نوشته شادی صدر را میخوانم، همانقدر که واکنش او به جامعه مردسالار ایرانی برایم طبیعی و قابل درک است، واکنشها به این نوشته هم قابل درک است. شادی نوشتهش را تلنگری به خودمان مینامد و مصداق سوزنی که باید در مقابل جوال دوزی که مثلا به حجتالاسلام صدیقی میزنیم، به خودمان بزنیم. بر همین منوال من هم به قصد زدن سوزنی به شادی صدر مینویسم.
به واکنشهایی که در مقابل این نوشته مطرح شدهاست، کاری ندارم، به اینکه این استدلال که چون نوجوان تازه به بلوغ رسیدهای به دخترکی متلک گفته است پس همانند حجتالاسلام صدیقی است چقدر قابل دفاع و قوی است کاری ندارم. به اینکه منظور از «همه» 100 درصد مردان ایرانی است یا 99.7 درصد آنها و ایکاش به جای این «همه» از «اکثریت قریب به اتفاق» یا «نزدیک به تمام» استفاده میشد بهتر بود و اینکه استثنا درهر جایی وجود دارد و تعمیم دادن اشتباه است هم همچنین. از اینکه بیشک خود شادی مردان بسیاری میشناسد که با اینکه در نوجوانیشان به دخترکانی متلک گفتهاند اما امروز حقیقتاً همانند حجتالاسلام صدیقی نیستند هم میگذرم. قهرمان (یاضد قهرمان) فیلم هفت دیوید فینچر همان قاتل زنجیرهای با بازی درخشان کوین اسپیسی در یکی از تاثیرگذارترین جملههای فیلم میگه: «تو این دوره زمونه دیگه نمیشه آروم رو شونهی کسی زد و گفت داداش گوش کن، بلکه باید با پتک به شونهش کوبید تا بهت توجه کنه»، لحن نوشته شادی رو به مصداق همون پتک میدونم که برای تلنگر زدن ازش استفاده شده و به نظر هم در جلب توجهها موفق عمل کرده. پس فرض میکنم که همهی مردان ایرانی، تمامی مطلق مردان ایرانی، همگی (به قول شادی) در روند بزرگ شدن خود و کسب تجربههای لازم برای مرد شدن به دختران متلک گفتهاند و به همین دلیل، همانند حجتالاسلام صدیقی هستند، هیچ استثنایی هم قائل نمیشوم، حتی بهرام بیضایی (که به باور من، از تک تک زنان مدعی برابری و فمینیزم در ایران، تلاش بسیار بیشتری برای احقاق جایگاه شایسته زن انجام داده) هم همانند حجتالاسلام صدیقی فرض میکنم. اما در مقابل این همه مردانِ متلک گویِ همانندِ حجتالاسلام صدیقی، زنان چه وضعیتی دارند؟ آنها چه میزان همانند حجتالاسلام صدیقی بودهاند؟ آیا در میان زنان، حجتالاسلام صدیقیها به همان دارو دسته فاطمه رجبی و عشرت شایق تمام میشوند؟
چقدر وقتی که گشت ارشادمان مشغول انجام وظیفه شرعی نهی از منکر خود!! و سوار کردن دختران و زنان به ونهای خود بوده است شنونده سخنان زنانی بودیم که با اشاره به قربانیِ خواهران و برداران ارشاد به یکدیگر میگفتند، «خب واقعاً بعضیها دیگه شورش رو درمیارن». چقدر دیدهایم که مادران و خواهرانمان وقتی پسر یا برادرشان قصد ازدواج با زنی مطلقه یا با سن بیشتر یا حتی همسن او دارد، آن زن را جادوگر و سلیطه و پتیاره خواندهاند که قصد دارد پسر یا برادرشان را با عشوههایش فریب داده و در نهایت خودش رو آویزون او بکند. چقدر شاهد بودهایم که خواهران و مادرانمان وقتی از رابطه همسر یا دوستپسر خود با زن دیگری خبردار شدهاند به جلوی خانهی او رفتهاند و هرچه فحش بلد بودهاند نصیب آن زن کردهاند که شوهر و دوستپسرِ نجیب و سربهراهشان را از راه به در کرده است و به خیال خودشان آبروی دختره لاشی و زنیکه جنده رو جلوی در و همسایهاش بردهاند درحالیکه اوهم از وجود زن دیگری بیخبر بوده است.
برخورد و نگاه خواهران و مادران ما با زنانی که به هر دلیل از همسر خود جداشدهاند چگونه است، شانس زن مطلقهای که برای اجاره آپارتمان به خواهر و مادر من معرفی شدهاست در مقابل آن دیگری که همچنان با شوهر خود زندگی میکند، چقدر است. آیا نگاه خوهران و مادران ما به چنین زنی جز نگاه به یک خطر بالفوه که ممکن است شوهرشان را از چنگشان برباید چیز دیگریست؟
چگونه میتوان به فرهنگ مردسالارانه منتقد بود و در عین حال شبکه تلویزیونی فارسی وان رو عامل انحراف و بیبندوباری به خطر افتادن کانون خانوادهها و باز شدن چشم همجنسان آفتاب مهتاب ندیدهمان دانست. آیا این خواهران و مادران ما نیستند که مشتریان و معتقدان همیشگی رمالها و فالگیرهای سنتی و مدرن و پست مدرن، آپارتمانی و پنتهاوسی و مسجدی هستند؟ آیا …
شادی صدر چه خوب مینویسد که: « دموکراسی و حقوق بشر، از هر یک از ما شروع میشود و نه از آدمهایی انتزاعی، که باید خودشان، نگاهشان و رفتارهایشان را اصلاح کنند تا ایران جایی بهتر برای زندگیکردن باشد.»
پس تا آنروز راستش من هم چندان فرقی بین حجتالاسلام صدیقی و فاطمه آلیا با هر یک از دختران آفتاب مهتاب ندیده دیروز و زنان طرفدار فمینیزم و حقوق بشر و برابری طلبی امروز نمیبینم؛ غیر از اینکه آنها دستکم در آنچه هستند و آنچه میگویند، یکروترند.








This is the only one thing I can do: stand up tall and slowly clap my hands
ورتیگونه گرامی، بسیار عالی بود. شادی صدر هم می خواد با نوشته تند و یاوه برای خودش جایی در بین بقیه اسم و رسم دارها باز کنه. یکی مانند مسیح علینژاد که تو اروپا هم لچک سرش می کنه و دم از حقوق زن و مبارزه با جمهوری اسلامی می زند.
در ضمن کودن جان کجایی آقا بی معرفت یه سر به ما بزن
درود اردی خان
گرفتاری و مشغلهی فراوان وقتی برام باقی نمیگذارد. بعد هم دیگه حوصله ی سر و کله زدن با عرزشی های فرفر را نداشتم. مطالب دوستان را دورادور دنبال می کنم. شاد و سربلند باشید.
باشه کودن جان. درک می کنم . ولی خب اکانت پاک نمی کردی..! ما دلمون برات تنگ میشه. گهگاهی میومدی روز تعطیل نیم ساعتی یکساعتی می دیدیمت بعد می رفتی. اینجوری به کل رفتی و داغدارمون کردی
بسیار عالی و درست و کامل. بسیار بسیار باهاتون موافقم.
ورتیگونه عزیز، از دیدگاه جالبی به موضوع اشاره کردی و صد البته عنوان قشنگی برای مطلب انتخاب نمودی.
دوست عزیز این همه سخن گفتی تا درمقابل اشتباهی که کسی کرده و برادران و پسرانمان راهمگی با مرد دیوانه ای یکی دانسته تو دخترانمان را نیز دیوانه بخوانی!!! درود فراوان بر قلم نجیب و فکر فهیمت
خیلی عالی بود..
من هم این جوالدوز زدن به خانم صدر را پسندیدم!
ورتیگونه:
شادی جان، طبق تعریف شادی صدر از سوزن و جوالدوز، این جوالدوز نبود، همون سوزن بود
ورتیگونه جان خیلی قشنگ نوشتی. من درک می کنم که شادی صدر با شیطنت نوشته، اصلاً قصدش هم همین بوده، الآن هم شاید داره به این ولوله می خنده. اما نکته جالب پیاده نظامش هستن که تمام قد پشت سرش وایسادن و واسه دفاع از جمله به جمله نوشته خانوم صدر گردن می زنند. فکر کنم خود شادی صدر انقدر رگ گردنی نشه!
ورتیگونه:
نمیدونم والا مهندس جان، شادی صدر هم نوشته که یک روزه کمپین سراسری مردسالاری راه انداختن. یعنی واقعاً لشکر و لشکر کشی هستش قضیه؟
به مورد خیلی خوبی اشاره کردی. تخم این نوع دید و برخوردها و عکس العملها در خیلی موارد توسط خود خانمها کاشته میشه.
در ضمن بَنِروبلاگت شدیداً خوبه!
ورتیگونه:
مرسی دوست من
این پاراگراف آخر چی بود؟ استدلال بود مثلا؟ چه ربطی داشت به پاراگرافهای قبلی؟
صغری کبری که چیدی چی بود برای این نتیجه گیری؟
شاید اگر شادی صدر یه پرانتز باز میکرد و یه درصدی کوچکی از آقایون رو توی اون پرانتز قرار میداد یک چنین شور و حالی در فضای مجازی به وجود نمی اومد. ولی واقعا از این جسارتش خوشم اومد. با مقاله شما هم موافقم. البته آخرش رو بد تموم کردی.
ولی این یه بام و دو هوایی در فرهنگ ما واقعا مشکل ساز هستش. زن ضدزن بدتر از مرد ضدزن هستش، کم هم نداریم از این نوع متاسفانه . انگار شستشوی مغزیشون دادند.
چند تا سوال کردم از شادی صدر… اگه حال داشتی بیا بخون:
http://calabros.wordpress.com/2010/04/29/few_questions/
دوست داشتم نوشته شما را. به نظر من شادی صدر از روی عصبانیت و حس انتقام جویی باقی مانده از ایران نوشته است.
«پس تا آنروز راستش من هم چندان فرقی بین حجتالاسلام صدیقی و فاطمه آلیا با هر یک از دختران آفتاب مهتاب ندیده دیروز و زنان طرفدار فمینیزم و حقوق بشر و برابری طلبی امروز نمیبینم»
آقای محترم باز شدن چشم و گوش خانمهای آفتاب و مهتاب نديده دقيقاً تغيير مطلوب و به سمت مثبتی است و تمامی تلاش خانمهای طرفدار حقوق بشر و زن باز کردن اين چشمها و گوشها است. پس جمله آخرتان خيلی بی ربط بود.
آقای محترم، خانم شادی صدر در نوشته شان دچار يک اشتباه شدند که يکسان ديدن تمام مردان بود. ولی شما هم اين اشتباه رو در مشتری رمال و سرزنش کننده زنان ديگر ديدن زنان کرديد. و شما اشتباه بسيار بزرگتری کرديد چرا که درصد مردان متلک گو به ميزان غير قابل مقايسه ای بالاتر از زنان معتقد به فالگير و يا زنان بدبين به زنان است.
درود ورتی جان.
مشکلات ما یکی دو تا نیست.من فکر میکنم که ما برخلاف همه ادعاهای مان یک ملتی هستیم که قرنها از بشریت عقب افتاده و شاید یکی از بزرگترین علتهایش همین دین مقدس اسلام باشد.
ما از بدو کودکی می آموزیم که زن بودن گناه است همیشه خواسته ایم بیشترو بهتر از برادر خود درس بخوانیم حرف گوش کنیم که شاید مادر و پدرمان به ما هم افتخار کنند.اما!!!!دریغ.
حرفهایت کاملا درست بود.بارها آنرا حس کرده ام.اما میدانی برادر!؟مادر من هم نیاموخت که انسان است و او هم به اندازه یک مرد ارزش دارد.این آگاهی باید داده شود.اما چگونه با وجود حکومت فاشیست مذهبی؟!
بعضی جملاتت گرچه تلخ بود اما حقیقت بود.ما زنان یک مشکل ضدزن بودن را در میان خودمان هم داریم و نمیدانم این دیگر از کجا آمده؟!مثل کودکی که بهش تعرض میشه اون هم وقتی بزرگ شد یک متجاوز بزرگتر میشه.
ورتیگونه:
سلام آریانا جان، تمام حرف من اینجا این بود که همهی ما، مرد و زن، مدعی فمینیزم یا مخالف آن، در ایجاد شرایط امروز مقصریم. به همین دلیل هم از استاد بهرام بیضایی نام بردم، که از سالها قبل از تولد من و شادی (که هم سنوسال هم هستیم) بیشک بیشترین تلاش رو در راه رفع این معضل رو انجام داده.
مادر تو و مادر من نیاموختن که به اندازه یک مرد ارزش دارن، چون که همیشه یه شادی صدری پیدا میشد و تمام تقصیرات و مسئوالیتهای ارزش از دست رفته زنان رو به گردن مردان میانداخت، مادر من و تو هیچوقت نمیدونست که اوهم در پیدایش این شرایط کمارزش تلقیشدنش مقصر و مسئول هست و باید در جهت تغییر این شرایط تلاش کند، نه، مادران ما با این تصور که این مردان هستند که مقصرند و فقط آنها هستند که باید خود را تغییر بدهند، در ادامه این شرایط نقش ایفا کردن.
وقتی کسی میگه که یک سوزن به خودتون بزنید و یک جوالدوز به دیگران، طبیعتاً داشتن این انتظار از خود او که همین رفتار را در پیش بگیره معقول و بهجا هست. حتی اگر این آدم خودش رو با عنوان «ما فمینیستها» خطاب کنه، (همونی که من «ما مدعیان فمینزیم» میخونمش). البته تا زمانی که هدف ما آینده بهتر باشه، و نه چیز دیگهای
اگه حوصله خوندن مطالب طولانی رو داره، این مطلب داریوش برادری رو بخون، بهت قول میدم پشیمون نشی، البته به شرط اینکه با نگاه فردی بخونیش که داره در مسیر تبدیل شدن به یک انسان مدرن قدم برمیداره، نه کسی که فقط میخواد انتقام بگیره
http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-58711
In a traditional society , both man and woman are pressed under the fenatic thinking and ofcourse the mothers, sisters are helping to aply and impliment the partiarcal law and regulations. If a woman develo,ps not only both men but women are against her. they become jelouse
It is good to have girl friend , but when we want to marry we wish to get a virgin girl with hymen!….
ممنون از وقتی که گذاشتی برا پاسخ ورتی جان.حتما این مطلب رو می خونم.حتما.
همچین نوشتی نه در دفاع از مردان انگار که ما مردا جنایتکاریم. امیدوارم گیر مردای عوضی بیفتین قدر مرد خوب رو بدونین تا دیگه جمع نبندین همه رو.
خیلی وقته که اعتقاد دارم تنها جنبشی که میتونه در ایران پیروز بشه جنبش زنان است
و خب آپ کردن شما پس از یکماه و اندی در نقد چنین مطلبی نیز نشانگر اهمیت جنبش زنان میباشد فلذا این بحثها را مغتنم و خوب میدانم
مرسی! بسیار عالی بود.
مطلب جالبی نوشته ای و آن روی سکه را برملا ساخته ای آری دو طرف قضیه در بوجود آمدن این وضعیت دخیل هستند . پس بهتر است با نهیب خانم صدر و شما دوست عزیز سنتهای قدیمی مان را که دارای اشکال عقلانی است ( نه تمام سنتها را ) کنار بگذاریم و بسازیم دوباره جامعه خود را
باتشکر از مطلب شما و بیان دیدگاهتان
خب پس ميشه نوشت اين ما هستيم…مرد و زن.
موافقم.
من خوب میدانم خانم صدر از متلکهای ایران گیرشان نیامده بدن درد شده اند اما امیدوارم ما راضی شان کنیم که مشکلشان را با عذر خواهی کردنشان حل کنیم .
وگرنه به سهم خودم مطالبه ی هزینه ی اینچنین بی محابا سخن گفتن را از ایشان میگیرم !
نه آنکه فکر کنید ایشان چه مجتهدی بوده اند و چه پرده ی عصمتی از مردان دریده شده است.
اساسن هیچ امیدی به صلاح فمنیستها نیست چرا که یک دختر از هفت ، هشت سالگی فمنیست می شود که به موقع استدلال علمی اش ارائه می شود.
اما ما باید ریشه ی راه افتادن بوب کوئیکها را از اینجا بگیریم و در این رابطه به حمایت شما و بخصوص مترجم آلمانی و انگلیسی محتاجم.
موضوع شخصی نیست . ملی است!
http://sadr.e33.de/
(نمیدانم اگر موسسات و ارگانهای غربی که اینچنین خانم شادی صدر را بزرگ کرده اند اگر متن مقاله ی ایشان را بخوانند چه فکر خواهند کرد؟!)
در حال حاضر از اینکه خود را آلوده ی این جنجال کردم و در واقع در دام خانم صدر افتادم پشیمانم ! چه ساده لوحانه انتظار داشتم ایشان با توضیحی و حاشیه نویسی بر مقاله شان سر مشق دیگران شود! غافل اینکه ایشان خیلی زودتر از خیلی ها راز شهرت و قدرت را در جهان سوم دریافته اند).
تا آخر عمرم نام شادی صدر را فراموش نخواهم کرد و اگر روزی شانس ملاقات با ایشان را داشتم به او خواهم گفت ……
SADR.E33.DE برای اینترنت پرسرعت
SADRLS.E33.DE برای اینترنت دیال آپ
خانمهای تیپ a وبعضی از خانمهای تیپ b که این مزخرفها را نمیخوانند و ما در مورد خانمهای تیپ c و d هم که امید به صلاح نداریم نه ما که روانشناسان میگویند ایشان قابل درمان نیستند اما حرف ما چیز دیگری است.
ای خانم فمنیستی که در ایران هستی و از یک طرف مجاز به سقط جنین نیستی از یارانه دولت جهت بدنیا آوردن بچه و یا راه اندازی کسب و کار استفاده نمی کنی اگر بواسطه ی خیانت به همسرت رسوا بشوی ( نه البته از طریق قانون آن که خلاص است) تحت فشار روانی زیادی قرار میگیری و هزاران محدودیت که سران جنبشت اصلن توی باغش نیستند و ما مردها باید یهتان بگوئیم تا بفهمید محدودیتهای واقعیتان چیست!
ما نمیگوئیم از مردها متنفر نباشید که این موضوع اصلن ربطی به محدودیتهایتان ندارد شما از مردها بدتان نمی آید شما از خودتان ، از زن بودنتان متنفر هستید و چاره ای هم ندارید.
در درون دل شما آرزوی کشنده ی مرد بودن است و نمیدانیم ما چه گناهی داریم شما مرد نشده اید .
بخدا هر کس هر چی دارد از بچگی دارد از کسی سرقت نمیکند!!!
اما باشد ما که اگر خودمان را پیش شما قربانی کنیم مشکل شما حل نمیشود که تازه بیشتر ناراحت میشوید که ما به عنوان مرد زن زن کردیم و حرمت مرد را خدشه دار کردیم و توی دلتان می گوئید : خاک بسرش چه برای ما خانمها موس موس میکند . هه مرد فمنیست !، برو حاجی کاش من مرد بودم کفشم هم زنها رو حساب نمی کردم!
من میدانم ! حرفم اینست !
تو در ایران سماق میمکی و خانم صدر ……
SADR.E33.DE برای اینترنت پرسرعت
SADRLS.E33.DE برای اینترنت دیال آپ(ابتدا جهت هدایت به سایت کمی زمان می خواهد.)
درود ورتی جان
من با خانم صدر هم موافق وهم مخالفم.
درسته، اکثر مردان ایرانی ناخواسته دچار عقده ی جنسی بوده اند و قطعن اکثر قریب به اتفاق اون ها برای یک بار هم که شده متلکی جنسی بار دختری کرده اند.(خود من هم از این قاعده مستثنی نیستم)
اما باید نگاه کرد وقتی شخصیت یک نفر کامل شد او چگونه می اندیشد، خوب عملکرد آدمی در دوران نوجوانی و جوانی که نباید معیار سنجش قرار گیرد.
ورتیگونه:
سلام شایگان جان، حرفت کاملاً درسته، اما من نمیخواستم از این دریچه به موضوع نگاه کنم، توی متن هم نوشتم که «به اینکه این استدلال که چون نوجوان تازه به بلوغ رسیدهای به دخترکی متلک گفته است پس همانند حجتالاسلام صدیقی است چقدر قابل دفاع و قوی است کاری ندارم»: چرا که هم دربارهش گفته شده بود و هم دفاع از مردان میتوانست تلقی شود و قصد من هم این نبود، میخواستم تمام و کمال، حق را در مورد مردان به شادی بدهم و اونوقت از عملکرد زنان صحبت به میان بیارم.
خودت که در جریانی از یک نوشته چه چیزهایی استخراج میکنن
با کمال شرمندگی سه تا کامنت اینجا گذاشتم و تا الان خوب مقاله ات را نخوانده بودم.
خدا پدر مادرت را بیامرزد از فرمایشات خانم صدر صدها کتاب در دل مانده میتوان بیرون کشید که یکی از آن همین است که تمام چیزهائی که زنها از آن مینالند محصول تفکر خودشان است و بس!
داستان مقاله ی خانمی به نام شادی صدر که حقوق می خوانند و به عنوان یک فعال در استیفای حقوق زنان و در واقع به عنوان یک فمنیست و یکی از پرچم داران این نهضت معرفی می شود این روزها نقل محافل دنیای وب شده است.
ایشان به کمک همان بلاهت معمول جمهوری اسلامی که به مانند یک انقلابی و توسط افرادی بدون یونیفرم دستگیر و یازده روز در بازداشت نگه داشته شد برای خود این اعتبار را کسب کرد و در واقع بدلیل نداشتن هیچ محملی از فعالیتی موثر و قابل اعتنا در شرایطی که جوانان این مملکت بخصوص این روزها به اتهام پرتاب سنگ به اعدام محکوم میشوند آزاد گردیده و حتی رژیم نیازی به ممنوع الخروج کردن وی ندیده است .
وی با رندی تمام بلافاصله از این موقعیت کاذب سیاسی خود استفاده نمود و مهاجرت کرد و با توسل به ادعای یک مبارز تحت تعقیب قرار گرفته نه تنها در حالی که هزینه دهندگان واقعی در زندانها یا قبرستانها هستند از مواهب زندگی در غرب استفاده می کند بلکه با سوء استفاده و مصادره به مطلوب کردن سالها محرومیت زن ایرانی جوایز مختلفی را پی در پی دریافت می کند و الت دست مقامات دست راستی کشورهای غربی برای استفاده در تخریب وجهه ی بین المللی ایران و همچنین تکمیل ژست آزادی خواهی ایشان می گردد.
انتشار این مقاله که به جرات در هر جامعه ای با فرهنگ والا فقط و فقط خودکشی حرفه ای نویسنده ی آنرا در پی دارد خود به تنهائی می تواند برای هموطنان ما موضوع تامل بیشتر بر رعایت تعادل در تغییر مناسبات اجتماعی مان قبل از ایجاد شعور فرهنگی لازم باشد.
تامل بر اینکه چگونه الگوهای ترقی خواه ما اینچنین واپس گرایانه تر و بسیار متحجرانه تر از آنهائی که نقدشان می کنند می گویند و عمل میکنند.
اما از آن تامل برانگیزتر دفاع اکثریت زنان و تعدادی از مردان از ایراد چنین سخنانی می باشد که اگر با تحلیل عریان و بدون لاپوشانی وضعیت تعاملات جنسی جامعه مورد توجه قرار گیرد قطعن هر ایرانی صاحب انصاف و تفکر سالمی را متوجه ی فاجعه ای رخداده و به حد تقریبن غیر قابل برگشت میکند.
ادعاهای سخیف یکجانبه و بیمار گونه ی نشان دادن مردان ایرانی بلاستثنا به عنوان منحرفین جنسی با استفاده از نوشتن نقدی بر سخنان امام جمعه ی تهران که گفتار وی خروش زنان آنسوی عالم را بوجود آورده و اعلام اینکه حرف و کردار مردان ایرانی از او بدتر است یکطرف و دفاع عده ی کثیری از این اندیشه مبنی بر پلیدی خودشان و یا پدر برادر پسر و یا همسرشان از طرف دیگر نشان از دهها نوع معضل اجتماعی دارد که نباید براحتی آنرا ندیده گرفت.
بخخشید ورتیگونهی عزیز که کامنت بی ربط به مطلب شما می گذارم. اما بعد از خواندن فید اخر شما در فرند فید در مورد اعدام های اخیر و خواندن نظرات مشعشع دوستان٬ نتوانستم مقاومت کنم و حرف نزنم. اما از انجایی که نمی خواهم دوباره به فرند فید بیایم و بحث های بی سر و ته را ادامه دهم٬ اینجا حرف می زنم. و البته می دانم که هوچی ها کامنت بیشتر از دو خط را هم نمی خوانند و فحششان را می دهند و می روند. آنان را با خوندن چه کار؟
ورتیگونه عزیز
گاهی اوقات فکر می کنم ما مردم ایران آنقدرها هم که ادعای هوشمندی و آی کیوی بالا و هنز نزد ایرانیان است و «بس» و … می کنیم٬ پخی نیستیم.
نمونه اش همین فید شما در نکوهش اعدام های فله ای با انگ تجزیه طلبی که غیر از یکی دو نفر ظاهرا هیچ کس حرف شما را نمی فهمد.
مردم هوشمند و اصیل آرایی نژاد ما٬ درک نمی کنند که کنایه و حتی طنز٬ فقط برای خنداندن نیست. این عده در ابتدا که اصلا کنایهی حرف شما را متوجه نمی شوند و آن را به صورت تحت اللفظی می فهمند و بعد از هزار چشم و ابرو آمدن و چشمک زدن می فهمند که منظور چیز دیگری بوده٬ در می آیند که «الان موقع شوخی نیست.» هوش برتر آریایی آنها نمی تواند بفهمد که گاهی حتی تلخندی که از خواندن یا دیدن یک متن یا طرح کنایی روی لبان نقش می بندد٬ از صدها نوحه و مرثیه بیشتر دل را می فشارد و به درد می آورد.
عدهی دیگری هم کماکان با همراهی با جمهوری کثیف اسلامی٬ اعدامها را رد نمی کنند٬ چرا که «ممکن» است طرف واقعا تجزیه طلب بوده باشد. اما هیچ وقت به خود زحمت نمی دهند دو دقیقه بیاندیشند که به فرض اینکه واقعا این اعدام شدگان تجزیه طلب بالفطره بوده اند٬ شاید آن بدبختهای تجزیه طلب هم محض خنده دست به تجزه طلبی نمی زنند. وقتی دهها سال محرومیت به صورت سیستماتیک به آنها تحمیل شده٬ با خود می اندیشند که راه نجاتشان خلاصی از این تعهد یک جانبه است.
امتحانش مجانی است. از کسانی که اعدام را به شرط تجزیه طلب بودن طرف مجاز می شمارند٬ سوال کن که اگر در یک رابطهی زناشویی٬ شوهر مدام زن را کتک بزند٬ حق کار به او ندهد و با این حال پول هم به او ندهد٬ حق درس خواندن به او ندهد٬ حق رفت و آمد به خانهی اقوامش را به او ندهد و هر شب هم انتظار لنگ باز و سکس درایو بالای هزار از خانم داشته باشد آیا درخواست این زن برای طلاق از نظر شما محکوم است؟ خواهی دید که سیل نظرات مترقی و انساندوستانه جاری خواهد شد. اما وقتی جای مرد کتک زن و عبوس را با جمهوری اسلامی عوض می کنی و به جای زن مظلوم و درد کشیده و ستم دیده٬ مردم کرد٬ بلوچ٬ ترک٬ لر٬ عرب و … می گذاری٬ آنگاه است که رگ ملی گرایی و یکپارچه خواهی آنان عود می کند. چرا که کردها و بلوچ ها و اعراب و … باید بفهمند که تحت هر شرایطی باید به بکپارچگی ایران وفادار باشند و اگر نباشند حقشان است که اعدام شوند.
ورتیگونه:
دمت گرم با استعداد عزیز که همه جا رو زیر نظر داری. اون فید که واقعاً جالب بود. چه میشه کرد، سوی دیگر اسلامگرایی رادیکال رو اینجا داریم به شکل میهنپرستی رادیکال میبینیم. دوست دیگری که در همهی نظراتش بسیار رادیکال است، فیدی گذاشته بود که اگر ثابت شود اینها واقعاً بمبگذار بودند با باز هم با اعدامشان مخالف بودید و در پاسخ آنهایی که گفتهبودند، قوانین نادرست است و مشکل دارد و… نوشته بود که من سوالم را با استناد به قوانین امروز مملکتمان نوشتم، وقتی از اون نظرش رو درباره حکم سنگسار مکرمه که زنای محصنهاش هم ثابت شده بود پرسیدم. با این پاسخ روبرو شدم که این فرق میکنه، و در مقابل اصرارم به اینکه چه تفاوتی بین این دو حکم وجود داره، پاسخ قابل قبولی نگرفتم. البته خودم میدانستم چه تفاوتی برای ایشان بین این دو وجود دارد، تفاوت در اینجا بود که آنیکی موافق ذهنیت ایشان بود که یک ناسیونالیست افراطی هست که حتی قدردان خلخالی به خاطر آنچه با کردستان کرد هست، و این یکی مخالف ذهنیتش، که این بار یک ضداسلام رادیکال هست. تلاشم در طرح این سوال، نمایش رفتار دابل استاندارد ایشان در مقابل این دو مقوله بود که متاسفانه نتیجهای نداد.
همچنان خود را مرکز دنیا میپنداریم و آنچه مطابق طرز فکرمان هست، حق مطلق. جای کوچکترین شکی هم برای خودامان باقی نمیذاریم. نباید انتظار داشته باشیم که جمهوری اسلامی هم از این احساس میهنپرستی قلمبه ما که خودش هم در باد کردنش نقش دارد استفاده نکند. وقتی که عرزشیای که طرز فکرش و ارزشی که برای انسانیت دیگران قائل است کاملاً برایمان معلوم است، میآید و صحبت تمامیت ارضی و خاک مقدس ایران را میکند، براش هورا میکشیم بیتوجه به اینکه ایشان به خاطر ادامه منافعش در به توبره کشیدن همین خاک است که ناگهان دایه مهربانتر از مادر شدهاند. متاسفم که همفکران ما هم در حربه تروریست و تجزیهطلب این آقایون به دام میافتتد و گفتمانشان به محور نه تروریست نبود، تجزیهطلب نبود تغییر میکنه
ورتیگونه جان٬ آیرنی به پیشامد/اتفاق/حرف/تصویر/پدیده ای اطلاق میشود که در جهتی روی می دهد که درست برخلاف منظور اصلی بوده است و عموما عمدی نیست. آیرونی به ذات طنز نیست٬ بلکه تناقض فاحش موجود در آن٬ آن را طنزگونه می کند.
دیگر اینکه شرایط و رویدادها به خودی خود می توانند آیرانیک باشند اما سرکزم فاعل هوشمند نیاز دارد. آیرنی می تواند تصادفی روی دهد٬ اما برای سرکزم٬ قصد و نیت لازم است و توسط شخص ایجاد میشود.
حتی می توان گفت: سرکزم عبارت است از آیرنی عیان در گفتار که عمدا توسط گوینده برای تهاجم لفظی مورد استفاده قرار می گیرد.
سرکزم در فارسی معادل دارد که به نظر من ترکیبی است از دو مفهوم کنایه/ایهام.
برای مثال این شعر حافظ:
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت . . . آفرین بر قلم پاک خطاپوشش باد
به نظر من یکی از مصادیق عالی سرکزم در ادبیات فارسی است.
تا جایی که من می دانم٬ آیرنی در فارسی معادل مشخصی ندارد. معمولا در چنین شرایطی می گوییم طنز ماجرا در آنجاست که . . .
اگر مثال بخواهی٬ فرض کن در مراسم جشن تنفیذ ریاست جمهوری٬ رییس جمهور با گلوله ای کشته شود که از تفنگ کسی خارج شده که برای شادی از رییس جمهور شدن آن طرف٬ شلیک کرده است. این یعنی آیرنی. طبیعی است که نه کشته شدن رییس جمهور اتفاقی مضحک است نه شلیک کردن آن فرد. اما این تناقض فاحش آن را مضحک می کند.
یا به این عکس نگاه کن: این یعنی آیرونی.
http://imgur.com/UKv9R.png
یا این ویدئو٬ در آن صحنه که یک نفر از میان جمعیت می گوید: آی ام نات. یک آیرنی ناب است.
اما مثال برای سرکزم فراوان است. مثلا:
* اینجا رو مثل خونهی خودت بدون٬ برای تمیزکاری از آشپزخونه شروع کن.
* من اینقدر اینجا کار می کنم تا یک شغل مناسب توی طویله پیدا کنم.
* عیب نداره٬ من هم اسم تو رو یادم رفته
* چند بار باید سیفون رو بکشم تا تو رد بشی و بری؟
* ببینم الان این تیپ جوادی مُده؟
از انجایی که می دانم اهل کتاب هستی٬ این کتاب رو بخوان. این کتاب به صورت کامل و مجانی روی گوگل بوکزهست:
John Haiman: Talk is cheap: sarcasm, alienation, and the evolution of language
توضیح واضحات: از این موضوع می گذرم که این کار تو همین الان خودش سرکزم بود و البته من هم توی تله اش افتادم! (دانستن معنی این دو و خواستن از من برای روشن کردن تفاوت آنها)
زیبا بود. سری به من بزنید:havayetehran.wordpress.com
سلام، به نظر من متن خانم صدر قابل قبول است. اما تلخ!
درد من هم همین است وقتی هوای تهران چنین باشد وای بحال روستاهای سر سبز!!!!
محضر مبارک حضرت ورتیگونه (دامة مکتوباته) سلام و عرض ارادت داریم. ما مرتب سر میزنیم به وبلاگ معظم له!
سلام بر ورتیگونه عزیز
خوب هستید؟سلامتید؟
ما منتظریم که وبلاگتونو آپ کنید
پایدار باشی
دوست عزیز چرا شما انقدر دیر به دیر مطلب جدید توی وبتون میگذلرین؟
رفیق به بازی دعوت شدی:
http://artahermes.wordpress.com/2010/07/31/%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%85%D8%8C-%D9%BE%D8%B3-%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%DB%8C/
http://havayetehran.wordpress.com/2010/08/03/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%aa%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d9%88%d8%a8%db%8c-%d9%87%d9%85-%da%a9%db%8c%d9%88%d8%b3%da%a9-%da%af%d9%88%d8%b4-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d8%9f/
درود ورتی جان؟حالت خوبه؟مرتب به وبلاگت سر میزنم اما خبیری ازتون نیست.لطفا ما رو از نگرانی دربیارید.
ورتیگونه:
آریانا جان، متشکر از محبتت و ببخش که باعث نگرانیت شدم، راستش هنوز زندهام. این 31 سال زندگی زیر پرچم جمهوری مقدس اسلامی، هیچی نداشته باشه، پوست آدم رو که کلفت میکنه
ورتیگونه ی عزیز..مرسی از نظرت…راستی من قبلا هم اینجا اومده بودم
با عرض پوزش
عنوان يلاگ شما من رو ياد روشنفكراني تماميت خواه كه خواستار داشتن جايگاهي بالا در افاضه فضل در هر ضمينه ( خواه موسيقي يا سينما يا ادبيات يا سياست يا …. ) هستند مي اندازد
باز اين گستاخي من را ببخشيد
پ.ن: من اين نظر را فقط بر مبناي عنوان بلاگ شما و بنر بالاي بلاگ گفتم هيچ مطالعه اي بر وب نوشت هاي شما نداشتم و اين احتمال كه با مطالعه نوشته هاتان نظر عوض شود هست
تورج تاج
ورتیگونه عزیز، خوبی؟ ببخشید در مسافرت آخر سال هستم برای همین کامنت ات را دیر دیدم، بعد بیشتر با هم صحب می کنیم، تا بعد
http://iranasreroshangari.blogspot.com/2010/12/blog-post_27.html
جلسه گفتگو و پرسش و پاسخ با بهرام مشيري _ موضوع : نقد تعاليم و احكام اسلامي
تاريخ : شنبه
5 _February _2011
16_Bahman _1389
ساعت : 10 شب به وقت ايران
مسنجر پالتاك
اتاق : ايران عصر روشنگري
———————–
IRAN Asre Roshangari
Category : Asia
Subcategory : Iran
———————-
جهت دانلود مسنجر پالتاك از لينك زير استفاده نماييد
http://www.paltalk.com/
سايت رسمي استاد بهرام مشيري
http://www.bahrammoshiri.com/
جهت اطلاعات بيشتر يا تمايل به شركت در پرسش و پاسخ لطفا با ايميل زير تماس بگيريد
Email
iranasreroshangari@gmail.com
ورتیگونه عزیز خوبی؟
خیلی کم فعالیت شده ای ظاهرا.
حتما ماجرای بالاترین را می دانی، سایت های جایگزین خوبی مثل آزادگی و ریشه ها ایجاد شده اند، در فضای وب 2 ایرانی بشدت جای تو و دیگر دوستان خالی است، اگر در جایی فعالیت می کنی خوشحال می شوم به من هم اطلاع دهی، دلم برای بحث هایمان حسابی تنگ شده است، موفق باشی
درود ورتی جان
دلم برای نوشته هات توی فرندفید تنگ شده:((((((((((من نمیتونم بیام فرند فید متاسفانه.سایتش باز نمیشه:((
پاینده باشی
سلام دوست خوبم
نکات خیلی زیادی توی این نوشته بود
از سرنوشت شوم زنان مطلقه تو این اجتماع جاهل بگیر تا عکس العمل های ناشی از جهل
در هر موردی کلی میشه بحث داشت
اما مشکل من بدون در نظر گرفتن جنسیت شامل کل اجتماع میشه
تا کی قراره ملت انقدر عوام بار بیان و چطوری میشه جلوش رو گرفت به نظرت؟ من همیشه ترکیه رو مثال میزنم ؛ ببین آتاترک اونجا چقدر زحمت کشید ، اما بعد از 80 سال باز نم نم اسلام گراها و مرتجع ها قدم قدم دارن وارد میشن و این نشون دهنده عمق نفوذ جهل و ارتجاع تو باورهای مردمشه . کاش به دنبال راه حلی باشیم و به این هم فکر کنیم .
با درود و سپاس فراوان : شهرام