنها اصلاح‌طلبان مي‌توانند جلوي بروز جنگ رابگيرند، با غرب به توافق و سازش برسند و ايران را به دموكراسي رهنمون شوند (نزديك به نظر ابراهيم نبوي)
19- تنها راه سرنگوني نظام اسلامي حمله‌ي نظامي غرب است و احمدي‌نژاد باعث تسريع اين اتفاق خواهد شد.
20- همه‌ي بدبختي ما زير سر تحريميان ‌است و احمدي‌نژاد هديه آن‌ها به ملت ايران است. (نزديك به نظر ابراهيم نبوي)
21- احمدي‌نژاد پيروز از پيش تعيين شده انتخابات رياست جمهوري نهم بود و شركت يا عدم شركت تفاوتي در اين امر ايجاد نمي‌كرد.
22- اين همه تحريم كرديم چي‌ شد؟
23- در هيچ انتخاباتي تحريم به معناي واقعي روي نداده است.
24- سخنان اخير خامنه‌اي به معني بي‌ارزش بودن راي مردم است.
25- سخنان اخير خامنه‌اي تنها به منظور روحيه دادن به احمدي‌نژاد بوده و معناي ديگري ندارد.
26- نظام تمايلي به حضور مردم در انتخابات ندارد و تلاش مي‌كند با نااميد كردن مردم آنها را از شركت در انتخابات منصرف كند.
27- نظام شديداً به راي مردم احتياج دارد و تمامي تلاش و هر هزينه‌اي را انجام مي‌دهد تا مردم را به پاي صندوق‌ها بكشاند.

از اينجا مفروضاتي كه دوستان دركامنت‌ها مطرح كرده‌اند اضافه مي‌كنم:

28- به پيشنهاد لرد13: تا زماني كه قانون همين باشد، بحث‌هاي شركت و عدم شركت و اين يا آن كانديدا بي‌فايده است و بايد به دنبال تغيير قانون بود.

29- به پيشنهاد خُسن‌آقا: به دليل همكاري اصلاح‌طلبان در جنايات رژيم (به خصوص در اوايل انقلاب)، شركت در انتخابات اين رژيم، مشاركت در جرم جنايتكاران است.

و ….

در اين ميان گاهي ديدگاه‌هاي خنده‌دار و فرضيه‌هاي فضايي هم مطرح مي‌شود كه بعيد مي‌دانم كوچكترين نقشي در تصميم‌گيري‌هاي افراد داشته باشد مثل:
1- بي‌نظير بوتو ترور شد، زنده باد خاتميسم!!
2- خامنه‌اي براي اين گفته به حاميان دولت راي دهيد تا مردم لج كنند و به حاميان دولت راي ندن!!  بگذريم

واقعيات و مفروضاتي كه در اينجا مطرح شد تنها يك فهرست دم‌دستي از نظرات مطرح در ميان مردم و صاحب‌نظران سياسي است، در اين ميان من عمداً برخي از نظرات بي‌فايده و كم‌اهميت مثلاً در مورد قد و ظاهر احمدي‌نژاد و يا رنگ‌عبا و لبخند خاتمي را مطرح نكردم. مسلماً موارد بسيار ديگري مي‌توان به اين دو ليست اضافه كرد و آن‌ را تكميل‌تر نمود. (دراين امر نيازمند كمك شما دوستان نازنين هستم)

در نهايت نوبت به شناگر ما مي‌رسد كه با توجه به واقعيات موجود و قرار دادن آن‌ها در كنار مفروضاتي كه منطقي‌تر و معقول‌تر هستند، به يك نتيجه‌گيري تا حد ممكن به دور از تعصب و پيش‌داوري و مسلماً در جهت حركت به سمت كشوري دموكراتيك (ضمن قبول هزينه‌هاي اين حركت) دست يابد، و اگر نمي‌تواند غريق را نجات دهد، لااقل خود را به هلاكت ندهد. در اين نتيجه‌گيري بايد به اين مساله توجه داشت كه همواره كساني هستند كه به دليل منافع حزبي/جناحي خود سعي در تغيير واقعيات به شكل مورد نظر خود و بزرگنمايي يا كوچك‌نمايي اين فرض و آن فرض دارند. تا جايي كه ممكن است بايد هشيار بود كه واقعيات و مفروضاتي را كه در پشت شيشه‌هاي رنگي مات و براق قرار گرفته‌اند يا قرار داده‌اند، واقعيات و فرض‌هاي عريان و حقيقي قلمداد نكنيم.

Advertisements

Read Full Post »