امروز بعد از مدتی گرفتاری ِ اداری وقت کردم کمی وبگردی کنم، در بالاترین لینک «اگر میتوانید آیهای مانند قرآن بیاورید» خودنمایی میکرد، فرستنده لینک این رجزخوانی قرآن را که اگر راست مىگويند سخنى مثل آن بياورند به چالش گرفته و از نگاه من، سخنی نه مثل نوشتههای قرآن، بلکه بسیار ارزشمندتر از آن ارائه کرده است. ذوق کامنتگذاران هم دست کمی از فرستنده لینک ندارد و در کامنتها هم انبوهی از سخنان زیبا، عمیق و بسیار انسانی به چشم میآید. اما نکتهای که در میان بحث و جدل موافقان معتقد و متعصب و مخالفان، نظر من را به خود جلب میکند، انتخابات ریاست جمهوری دهم است.
انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران، چقدر مشابه این رجزخوانی قرآنی (بهتره بگم بلوف قرآنی) و توجیهات موافقانش است. آن یکی میگوید سخنی مشابه من بیاورید؛ به فرض که چنین کاری هم انجام شود، چه مکانیسمی به قضاوت در مورد ارزش این دو سخن ِ در مقابل ِ هم (یکی سخن قرآن و دیگر سخن مدعی) بنشیند و نشان دهد که کدامیک ارزشمندتر است. مکانیسم شورای نگهبان چطور است؟ خوب اگر هیات قضّات این مسابقه بازهم احمد جنتی و دیگر فقهای دستنشاندهی رهبر فرزانه انقلاب باشند، نتیجه، مسلماً پیروزی قاطع و با اختلاف زیاد قرآن و محمود در کنار هم خواهد بود و هر ادعای پیروزی ِ دیگری کار دشمنان و فریبخوردگان و مُهربردلخوردگان و غرضورزان است.
اصلاً مگر قرار بوده از مسابقهای که داور و قواعد و شرکت کنندهاش همگی در یک گروه و دسته هستند، پیروزی گروه مقابل حاصل آید!







از نظر من این مطلبت خیلی نامفهومه ،فکر کنم با عجله نوشتی ؟
ورتیگونه:
درسته دوست عزیز، گنگی مطلب از اونجاست که تداعی که از یک موضوع برای من بوجود میاد لزوماً برای افراد دیگه پیش نمیاد و منم نخواستم موضوع روباز کنم.
اما اینجا توضیح بیشتری میدم:
تمام نکته اینجاست که بحث در مورد برد و باخت در بازی که تمام نیروها در اون، به نفع طرف مقابل کار میکنه، کاملاً اشتباهه و اصلاً نباید وارد چنین بازی شد چه برسد به بحث و جدل. ادعای پیروزی قرآن مبنی بر اینکه هیچ کسی نمیتواند چنین کاری بکند هم دقیقاً برابر ادعای پیروزی احمدینژاد است که در یک بازی کاملاً جانبدارانه و با بررسی شورای نگهبان (که میزان بیطرفیش برای هم مشخصه) ادعای پیروزی قاطع میکنه.
جدا از اینکه قرآن یک جا گفته کتابی جایی گفته سوره ای و جایی گفته آیه ای مثل من بیارید، یک موضوع همین معیار برتری هست که شما اشاره کردید و موضوع دیگه اینکه به فرض با معیاری بشه ثابت کرد هیچ سخنی مانند قرآن نمیشه آورد. خب که چی؟
قطعن کسی نمیتونه مثل حافظ شعر بگه. یا کسی نمیتونه ادبیات صادق هدایت رو تکرار کنه. ولی مگر اینها دلیل بر الهی بودن این نوشته ها میشه؟
ورتیگونه:
سلام کوروش عزیز؛ اون کسی هم که این موضوع رو مطرح کرده خودش از میزان اعتبار ادعاش آگاه بوده، ولی بیشتر روی تاثیر روانی بلوفش تاکید کرده که به نظر میاد در اون زمان لااقل براش نتیجهبخش بوده.
یاد اون کارتون قدیمی افتادم که کرمی رفته بود ته غار و فریاد میکشید: «منم من، قهرمان دوران، سلطان زمان، آنکه فیلها و شیرها و ببرها و پلنگها رو تحت فرمان خود درآورده و …. » و هیچکسی جرات نکرد وارد غار بشه و بفهمه که این صدا از چه موجودی در میاد. تا نهایتاً یک موشی رفت و اونو از ته غار بیرون کشید و همه دیدن که یک کرم کوچولو بیشتر نیست.
ممنون که توضیح دادی ، اشتباه از من بود ،بعد از این که مطلبت رو یک بار دیگر با دقت خوندم فهمیدم منظورت چی بود .اگه یک پست هم بزاری و نظر خودت رو در مورد قران بنویسی ممنون میشم . می خواستم بدونم تو هم قران رو کتاب محمدی میدونی یا اسمانی ؟
ورتیگونه:
سلام مجدد؛ اینکه نگاه من درباره قرآن به چه شکل است البته ارتباطی با این بلوف پیدا نمیکنه اما توضیحی در صفحه ورتیگونه کیست وبلاگ نوشتم که با اینکه مستقیماً در مورد سوال تو نیست ولی فکر میکنم پاسخی که میخوای رو میتونی توش پیدا کنی:
دقیقا ورتیگونۀ عزیز.
خودگویی و خودخندی عجب قرآن هنرمندی!
ورتیگونه:
خوشبختانه مردمان امروز به جای اینکه این بلوف رو بپذیرند، و دستشون رو زمین بزارن طرف رو به جایی میرسونن که ناچار بشه کل بازی رو بهم بزنه.
کتابی مثل «چنین گفت زرتشت» اثر نیچه٬ از نظر نصایح اخلاقی٬ فلسفی٬ امور دنیوی و مادی و همچنین عرفانی و سلوکی در مقایسه با قرآن٬ مانند خود قرآن است در مقابل دفتر نقاشی یک کودک دو ساله.
ورتیگونه:
چرا راه دور بریم با استعداد جان، شاهنامه فردوسی رو در نظر بگیر.
من هم با شاهنامه موافقم
این هم سندش
مشکل اینجاست که هیچکس قدر این فردوسی ما رو نمیدونه
اون از زمان شاه که یک مصرع:”چه فرمان یزدان چه فرمان شاه”رو فقط یاد میدادند
این هم الان که یا از این طرف میگن:”زشیر شتر خوردن و سوسمار…..”یا ابیات مدح رسول و…
در صورتی که گنجینه ای از ادب و معرفیته این شاهنامه
حتی در پندهایی که میده از بوستان وگلستان هم سر تره
مثلن
چنین گفت رستم خداوند رخش……که گر نام خواهی درم را ببخش
نه چندان که بی چیز گردی زچیز….جهان ننگ دارد ز بی چیز نیز
بپوش و بنوش و ببخش و بده……..برای دگر روز چیزی بنه
از این پندهای ساده بگیرید تا پندها و اندزهای ترکیبی!! و …
.
البته این رو در جایی دیگر و درجواب کسی نوشته بودم که برای صرفه جویی کپی پیست کردم(اخه سال اصلاح الگوی مصرفه دیگه)
از اینکه اولین پیام وبلاگ ام را از شما دوست گرامی دریافت کردم ، عمیقا خوشحالم . حمایت و دلگرمی دوست نادیده ای چون شما ، در آغاز کار وبلاگ نویسی ام ، انگیزه ی غریبی به من داد . امیدوارم این آشنایی اینترنتی ، مجال مناسبی را برای مباحثات عمیق و لذت بخش در آینده فراهم آورد.
درسته که حرف شما و فرستنده اون لینک و کامنت گذار ها منطقیه اما متاسفانه نظر خیلیها در جامعه ما هنوز اینجور نیست هنوز هم در جامعه ما برای مثال کسانی پیدا میشن که حتا انشتین رو هم شیعه می دونند !
http://zaytoon.mihanblog.com/post/49
چه برسه به اینکه فکر انتقادی داشته باشند.
شرایط فعلی هم که می بینی حتی در برابر حکومت دیکتاتوری دینی شعار های شبانه اعتراضی ، هم چنان دینیه.
باسلام.اگر مابخواهیم بهر موضوعی سطحی نگاه کنیم .بله حق باشماودیگر اظهار نظر کننده گان است.البته این بحثی سنگین است ودراین مقال نمیگنجد.و مىگويند اين [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مىگوييد ده سوره برساختهشده مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مىتوانيد فرا خوانيد (13)
ی بیاری خالق هستی جوابی کوتاه را تقدیم میکنم. همانگونه که میبینید دراینجافرموده 10سوره . واین سوره هود ایه 13 است .وحال انکه در سوره 10 ایه 38 که بترتیب نزول قبل ازاین ایه است فرموده 1سوره.چرا؟؟؟؟؟
قسمت نظرات این پست از این وبلاگ را حتما بخوانید و حتما نظر خود را بنویسید ضروری است.به دوستان خود نیز بگوئید