جخ امروز
از مادر نزادهام
نه
عمر ِ جهان بر من گذشته است.
نزديکترين خاطرهام خاطرهی قرنهاست.
بارها به خون ِمان کشيدند
به ياد آر،
…
اعراب فريبام دادند
بُرج ِ موريانه را به دستان ِ پُرپينهی خويش بر ايشان در گشودم،
مرا و همهگان را بر نطع ِ سياه نشاندند و
گردن زدند.
…
خوشبيني برادرت تُرکان را آواز داد
تو را و مرا گردن زدند.
سفاهت ِ من چنگيزيان را آواز داد
تو را و همهگان را گردن زدند.
…
1363 احمد شاملو مدایح بیصله
هفته پیش شاهد برنامهی تفسیرخبر صدای آمریکا بودم با حضور هوشنگ اسدی و حسن ماسالی، تاکید چندباره هوشنگ اسدی بر موضوعی دلیل نوشتن این پست شد که البته نوشتنش به تاخیر افتاد. در پاسخ به حسن ماسالی که معتقد بود روشنفکران باید در این میانه نقش درست را (برخلاف فرصتهای قبلی) ایفا کنند، هوشنگ اسدی بیان میکرد که ما (یعنی روشنفکرهایی شامل خودش و احتمالاً حسن ماسالی) در این میانه نقشی نداریم و باید دنبالهروی مردم باشیم. این سخن با اعتراض ماسالی روبرو بود که روشنفکر نباید جوگیر و احساسی، دنبالهروی توده شود وگرنه تجربه 57 تکرار خواهد شد. در مقابل هوشنگ اسدی برای بار چندم در آن برنامه تاکید کرد که مردم ایران باهوش هستند و همواره بهترین انتخاب را انجام میدهند و الان هم میدانند چه باید بکنند، روشنفکران تنها باید نظارهگر رفتار و عملکرد آنها باشند و به دنبال خواست مردم و درجهت آن حرکت کنند.
در روزهای بعد، از نوشتن پستی در مورد این موضوع که میدانستم باعث واکنش احساسی مخاطب خواهد شد صرفنظر کرده بودم، اما تکرار ِ فراوان جملاتی با همین مضمون از جانب بسیاری از حامیان این جنبش ِ به اصطلاح سبز وادارم کرد که دست به کیبورد شوم و خطوطی در این مورد بنویسم.
در این هفتهها حتماً شما هم با چنین جملاتی فراوان روبرو شدهاید:
مردم ایران باهوش هستند و بهترین انتخاب را انجام میدهند.
مردم ایران خودشان میدانند چه کاری را باید انجام دهند.
مردم ایران نشان دادند که درک سیاسی بسیار بالایی دارند.
و…
نه، به این موضوع که این «مردم» که همه از جانبش صحبت میکنند اصلاً چه مفهومی دارد و چگونه و از طریق چه مکانیسمی میتوان صفتی را به یک چنین مجموعه ناهمگونی اطلاق کرد نمیخواهم بنویسم که درموردش زیاد نوشته شده و گوشی به این حرفها بدهکار نبوده و بازهم نخواهد بود.
از موضع دیگری میخواهم به این قضیه نگاه کنم: اینکه چگونه و براساس چه شواهدی میتوان به این نتیجه رسید که ما مردم ایرانزمین مردمانی باهوش هستیم، خودمان میدانیم باید چه کار کنیم، همواره بهترین انتخاب را انجام دادهایم و احتیاج به کمک هیچ فردی هم نداریم.
اگر منظور از این دانستن و باهوش بودن، زرنگی به معنای مصطلح این روزهایش باشد (همان که آقا کمال _بنگاهی فیلم صمد دربدر میشود_ به صمدآقا میگوید: زرنگی اونه که کار نکنی، ولی وانمود کنی داری کار میکنی) من صددرصد با او هم عقیدهام که اکثریت ما مردم ایران بسیار زرنگ و باهوش هستیم، خیلی خوب میدانیم چگونه از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی کنیم، به خوبی میدانیم که چگونه تقصیرات خود را به گردن دیگران بیاندازیم و چگونه از موقعیت و شرایط خود به خاطر منافع شخصیمان سوءاستفاده کنیم. ما همواره در بدست آوردن منافع کوتاه مدت خود بالاترین حد هوش و دانایی را از خود بروز میدهیم. اما وقتی که صحبت از اتفاقات و تغییر و تحولات سیاسی میشود دیگر صحبت این نوع زرنگی نیست، صحبت از دانش و هوشی است که تاثیر خود را آنچنان نمایان به ظهور رسانده که هرکسی میتواند به راحتی از چنین امری به عنوان یک حقیقت غیرقابل کتمان صحبت کند. چنین چیزی حتماً باید از دستآوردهای تاریخی و نتایج ِ اعمال و تصمیمگیریهای ما و یا از تلاش هرروزهمان در جهت کسب دانایی و آگاهی مشخص شود.

به تاریخ و دستآوردهای تاریخی ما مردمان باهوش و دانا نگاه میکنیم، جنگ؛ کشتار؛ فرقهسازی؛ تکفیر؛ برادرکشی؛ بازگشایی دروازهها در مقابل عرب، مغول، ترک و افغان؛ پناه بردن به هر مهاجمی برای رهایی از ظلم و ستم حاکمان وقت و گرفتار ظلم و ستم حاکمان جدید شدن و آخرین دستآورد دانایی و هوش درخشانمان هم نظام ولایت مطلقه فقیه است.
ممکن است در پاسخ گفته شود که آنچه در گذشته بوده این چنین بوده و امروز با وضعیتی متفاوت روبرو هستیم، امروز و به خاطر حکومت سیساله جهل و استبداد مذهبی حاکم آگاه شدهایم و دیگر آن اتفاقات قبلی تکرار نخواهد شد. به امروز مینگریم:
به آمار کتابخوانی ما مردمان دانا: سرانه دو دقیقه کتابخوانی در شبانهروز برای هر ایرانی! به متوسط شمارگان کتابها بنگریم، 3000 نسخه! و این آمارها را در مقابل مصرف 60 میلیارد و 200 میلیون نخ سیگار در سال یعنی سرانه 2.35 نخ در شبانهروز برای هر ایرانی قرار دهید. ما مردمان دانا به ازای هر 2 دقیقهای که در شبانهروز کتاب میخوانیم، 2.5 نخ سیگار دود میکنیم! نمیدانم کشیدن هر سیگار دقیقاً چقدر زمان میبرد، اگر میانگین دو دقیقه برای هر سیگار را در نظر بگیریم سرانهی سیگارکشی ما ایرانیان بیش از 2 برابر سرانهی کتابخوانی ماهست. سرچشمهی دانایی ما مردمان اگر این دوست بیزبان سابق نیست پس کجاست. نکند کلاسهای برگزار شده در تاکسیها و دود سیگارها منبع این دانش است؟
بازهم به آمار نگاه میکنیم، فیلم پرفروش ما مردمان دانا چه نام دارد: «اخراجیهای 2»!؟ در حالیکه در سالن سینماهایی که فیلم بهرام بیضایی «وقتی همه خوابیم» پخش میشود به زحمت دو ردیف صندلی پر میشود، ما مردمان دانا ساعتها برای دیدن فیلم اخراجیهای 2 به صف میایستیم. این از فیلم پرفروشمان، پربییندهترین فیلممان هم به قول بزرگواری فیلم مستند «نرگس2» است.
کتاب پرفروش ما چیست؟ «کافه پیانو»!؟ کتابی که در یک سال بیش از 20 بار چاپ شده و سهم به سزایی از آن سرانه کتابخوانی (چند خط بالاتر) ما مردمان را به خود اختصاص داده است. توجه داشته باشید که این آمارها اصلاً قدیمی نیستند، اصلاً به گذشتهی تاریخی ِ ما و مردمان نسلهای گذشته مربوط نمیشود، مربوط به همین سه- چهار ماه پیش است و همین مردم ِ مورد ِ نظر ِ هوشنگ اسدی، که هنوز صدای هلهله و تمجید و تعریفشان از این دواثر پرفروش در دو زمینهی تاثیرگذار فرهنگی کتاب و سینما گوشها را نوازش میداد، و زمان نواختن پدیدآورندگانشان فرا نرسیده بود.
شاید بیان کنندگان جملات مذکور معتقدند که ظرف همین 2 ماه ِ پس از شبهکودتای حکومتی، ما مردم ایران ناگهان به سرچشمهی دانایی و هوش دست یافتهایم، پس در این صورت باید شکرگذار و ممنون این حکومت و کودتایش هم باشیم که باعث شد چنین اتفاق خجستهای روی دهد. اما نـه، چنین اعتقادی درکار نیست، به نظر من در پس این جملات، یک فریبکاری منفعتطلبانه عمیق نهفته است که از احساساتی بودن ما مردمان و نیازمان به تمجید و تحسین به خوبی بهره میبرد و آنچنان سخن میگوید که مخاطب خوشخوشانش بشود و ذوق زده از این تمجید پرمبالغه، حسابی ویژه برای گوینده این سخنان باز کند و روزی جبران این شکسته نفسی دروغین او را به بهترین شکل ممکن بکند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پینوشت:
1: کشیدن یک سیگار بین 5 تا 6.5 دقیقه به طول میانجامد، این عدد را با اندازهگیری زمان در فرد سیگاری بدون آنکه خود او متوجه باشد به دست آورددم. به این شکل ما نزدیک به 6 برابر زمانی که به کتاب خواندن اختصاص میدهیم مشغول سیگار کشیدن هستیم.
2: خواندن نوشته شیدان وثیق با عنوان «جنبش همگانی، “جنبش سبز” و پس نشستنها» در خبرنامهی گویا را به دوستان توصیه میکنم.