30 سال پس از به قدرت رسيدن حكومتي با نام غلط انداز جمهوري اسلامي ايران، و در زير نظر معتقدترين دولت شيعي تاريخ ايران زمين _دولتي كه خود را مستقيماً وابسته به افسانهاي به نام امام زمان (همان منجي موهوم بشريت) ميداند و ميخواند_ نابسامانيهاي (بخوانيد جنون) جنسي، تزلزل نظام اخلاقي، فروپاشي بنيان خانواده، و بيارزشي هويت انساني، در بدترين و فاجعهبارترين شرايط خود قرار گرفته است. حكومتي كه با شعار آزادي آمد، حكومتي كه قرار بود نه تنها دنياي شهروندان كه حتي آخرتشان را هم مرفه بسازد، روز به روز مردم اين كشور را به لبه پرتگاه سقوط نزديك و نزديكتر كرد. سياستهاي نادرست و ناكارآمد نظام برآمده از اسلام _كه ناشي از ضعف شديد فكري همان مكتب ِ پايه خود ميباشد_ امروز شرايط را به جايي رسانده كه از صدر تا ذيل كشور، از مسئولان بلند پايه و تراز بالاي نظام تا محرومترين اقشار جامعه همه در اين فساد روزافزون گرفتار شدهاند.
در شرايطي قرار گرفتهايم كه روزي نيست خبري مبني بر فساد اخلاقي يكي از مسئولين نظام، طلاق يكي از اطرافيان، رابطه جنسي خارج از زندگي زناشويي زن يا مردي ديگر، عدم پايبندي به تعهد اخلاقي دوستي نسبت به شريكش، تعدد شركاي جنسي چه در مردان و چه در زنان و … به صورت مستقيم و از اول شخصي به گوشمان نرسد.روزي نيست كه تعداد اتومبيلهايي كه براي شكار دختران در كنار خيابان ترمز ميزنند را بيشتر از روز قبل نبينيم. و روزي نيست كه متعجبتر از روز قبل نسبت به وضعيت سن و ظاهر سرنشينان اين اتوموبيلها نشويم.
نكته جالب و قابل تامل البته اين است كه چنين مسائلي امروز در زندگي هر طيفي از جامعه و متعلق به هر الگوي فكري/عقيدتي/اقتصادي/اجتماعي در حال رخ دادن است. ديگر نميتوان گفت كه فلان خانواده مومن است و يا فرهنگي است و يا … و از اين اتفاقات بري است*. جالبتر اينكه مسولان با اينكه به ابعاد بحران اضمحلال اخلاقي جامعه پي بردهاند، اما همچنان طبق همان حرف بنيانگذار نظامشان كه ايران را براي اسلام ميخواهند، نه تنها به فكر انجام تلاشي براي رفع اين معضلات نيستند بلكه بازهم با روشهاي قلدرمآبانهي حكومتهاي ارعاب، در ادامه سياستهاي جداسازي جنسيتي قبلي خود كه در حقيقت مهمترين عامل ايجاد شرايط امروز است، قدم بر ميدارند. در مقابل و براي رفع اين معضل تلاش بسيار زيادي در حال تحقق است كه به قول ايرج ميرزا « ناموس به باد رفته را با يک دو سه مشت گل بخرند و به اين شكل شرع نبی را از خطر برهانند و طلاب علوم پيش خالق و خلق روسفيد شوند».
تلاشي كه از آن صحبت ميكنم تلاش عوامل و دستاندركاران و منفعتداران حكومت اسلام در ايران براي ترويج امري است كه آنرا حلال تمامي مشكلات ميخوانند (و البته فكر نميكنم اينطور بدانند). تلاشي روز افزون در جهت ترويج صيغه، متعه يا همان اسم باكلاسش ازدواج موقت در حال انجام است. اين حركت به خصوص براي آنهايي كه اتفاقات وبلاگستان فارسي و همينطور سايتهاي شبكههاي اجتماعي social networking همچون بالاترين را زير نظر دارند بسيار محسوس است**.

در حال حاظر هر مسالهاي كه حتي ارتباطي غير مستقيم با مساله ارتباطات جنسي داشته باشد در اين سايتها توسط كساني كه خود را طلبه و محقق و عاشق اسلام ميخوانند به طرزي عجيب به مساله صيغه گره ميخورد. حالا اين مساله ميخواهد داستان پدر روانپريش و ديوانهي اتريشي باشد، داستان سردار زارعي باشد، كثافتكاري دكتر مددي باشد، آمارايدز باشد، آمار طلاق باشد، مساله سقط جنين باشد، دوربين مخفيهاي سردار رادان و طرحهاي بيمارگونهي به اصطلاح تامين امنيت اجتماعي او باشد يا هر چه ديگر باشد، اين افراد انگار منتظر فرصتي براي بروز عقده فروخورده خود هستند كه سريعاً از راه حلهاي مترقي !! اسلام براي چارچوب جنسي اجتماع سخن ميگويند و همه را از خليفه دوم مسلمانان سني مسلك، تا روشنفكران جامعه و مونوگامي غربي و .. را مقصر در شرايط امروز جامعه ايران مينامند.
اما واقعاً كاركرد مسالهاي به نام صيغه فارغ از اينكه سنت نبي اسلام باشد يا نباشد، مستحب و تمجيد شده باشد يا نباشد، در معراج محمد عبدالله زنان صيغه شونده بشارت شده باشند يا نشده باشند، روايت متعددي از ثواب اين عمل و در زنده نگه داشتن سيره محمد در كلام صادق امام ششم شيعيان و بقيه به اصطلاح معصومين تشيع نقل شده باشد با نشده باشد، چيست؟ رواج و گسترش اين امر چه منفعتي براي جامعه ايجاد ميكند؟
اصرار اين آقايون در اينكه چه اشكالي دارد كه حالا اين رابطه جنسي موجود بين دو نفر شرعي و قانوني باشد (آنهم تنها با گفتن چند جملهي كوتاه!!) در پس پرده چه داستاني دارد؟ آيا قرار است گفتن اين چند كلمه آن تغيير عمده را باعث شود؟ اگر مساله شرع را از امر صيغه حذف كنيم چه تفاوتي بين صيغه و رابطه آزاد جنسي وجود دارد؟ از نگاه كساني كه منتقد ترويج چنين امري هستند، هيچ تفاوتي بين اين دو وجود ندارد كه بماند، حتي ما منتقدان، صيغه را به دليل مطرح شدن موضوعي به نام صداق يا همان مهر، در حقيقت برابر با يك نوع فاحشگي ميدانيم كه به صفت اسلامي مقيد شده است: فاحشگي اسلامي

اما گل سر سبد و كليد دفاع مروجان صيغه در جواب منتقدان در يك كلمه خلاصه ميشود. عده، اين افراد كه البته سالهاست كه اكثريت جامعه ايران هم به نيت خيرشان و هم به درك و توانايي فكري شان به شدت شك دارند، در پاسخ به تمامي انتقادات بر موضوعي به نام عده انگشت ميگذارند. آنها ميگويند كه ناميدن صيغه به عنوان فاحشگي اسلامي نادرست است چرا كه به دليل عدهاي كه بايد زن صيغه شده پس از پايان زمان معين شده نگهدارد (حداقا 45 روز) پس او نميتواند فاحشگي كند چرا كه به ازاي هر رابطهاي كه ممكن است تنها يك روز يا يك ساعت باشد، 45 روز از كار خواهد افتاد. اما اين افراد به طرزي سادهانگارانه عامداً بر اين موضوع چشم ميبندد كه اصلاً كسي كه قرار است شمارش اين روزها را داشته باشد مگر غير از خود زن است. در احكام صيغه آمده است كه :
اگر زن بگويد من در ايام عده نيستم، در صورتي كه متهم به دروغگويي و يا فحشاء نباشد مي توان حرف او را قبول نمود و با او ازدواج موقت يا دائم نمود.
آيا قرار است به سينهي زنان صيغه شونده برگهي سلامت اخلاقي نصب كنند تا كسي كه متقاضي صيغه است متوجه باشد كه آنها متهم به دروغگويي و فحشا هستند يا نه ؟؟!! يعني مجدداً همه چيز به ميزان تعهد افراد باز خواهد گشت كه بلافاصله پس از پايان يك دوره صيغه به صيغهي فردي ديگر در نيايند، همان چيزي كه اگر وجود ميداشت اصولاً لزومي به مطرح كردن اين راهحل عقبافتاده اسلاميون وجود نداشت.
نميخواهم به اين موضوع بيش از اين مختصر بپردازم چرا كه همه چيز گفته شده و انتقادها و پاسخها ديگر به شكل كليشه درآمدهاند، البته به شخصه در اين مورد شكي ندارم كه اين كار، شغلي بسيار مناسبتر و برازندهتر از مناصب حكومتي براي طلاب علوم ديني هست. كاملاً اعتقاد دارم كه آقايون علما و روحانيون اسلام به جاي سردمداران سياسي كشور، پااندازهاي بسيار بسيار بهتري ميتوانستند باشند. اما در اين امر صيغه هر چه هست بازهم منافع اين افراد نهفته است. يك منفعت مورد نظر اينست كه وابستگان حكومت سر خود را در روابط جنسي خارج از محدوده نظارت و كنترلشان فرو كنند و در نتيجه قدرت خود را با نيازمند كردن جامعه به خودشان تثبيت كنند. تصور بكيند شمايي كه كوچكترين اعتقادي به اين روحانيون فريبكار نداريد براي جلوگيري از مشكلاتي كه امثال سردار رادان با طرحهايش ميتواند برايتان ايجاد كند، به يكي از همين روحانيمسلكان مراجعه كنيد تا به رابطه عاطفي شما با دوست دختر يا دوستپسرتان جنبه قانوني بدهد. منفعت ديگر مساله ارائه آمارهايي در جهت تائيد اعمال حكومت است (اارائه آمارهاي فريبكارانه در حكومتهاي تماميتخواه، همواره يكي از راهكارهاي گريز از مشكلات و فرافكني آنها است): اينكه ما توانستهايم روابط نا مشروع در سطح كشور را با استفاده از روشهاي مترقي اسلام !! به حداقل برسانيم – در حاليكه كار انجام شده تنها يك تغيير نام بوده است- و بعد هم استفاده از اين آمار كذب براي سياست تخريب غرب و تفكر غربي استفاده ببريم و بعد هم بيماران روانپريش و نارسيست ديگري پيدا شوند كه براي معضلات غرب نسخه بپيچند و از تمايل عجيب و غريب غربيان به صيغه، داد سخن سر دهند.
بازهم تاكيد ميكنم كه رواج اين موضوع توسط حكومت، نه تنها هيچ مشكلي از ما مردمان حل نخواهد كرد بلكه بازهم به مشكلات عديدهمان خواهد افزود و در نهايت شايد 10 سال بعد از همهگير كردن اين موضوع، آنگاه متوجه شويم كه اين روش هم همانند چيزي كه 20 سال قبل ترويج ميكردند (افزايش جمعيت) جز گرفتاري و مشكلات براي جامعه ايران و البته خود حضرات چيزي در بر نداشته است.
در انتها توجه شما را به همان شعر مورد اشاره از ايرج ميرزا به نام “تصوير زن” جلب ميكنم كه بهتر از هر سخني ماهيت تلاش اين آقايون را هويدا ميكند:
تصوير زن
در سردر کاروانسرايی
تصوير زني به گچ کشيدند
ارباب عمايم اين خبر را
از مخبر صادقی شنيدند
گفتند که وا شريعتا خلق
روی زن بی نقاب ديدند
آسيمه سر از درون مسجد
تا سردر آن سرا دويدند
ايمان و امان به سرعت برق
می رفت که مؤمنين رسيدند
اين آب آورد آن يکی خاک
يک پيچه ز گل بر او بريدند
ناموس به باد رفته ای را
با يک دو سه مشت گل خريدند
چون شرع نبی از اين خطر جست
رفتند و به خانه آرميدند
غفلت شده بود و خلق وحشی
چون شير درنده می جهيدند
بی پيچه زن گشاده رو را
پاچين عفاف می دريدند
لب های قشنگ خوشگلش را
مانند نبات می کيدند
بالجمله تمام مردم شهر
در بحر گناه می تپيدند
درهای بهشت بسته می شد
مردم همه می جهنميدند
می گشت قيامت آشکارا
يکباره به صور می دميدند
طير از وکرات و وحش از جحر
انجم ز سپهر می رميدند
اين است که پيش خالق و خلق
طلاب علوم روسفيدند
با اين علما هنوز مردم
از رونق ملک نااميدند
____________________________________________________________________________
*متاسفانه در چنين زمينههاي نه تنها آماري وجود ندارد بلكه اصولاً تحت لواي اين ساختار سياسي حتي امكان برگزاري چنين آمارگيريهايي موجود نيست. هرانچه گفته ميشود و تحليل و بررسي ميشود از ديدهها و تجربيات شخصي افراد نشات ميگيرد.
**ظرف چند ماه اخير هر اتفاقي كه قرار است در جامعه بيافتد از حدود يك ماه زودتر زمزمههايش را در اين سايتها ميبينيم، به عنوان مثال افزايش غير طبيعي،غير قابل توجيه و قابل توجه لينكها و كاربران بهايي ستيز در اين سايتها و ارتباط دادن هر مسالهاي كه اتفاق ميافتد به بهائيان توسط اين افراد، يك ماه بعد به دستگيري سران بهائيان در شيراز منتهي ميشود.







دوست محترم نوشته ای چون درصیعه بحث مهریه مطرح است درنتیجه فاحشگی اسلامی است خوب این مسئله در عقد دایم هم که وجود دارد یعنی عقد دایم هم نوعی فاحشگی است درصمن نظرت در مورد رابطه ازاد جنسی چیست همچنین این مساله که شاید یک زن به دروغ بگوید من عده ندارم که دلیل منطقی برای نفی کلی صیعه نیست ایا بافرض اینکه کسی ممکن است باکارد کسی رابکشدمی توان فروش و مصرف ان را کلا ممنوع کرد در انتها فرضا صیغه بد خوب رابطه جنسی ازاد که از ان بدتر است حال تو نفی کننده صیغه هستی باید جایگزین ان را معرفی کنی
ورتيگونه:
دوست عزيز در مورد مساله مهر حتي اگر از نگاه فقهي هم به قضيه نگاه كنيم، بين مهريه در ازدواج موقت و ازدواج دائم تفاوت بسيار است. به عنوان مثال به اين حكم توجه كنيد:
عدم ذكر مهر در ازدواج دائم عقد را باطل نمي كند، بلكه در چنين مواقعي «مهرالمثل» تعيين مي شود. در حالي كه در ازدواج موقت، عدم ذكر مهر موجب بطلان عقد است.
شرايط مهريه در ازدواج موقت، آنرا به شدت شبيه همان مبلغي ميكند كه شما به يك كارگرجنسي (فاحشه) و صرفاً براي دريافت خدمات جنسي پرداخت ميكنيد. (همينجا متذكر ميشوم كه شخصاً براي زنان محترمي كه در اين صنف فعاليت ميكنند احترام فراواني قائلم و آنها را بيشتر قرباني ميدانم تا گناهكار و مقصر)
كمي مطالعه خود را در موضوع تفاوتهاي ازدواج موقت و دائم افزايش دهيد فكر ميكنم متوجه دلايل من در ناميدن صيغه به عنوان فاحشگي اسلامي خواهيد شد. البته من شخصاً به موضوع مهريه در ازدواج دائم هم انتقادات فراواني دارم كه البته مرتبط به اين بحث نميباشد.
اين موضوع كه رابطه آزاد جنسي بدتر از صيغه است، نظر شخصي شما هست و از نظر من رابطه جنسي آزاد به مراتب ارزشمندتر از موضوعي به نام صيغه هست. چرا كه براي روابط فردي و طبيعي انسانها بر اساس انتخاب و تشخيصشان احتياجي به ايجاد قواعد و متولي وجود ندارد.
عالی بود
ورتيگونه:
نظر لطف تو هستش دوست من
همون نام دیوانه برازنده ترین نام برای تو است. واقعا متاسفم که کسی که تنها از اسلام یک پوسته دیده و به عمق اون توجه نکرده داره از اسلام و احکام اسلامی حرف می زنه. البته من نمی گمکه مسلمون نیستی مسلمون شدن تنها با یک اشهد شروع می شه ولی دعا می کنم ایمان پیدا کنی.
ورتيگونه:
دوست عزيز از اين كه اسمي كه براي خودم انتخاب كردم را پسنديدي واقعاً مشعوف شدم. در مورد مسلمون نبودن هم، شجاع باش حرفتو بزن، اصلاً من خودم ميگم، خوشبختانه من مسلمون نيستم، هيچوقت همون يك اشهد هم نگفتم.
دوست عزیز اسلام رو با این کسایی که الان دارن تو ایران و هرجای دیگه دنیا به اسم اسلام راهنمایی می کنند قاطی نکن.
من نه کامل با دیدگاه های تو آشنا هستم و نه می تونم بطور کامل چیزی رو که می خوام بگم. بعلت برخی بی جنبگی ها. خدمت شما عرض کنم الان دارم مطالبی که تو وبلاگتون نوشتین رو می خونم تا به بک شناخت از شما برسم. بعد از اون میام و حرفم رو به شما می زنم.
ورتيگونه:
دوست عزيز، مشخص است كه مسلماني و به اسلامي ديگر (متفاوت) اعتقاد داري، من اگر مسلمان نيستم هرگز به اين دليل نبوده كه اسلام رو با اعمال آقايون جمهوري اسلامي بسنجم و يا به دليل تنفر يا لجبازي با اين آقايون از اسلام زده شده باشم.
اصولاً براي امري به نام دين در عرصه زندگي بشر (به خصوص بشر امروز) جايگاهي قائل نيستم. تفاوتي هم نميكند اين دين اين اسلام باشد و يا آن اسلام، زرتشت باشد يا بودا، مسيحي پروتستان باشد يا كاتوليك، بهائيت يا ساينتولوژي و … . اعتقاد دارم كه دين ساخته بشر است و اين مصنوع دست من و تو همواره بيش از آنكه خدمت كند، خيانت كرده است. چرا كه اصولاً خدمت كردن در چارچوب بدوي و توسعه نيافته اين اديان كه راهحل هاي مقطعي براي شرايط جغرافيايي/اجتماعي/اقتصادي زمان خود بودهاند امري بسيار نامحتمل تلقي ميشود.
البته من اين حرف شما و بسياري افراد ديگر كه براي اسلام ماهيتي متفاوت از هر آنچه در اين مدت 1400 سال و در اين پهنه بسيار وسيع دارالاسلام اتفاق افتاده قائل هستند قبول ندارم و هرگز هم قبول نخواهم كرد. نهايتاً توضيح بدم كه بحث امثال من و امثال شما نهايتاً هيچ كداممان را به جايي نخواهد رساند.
با آرزوي موفقيت
سلام ورتیگونه نازنین. حدود یک سال قبل بحث روی متعه (برخورداری جنسی) خیلی داغ شد : http://balatarin.com/topic/2007/6/2/1000237
متعه برخورداری جنسی است نه ازدواج : ازدواج فقط رابطه يك زن و مرد نيست، بلكه خانوادههاي دو طرف را نيز درگير ماجرا ميكند. به همين دلائل از بدو تشكيل ازدواج، به آن نگاهي دايمي ميشود. ولو اينكه در مراحلي به طلاق منجر شود. با اين توصيف ميبايد گفت كه چيزي به نام ازدواج موقت نخواهيم داشت، البته نياز جنسي بحث ديگري است. «متعه» به معنای برخورداري است که در اینجا همان برخورداری جنسی است، ولي معادل ازدواج در لغت عربي «نكاح» است.
http://www.ayande.ir/1386/03/post_248.html
چند نکته نباید از نظر دور بماند : اول اينكه هدف از متعه(صیغه) چيست؟ آيا رواج چند همسري است؟ اگه رواج چند همسري باشد كه تا كنون چنين بوده و بيشترين متقاضيان صيغه متاهلين بودن من با آن مخالفم. دوم اينكه يكي از مواردي كه قانون براي حمايت از خانواده در نظر گرفته است مشروط كردن ازدواج دوم و … به رضايت همسر اول هست كه عملا چون ازدواج موقت نيازي به رضايت همسر اول ندارد با استفاده از ازدواج موقت به مدت 99 سال عملا رضايت همسر اول براي ازدواج مجدد دور زده ميشود.منظور از اين مثال رساندن اين موضوع بود كه حتي حداقل حمايت از زن نيز با اين روش ناكار آمد ميشود.سوم اينكه در فرهنگ ايراني چند همسري امري نكوهيده است ولي با رواج ازدواج موقت با شكل كنوني به شكسته شدن قبح اجتماعي چند همسري مي انجامد و اگر کسي اقدام به ازدواج مجدد در زمان تاهل نمايد به آساني مي تواند عمل خود را توجيه قانوني و شرعي کند. چهارم اينكه با توجه به اينكه بكارت دختر از ديدگاه فرهنگ ايراني يك ارزش محسوب ميشود ( كه من مخالف ارزشي كردن اين غشا نازك هستم) عملا دختران در حيطه ازدواج موقت قرار نميگيرند و اين راه حل! تنها براي پسران و مردان كاربرد دارد و شديدا دچار نگاه مردسالارانه است و به نياز جنسي دختران توجه نشده است.
ورتيگونه:
يونس نازنين، خيلي ممنون از توضيح كامل و قابل تاملت، حق با تو هست، يك سال پيش بحث صيغه در بالاترين خيلي داغ بود، در آن زمان من خودم هم عضو بالاترين بودم و نظر مخالف خود را در بسياري از اين مباحث از جمله همان لينكي كه در كامنت بعديات به آن اشاره كردي ابراز كردهام. تفاوتي كه اتفاقات اين روزهاي بالاترين با آن زمان دارد، اين است كه در آنزمان موضوعي در مورد صيغه مطرح ميشد و بحثي در موردش پيش ميگرفت ولي امروزه كافيست كه كوچكترين حرفي در مورد مسائل و مشكلات جنسي مطرح شود تا حضرات پا برهنه به وسط بحث بپرند كه آي اگر ميگذاشتند ما صيغه را رواج دهيم اين ميشد و چنين ميشد. (چه كسي جلودار آقايون شده معلوم نيست)
در مورد دلايلي كه منتقدان صيغه مطرح ميكنند حرف و حديث فراوان است و اشكالات بسيار بسيار زيادي در مورد صيغه مطرح است، آنهايي كه تو مطرح كردي تنها چند مورد آن است و موارد بسيار بيشتر از اين حرف هاست مثلاً يكي از نكات بسيار مهمي كه توسط دينمداران مغفول ميماند مساله تعدد شركاي جنسي كوتاه مدت و به خطر افتادن بهداشت جنسي و در نتيجه رواج بيماريهاي مقاربتي و به خصوص ايدز ميباشد.
اما مساله اصلي من با اين اتفاق هيچ كدام از اينها نيست، مساله اصلي من اين است كه حضرات اصرار دارند كه وانمود كنند، صيغه راه حلي براي درمان بيماريهاي اخلاقي جامعه است. اگر ميگفتند كه از نظر ما (نقطه نظر شرعي) چون رابطه آزاد جنسي به منزله زنا است و صيغه باعث ميشود كه مسلمانان از در افتادن به گناه اجتناب كنند براي من كاملاً قابل پذيرش بود، و به اين ترتيب مشتريان صيغه همان عدهاي ميشدند كه از بازار آزاد خدمات جنسي ميخواهند برخوردار شوند و در عين حال نميخواهند مرتكب گناه شوند(همان عدهاي كه البته ساليان درازي است كه از اين بازار استفاده ميكنند).
اما بزرگنمايي صيغه به عنوان يك راه حل جهاني (كه البته بزرگنمايي شاخص دولت امام زمان است) و همهگير كردن اين امر به زور تبليغات و هياهو و دگنك، در آينده منجر به مشكلات فراواني براي جامعه خواهد شد كه سرعت سقوط ما به دره را بيشتر از پيش خواهد كرد. همان مشكلاتي كه با حذف برنامههاي كنترل جمعيتي در ابتداي دهه 60 در دهههاي بعدي دهان باز كردند و دوباره حاكميت را مجبور به طرح برنامههاي كنترل جمعيتي كردند، در صورت رواج چنين چيزي باز هم اتفاق خواهد افتاد و پرداخت كننده هزينهي آزمايشات حاكميت _كه عموماً هم با مفروضات شديداً نادرست دست به اين آزمايشات ميزند_ جامعه ايران خواهد بود.
صیغه یا کلاه شرعی؟
و بخش نظرات :
http://balatarin.com/permlink/2007/6/2/1066066
صیغه غیر از فحشا هیچ چیزی نیست وباید باعث ننگ دین ما باشد که چنین تجویزی کرده است اقایان میفرمایند برای جلوگیری از فحشا ورفع نیازهای جنسی میباشد بالاغیرتا جه کسی در جامعه تا کنون دیده که یک جوان مجرد بتواند صیغه کند نه مگر همیشه مردان اکثرا از چهل ببالا وزن دار که معمولا موضع مالی خوبی هم دارند صیغه میکنند وبعلاوه اقایان معممین که این نسخه را میپیچند ایا حاضرند دختر یا خواهرشان صیغه شود ایا شما دید ه اید؟
زیرا حاضر نیستند دخترشان فاحشه شود
ورتيگونه:
دوست عزيز، از نظرتان متشكرم، بايد بگويم كه به ماجراي صيغه آنقدر ايرادهاي اجتماعي اقتصادي بهداشتي رواني و … مي توان وارد كرد كه اين موضوع كه آيا خود آقايان ِ مروج اين كار، آنرا براي خود و خانوادهشان ميپسندند (كما اينكه پاسخ منفي است) چندان اهميتي پيدا نميكند.
با احترام
http://www.sh-shafa.com
ورتيگونه:
ممنون به خاطر آدرس سايت دكتر شجاعالدين شفا
از اين حرفي كه زدي ”حضرات اصرار دارند كه وانمود كنند، صيغه راه حلي براي درمان بيماريهاي اخلاقي جامعه است. اگر ميگفتند كه از نظر ما (نقطه نظر شرعي) چون رابطه آزاد جنسي به منزله زنا است و صيغه باعث ميشود كه مسلمانان از در افتادن به گناه اجتناب كنند براي من كاملاً قابل پذيرش بود،“ خيلي خوشم آمد. البته شكي نيست كه عدهاي براي دل خودشان بخواهند صيغه را رواج دهند. اما به غير از اين از ديد يك مسوول هم كه نگاه كنيم در شرايط موجود راه حل ديگري هم براي حكومت اسلامي باقي نمانده! به نظر شما مانده؟! ضمن اينكه فقط حاج آقاها زحمت صيغه كردن را به خودشان ميدهند و اين مشكل آقايان، يعني ارتباطات دختر و پسر در حكومت آقا را حل نميكند!!!
ضمنا اگر نظر بنده را بخواهيد در حال حاضر هم به دليل روشهاي ضد بارداري موثر روابط خارج از ازدواج حساسيت گذشته را ندارد. به نظر من بنياد خانواده در ايران بسيار دگرگون خواهد شد چون در شزايط فعلي احتياجي به روش قديمي دست و پا گير سنتي آن نيست. نكته خيلي مهمي البته در نظر شما جا افتاده است و آن مسووليت به عهده گيري مخارج فرزند حاصل از صيغه است. در صيغه ظاهرا اين موضوع به عهده پدر است ولي در فاحشگي نيست و اين تفاوت بسيار بزرگي است. به قول معروف عيب مي جمله چه گفتي هنرش نيز بگو!
ورتيگونه:
دوست عزيز متشكرم از زحمتي كه براي نظر دادن كشيديد، در مورد اينكه آيا راه حل ديگري باقي مانده است يا خير، من نظرم اينه كه براي اينكه به دنبال راه حلي براي مشكلي بگرديم، در ابتدا بايد ببينيم كه اين مشكل به چه دليل و چگونه بروز كرده است. آنزمان شايد بتوان به دنبال راه حلي براي حل معضل بود. تا زماني كه عوامل و دلايل بوجود آمدن بحران بر سر جاي خودشان هستند، ارائه راهكارهايي اين چنيني بيشتر باعث فراموش شدن دلايل و در نتيجه تقويت آنها خواهد بود. دو مثال بزنم شايد نظرم روشنتر شود، مثال اولم با توجه به تناسب زماني، يك مثال فوتبالي است. فرض كنيد تيمي با يك دفاع ضعيف وارد بازيها ميشود و تعداد فراواني گل دريافت ميكند، حالا اگر بدون توجه به ضعف خط دفاعي دستور داده شود كه بازيكنان تيم به دروازه تيم مقابل از راه دور شوت كنند يا خود را براي گرفتن پنالتي در محوطه جريمه سرنگون كنند، نتيجه اينكار ممكن است منجر به زدن گلي هم بشود ولي راه حل مشكل نبوده است چرا كه بدون توجه به عوامل بروز مشكل به كار گرفته شده است.
مثال دوم من يك مثال پزشكي و در مورد بيماري است، فرض كنيم بيمار مورد نظر ما يك كارتون خواب است كه در دماي -10 درجه زمستان در كارتون زندگي ميكند، براي رفع مشكل سرماخوردگي اين بيمار اگر پزشكي توصيه كند كه اين داروها را مصرف كند و هر شب سوپ جوجه بخورد، اما عامل ايجاد بيماري كه همان سرماي هوا (در كارتون محل زندگي او) است همچنان به قوت خود باقي باشد آيا به نظر شما اين درمان نتيجه بخش خواهد بود؟ در چنين موردي ابتدا بايد آن فرد را به مكاني گرم منتقل كرد و سپس داروها و سوپ جوجه را به او داد.
در مورد صيغه ما با چنين وضعيتي روبرو شدهايم. مهمترين عامل بروز و شدت يافتن بيماري اخلاقي در جامعه ما سياستهاي نادرست و بيفكرانه حكومت است. سياستهاي بيمارگونه و افراطي نظام به عنوان مثال همين سانسور اعصاب خورد كني كه در اين روزها در هنگام پخش مسابقات فوتبال با آن مواجه ميشويم كه مبادا چشم من و شما مرد ايراني خداي ناكرده به بازو، موي افشان و يا يقهي باز خانمي بيافتد (اتفاقي كه امروزه در هيچ جاي دنيا حتي افغانستان هم به چنين شدتي نميافتد)، همچنان و با قوت بيشتر ادامه دارد آنوقت به دنبال راه حل ميگردند. (كه البته در حقيقت به دنبال راهي نميگردند بلكه تنها حرفهاي قرنها پيش را تكرار ميكنند)
با اين حرف شما كه ترويج اين كار مشكلي را حل نخواهد كرد كاملاً موافقم، فرض كنيم تمامي روابط به زعم آقايون نامشروعي كه در حال انجام است، زير عنواني به نام صيغه انجام شود. كوچكترين تفاوت مثبتي براي من و شما ايجاد نخواهد شد جز ورود پاي حاكمان به خصوصيترين بخش زندگي ما.
در مورد فرزند حاصل از صيغه مشكلات رواني كه اين انسان از همان بدو تولد با آن روبرو خواهد شد به قدري فراوان و به قدري براي خود آن فرد، اطرافيان و نهايتاً كل جامعه خطرناك است (فرزند ناشي از چنين رابطهاي به احتمال زياد در بزرگسالي دچار اختلالات شديد رواني، افسردگي، شيدايي، اسكيتزوفرني و … كه امروزه به بيماريهاي رايجي حتي در خانوادههاي سالم تبديل شده است خواهد شد) كه من شخصاً سقط جنين غير قانوني كه كارگران جنسي (قبلاً هم توضيح دادم كه براي فعالان اين صنف احترام قائلم) براي حل اين مشكل در نظر ميگيرند را شديداً ترجيح ميدهم.
نهايتاً با حرف شما در مورد روشهاي جلوگيري از بارداري و رابطه آن با بنياد خانواده و تعبير “روش قديمي دست و پا گير سنتي” موافق نيستم و تعهد (COMMITMENT) را چيزي مختص جوامع و روابط سنتي نميدانم
با احترام فراوان
فکر ميکنم همون عبارت «فاحشگی اسلامی» اونقدر گوياست که کل نوشتهء شما رو ميشه در اون خلاصه کرد!
ورتيگونه:
متفاوت از نظر شما، من فكر ميكنم كه اين شعر(ها) ايرج ميرزا هست كه به گوياترين شكل داستان ما و اين راهحلهاي اسلامي را خلاصه كرده است.
با احترام
درود بر ورتیگونه ی عزیز
دوست من قهر کردی رفتی:D
بیا که بی تو دنباله صفایی نداره
هر جا که هستی همیشه موفق باشی
ورتيگونه:
سلام شايگان عزير، از لطفت متشكرم، دوست عزيز، بجاي دنباله بازي سعي ميكنم از وقتم استفادهي بهتري ببرم، دنباله و بالاترين براي همانهايي خوب است كه حقوق دانشجويي به دلار ميگيرند و اينترنت 4 مگابيت در اختيارشون هست.
من هم براي تو آرزوي موفقيت دارم.
ورتیگونه عزیز!
چون همیشه خواندنی بود. تنها چند نکته:
1- “اين حركت به خصوص براي آنهايي كه اتفاقات وبلاگستان فارسي و همينطور سايتهاي شبكههاي اجتماعي social networking همچون بالاترين را زير نظر دارند بسيار محسوس است”
وقتی کاربران خوش فکر، قدرتمند و تاثیرگذاری چون شما -بدلایل نه چندان مستحکم- کنار کشیده و عرصه را برای اینگونه افراد باز میگذارید انتظاری جز این نباید داشت.
2- در مورد صیغه:
در کنار موارد دیگری که برشمردید، حکومتی کردن فحشا شاید مهم ترین دلیل ترویج و اصرار ج.ا به عقد موقت است. چراکه هر هنجار یا ناهنجاری وقتی حکومتی شد، حکومت میتواند کنترل و نظارت بر آن داشته باشد تا بقول معروف زمام کار از دستش در نرود.
ارادت
به امید دیدار مجدد شما در بالاترین
ورتيگونه:
اولاد گرامي سلام،
در مورد نكته اولت با تشكر نسبت به نظر لطفي كه هميشه به من داري، بايد بگويم كه گاهي اوقات دلايلي كه به نظر ديگراني متزلزل و غيرقابل دفاع ميآيند از نظر شخصي ديگر مستحكمترين دلايل ميباشند و بالعكس و اين امكان كاملاً وجود دارد كه هر كدام از اين دو طرف و حتي هر دوي آنها در اشتباه باشند.
اما در مورد نكته دوم، به تو قول ميدهم كه حتي اگر در رواج صيغه هم موفق شوند (كه من بعيد ميدانم) بازهم زمام امور از دستشان در خواهد رفت. يك نگاه به قضيه عباس پاليزدار نشان ميدهد كه وقتي يك حكومت بر پايههاي نادرست بنا شده باشد، حكومتي كردن هيچ چيز نميتواند جلوي از دست رفتن زمام امور را بگيرد.،
با احترام فراوان
be rouhe khomeyni lanat va oon sireye nabavi….ayashi be name eslam ansan va khoda dar rahe rastegariye shekam va zire shekam…
ورتيگونه:
متشكرم كه نظر دادين
aghayouni ke nazr be ezdevaje movaghat va sighe daran in isaro dar hagheshoon ada mikonam ke madar khahar va dokhtareshoono sighe konam.
جات تو بالاترین خیلی خالیه رفیق
ورتيگونه:
سلام سهند جان، ممنون از لطفت. اما مطمئن باش كه جايي تو بالاترين خالي نميمونه، من نيستم اما بسيار از دوستان خوب كه هستن. در ضمن من گهگاه به لينكهاي پر بحث بالاترين سري ميزنم و دورادور نسبت به شما دوستان خوبم ارادت دارم.
بعد از داغ شدن بحث صیغه و شریک های جنسی قبل از ازدواج یه سری به سایتای آمریکایی که این بحث شریک های جنسی برا اونا هم سوال بود ، زدم … . نظرات اونا رو اگه برید بخونید ( با یه جسستجوی ساده در google ) متوجه می شید ، امر ازدواج برای اونا ( برخلاف اونچه ما تصور می کنیم ) خیلی خیلی ارزشمنده تا جایی که یه دختر امریکایی تو نظراتش نوشته بود که اگه یه زن و شوهر قبل از ازدواج رابطه جنسی رو تجربه کرده باشن ، ماه عسل دیگه براشون چه معنی داره . به نظر شخصی بنده sex یک رابطه 1000 مرحله ایه که در مرحله 1000 اون چیزی مثل صیغه اتفاق میفته و صیغه ام جز جنایت و نوعی تجاوز در حق اون زن بیچاره ی عاشق نشده، چیز دیگه ای نیست. چون رابطه جنسی یک ارتباط نه تنها فیزیکی که قسمت بیشترش روحی و ذهنیه بیایم انقدر ظرفیتمونو بالا ببریم که با یه انتخاب منطقی و به موقع اتفاقات قشنگی رو تو زندگیمون رقم بزنیم وگرنه باز به نظر بنده ( شاید قابل بسط به همه نباشه ) امکان نداره شما در حین sex با همسرتون به یاد sex با شرکای جنسی قبلیتون نیافتین ( حالا چه با صیغه ، چه آزاد ) . البته تبدیل شدن به چنین آدمی خیلی سخته ولی حداقل میشه تلاش کرد. تو بیابون آدم اگه از تشنگی بمیره بهتر از اینه که تن به خوردن هر آب گندی بده .
ورتيگونه:
از نظري كه گذاشتين متشكرم، بر برخي از صحبتاتون موافقم.
موضوع به نظر من از اینجا شروع نمی شود از آنجایی شروع شده که اسلام خودش را کامل می داند ولی در هیچ زمینه ای تئوری ندارد مثلا” اقتصاد بعد در یک موضوعی فشار ها زیاد می شود که اقا راه حل اسلامی اش چیست. علما هم می روند یک راه حل عجیب از خودشان در می اورند برای خالی نبودن عریضه ولی فکر نمی کنند گندش بعدا” در می اید. الان گفتمان اصلی نیرو ها روشنفکر انقلا بی مثل ابراهیم یزدی از نهضت ازادی همین است. یعنی آن موقع هم به همین خاطر جدا شدند که اسلام را برای تئوری حکومت مناسب نمی دانستند چون فقط اسم است مصاحبه آخرش را بخوانی خیلی چیزها از اوایل انقلاب دستت می آید.
1) ابراهیم یزدی می گوید من الان معتقدم انقلاب پیروزی جهل بر ظلم بود. که جدا” هم راست می گوید . کلا” نهضت آزادی حزب جالبی است که توی بهبه ی انقلابی گری گفتند اسلام توانایی اداره ی کشور را ندارد .
2) اسلام تقریبا” هیچ تئوری خاصی برای دنیای امروز بر خلاف ادعای کامل بودن ندارد. گاهی که فشار ها زیاد می شود علما یک راه حل ابتکاری می دهند که گندش بعدن در می آید!
3)ایراد اصلی روی این قضیه نیست بلکه پایه های چگونگی ورود و ارتباط اسلام با جامعه و روابط امروزی اجتماع خیلی متزلزل تر از این چیز هاست.
درباره ی بالاترین هم معتقدم خیلی وقت است که به شدت عوام زده شده و حتی اکثر بحث هایش هم ساده لوحانه به نظر می رسد.
موفق باشی
ورتيگونه:
لرد نازنين، دوست گرامي من، من خيلي با نظر مثبت تو به نهضت آزادي موافق نيستم. بر خلاف نظر تو اتفاقاً نهضت آزادي و اعضايش هنوز هم ادعا دارد كه اسلام توانايي اداره كشور را دارد ولي تنها تفاوت در همان مساله روايات متفاوت از اسلام است كه بسياري به چنين تفاوتهايي اعتقاد دارند. اما تفاوت تنها در حد همان كراوات است و نه هيچ چيز ديگر. يعني به اسلامي معتقد هستند كه البته به اندازه روايت رسمي امروزين اسلام شيعه دوازده امامي، سختگيرانه و خرافات زده نيست و بزرگترين حرف و نگراني اين دوستان اينست كه روايت رسمي اسلام امروز در جامعه ما به اسلام ضربه وارد كرده است (همان حرفي كه از عوام هم ميشنويم كه اينها اسلام را خراب كردهاند) و گرنه در اينكه اسلام ديني كامل در همهي ابعاد است تفاوتي نظري عمدهاي بين اين گروههاي معتقد به اسلام وجود ندارد. اين نظر من البته به دليل رابطهي فاميلي و آشنايي است كه با عدهاي از اعضاي رده بالاي نهضت آزادي (-عدهاي از كساني كه در اولين دولت جمهوري اسلامي صاحب مقام هم بودهاند) دارم و در مجالس و مهمانيها رفتارها و گفتارهايي را ميبينم و ميشنوم كه با آنچه از همين افراد در اظهار نظرهاي رسميشان ميشنويم لزوماً در يك راستا نيست.
با اين حرف تو در كامنت قبليات كه مساله صيغه نقطه آغاز نيست و شروع ماجرا در اين فرض (نادرست و تخيلي) است كه اسلام كامل و بينقص است .كاملاً موافقم
با احترام فراوان
با درود
مطلب بسيار جالبي بود.كاملن با شما هم نظر هستم .امر صيغه يكي از كثيف ترين احكام اسلامي است و هيچ فرقي با روسپي گري ندارد.صيغه خوار كردن زنان است و زمينه ي فريفتن آنها براي روسپي گري.در واقع اگر رابطه ي جنسي خارج از چارچوب باشد معنايش كاملن مشخص است اما وقتي به آن لعاب ديني بدهيم زمينه ي فريفتن زنان ساده دل است.
شرم باد بر پايورزان استحمار
ورتيگونه:
مدتي پيش صحبت از انقلاب مخملي و رنگين بود و واژهاي ابداع گرديد به نام “براندازي نرم” در همان زمان من با لحن شوخي و جدي ميگفتم كه در حقيقت همهي ايرانيان برانداز نرم هستند، آنكسي كه مانتوي كوتاه ميپوشه، اونكه موهاش رو سيخ سيخي ميكنه، اونكه ريشش رو ميتراشه، اون كسي كه به موسيقي غير مجاز گوش ميده (مثلا به افشين يا شادمهر عقيلي)، اون كسي كه مشروب مينوشه، اونكسي كه ديويدي هاي فيلمهاي روز رو نگاه ميكنه، اونكسي كه از آنتن ماهواره استفاده ميكنه، كسي كه از فيلتر شكن استفاده ميكنه و .. و همينطور كساني كه وارد يك رابطه دوستدختر دوستپسري ميشن.
اين اتفاق به خاطر اين افتاده كه طبيعيترين و عاديترين روابط ميان انسانها در جامعه ما تحت لواي حكومت اسلام، به مسائل ممنوعه و نا مشروع تبديل شده.
در حاليكه نميشه مردم رو از داشتن روابط عادي و طبيعي خودشون منع كرد. در مقابل اين ماجرا حكومت راهي رو كه در پيش گرفته همين بدل سازي هستش. مثلاً اقدام به مطرح كردن خوانندههايي با صداي همون خوانندههاي ممنوع ميكنه، يا شروع به ايجاد كانالهاي ماهوارهاي ميكنه كه وابسته به خودش هستند، يا وبلاگ نويسهاي وابسته به خودش را با توان مالي مضاعف وارد وب ميكنه و … در واقع صيغه هم ادامه همون راه حل حكومت هستش، يعني مساله روابط بين دختر و پسر هم كه تا ديروز ممنوع بوده از امروز با حفظ وابستگي به حكومت اسلامي و دقيقاً به همان شكل قبلي آزاد و مشروع ميشه.
در واقع صيغه مثل تلويزيون شبخيز هستش كه با اينكه از نظر محتوا و نوع فعاليت تفاوتي با تلويزيونهاي غير وابسته نداره، اما تحت حمايت و ساپورت جمهوري اسلامي قرار ميگيره.
با احترام
درورد دوباره ورتیگونه نازنین. این مطالب در همان زمان(یکسال پیش) در مجله زنستان نوشته شد و اگر مختصر توضیح نوشتم با این ذهنیت بود که دوستان این مطالب رو قبلا مطالعه کردند. در هر صورت اینجا آدرسها رو میزارم که اگر نیازی بود دوستان گرامی مطالعه کنند :
زنستان شماره 26 / عوارض ازدواج موقت (صیغه) از نظر پزشکی/پریسا کریمی*
http://zanestan.net/issue26/07,06,23,10,51,58/
بحث ازدواج موقت(صیغه) در کشور ما گاهبهگاه، بهطور رسمی و از جانب مسئولین مطرح میشود و هر بار بحثهای مختلفی بین مخالفین و موافقین در رد یا تایید آن در میگیرد. علاوه بر مسائل حقوقی و انسانی پیرامون این مسئله، جنبههایی از این نوع ازدواج کمتر مورد توجه قرار میگیرد. این مطلب سعی دارد با دید علمی و به دور از تعصب و بحثهای رایج، به بررسی عوارض و مشکلات پزشکی ناشی از ازدواج موقت بپردازد. امید است با بحثهایی اینچنین، این جنبه از مسئلهی ازدواج موقت نیز همانند دیگر جنبهها، مورد توجه مردم و قانونگذاران قرار گیرد.
- عدم استفاده از آموزشهای جنسی رسمی
-احتمال بالای انتقال ایدز و بیماریهای تناسلي
-چرخهي پنهان انتقال بیماریها
- احتمال بالای بارداری، سقط و عوارض آن
- رابطهی جنسی مقعدی و عوارض آن
- مرگ و میر، بیماریهای روانی، اعتیاد و …
- احتمال بالای تولد نوزادانی با بیماریهای خاص
زنستان شماره 26 / ازدواج موقت؛ راهكار كنوني سيستم براي خروج از بحران/ آمنه شير افكن
http://zanestan.net/issue26/07,06,23,12,00,10/
سيستم حكومت در جامعهي ايران نيز اين روزها پرواضح به مسايل و مشكلات ناشي از نبود امكان ازدواج در ميان جوانان٬ به دنبال تغييرات اجتماعي و اقتصادي به وجود آمده طي سالهاي گذشته؛ پي بردهاست. حکومت اينبار در پي آن است تا از يك كاتاليزور مذهبي براي پايان دادن به بحران جنسي كنوني موجود در اجتماع استفاده كند.
اما آنچه در اين ميان غيرمنطقي به نظر میآيد٬ ريشههاي ديدگاه مردسالارانهاي است كه در اين ميان و در پيچش اين نسخهي قديمي٬ همچنان خود را نشان میدهد.
عمل به اين جملهي وزير كشور “ازدواج موقت را با جسارت در اجتماع ترويج كنيد” بي آنكه به آسيبشناسي كنوني اين نهاد در اجتماع ايران بپردازيم٬ و بي آنكه ابعاد حقوقي و اجتماعي اين نهاد را به شكل درست و روشني مورد بررسي قرار دهيم، بدون شك در آينده همچنان تداوم تبعيضهاي اجتماعي و حقوقي عليه زنان را به دنبال خواهد داشت.
سيستمهاي حكومتي از جمله ايران كه میخواهند از كاتاليزور ازدواج موقت استفاده كنند٬ بايد از ادبيات مردانهي موجود در اين “نهاد اجتماعي” كاسته و نيازهاي زنان را نيز به عنوان سويهاي از اين نهاد اجتماعي در نظر بگيرند.
زناني كه اين روزها غالبا براي فرار از بحرانهاي اقتصادي و يا براي خلاص شدن از نگاه سنگين جامعه و گاهي براي فرار از قالبهاي سنتي تن به ازدواج موقت ميدهند٬ قاعدتا چندان ترفي از اين نهاد نخواهند برد و گويا خاموشي ميل جنسي طرف مذكر٬ تنها نكتهاي است كه اين روزها نهاد مردسالار براي تداوم ازدواج موقت در جامعه مورد توجه قرار دادهاست.
اگرچه دربارهي گرايش مردان …
زنستان شماره 26 / ازدواج موقت، فرصتی برای همخانگی/ زينب پيغمبرزاده
http://zanestan.net/issue26/07,06,23,12,00,08/
ایران کشوری است که در قانونش دو نوع ازدواج را به رسمیت شناخته است: ازدواج دائم و ازدواج موقت. اما ازدواج موقت هیچگاه مانند ازدواج دائم در جامعه پذیرفته نشدهاست. ازدواج موقت نه تنها در ذهن مردم با روسپیگری پیوند خوردهاست، که حتی ساختار حقوقی ما هم شرمزده از کنار آن میگذرد و به اشاراتی کوتاه بسنده میکند. دکتر ناصر کاتوزیان در کتاب حقوق مدنی خانواده در اینباره میگوید: “نویسندگان قانون خواستهاند بدین وسیله کراهت خود را از این نوع زناشوییها نشان دهند و به گمان خود آن را به بوتهي فراموشی سپارند.” (جلد 1 ـ ص 504 )
این مشکلات فرهنگی و حقوقی باعث شدهاست که بسیاری از فعالین اجتماعی، کارشناسان ومسئولین به سخنان وزیر کشور در خصوص لزوم ترویج ازدواج موقت اعتراض کنند. رفعت بیات نمایندهي مجلس از جمله کسانی است که با این استدلال که “ازدواج موقت برهمزنندهي کانون خانواده است” ، با آن مخالفت میکند.
این اعتراض به این دلیل است که اکثر کارشناسان ( به عنوان نمونه شهین علیایی زند ـ استاد روانشناسی دانشگاه علامه طباطبايي) معتقدند که ازدواج موقت بیشتر توسط مردان متاهل صورت میگیرد.
اما آنچه که به کانون خانواده ضربه میزند، تعدد زوجات است نه ازدواج موقت. در صورت وجود چند همسری٬ ازدواج دائم نیز به اندازهي ازدواج موقت و حتی بیشتر از آن میتواند برای زنان تحقیرکننده و غیر انسانی باشد …
زنستان شماره 26 / ازدواج موقت و نیازهای جنسی زنان/مانا طلوعی فر، زهرا صادقی
http://zanestan.net/issue26/07,06,23,12,00,06/
از ديگر موارد تفاوت جنسی در تمایلات زن و مرد میتوان به رابطهي جنسی غیر رسمی و یکشبه (مانند صیغه) اشاره کرد. مردان بیشتر از زنان خواهان این نوع رابطه هستند و زنان بیشتر از مردان آن را رد میکنند. زنان اغلب در مورد رابطهي جنسی یکشبه احساس گناه میکنند و مضطرب میشوند و آن را نمیپذیرند، در حالی که مردان اغلب احساس راحتی، آرامش و رضایتمندی می کنند. این تفاوت جنسی را می توان منشا تعارض شدید بین زنان و مردان دانست …
زنستان شماره 26 / ازدواج موقت یا متعه در چند فرقه و کشور اسلامی / ترجمه: مرجان نمازي
http://zanestan.net/issue26/07,06,23,12,00,04/
… اگرچه موافقان متعه، آن را راهی برای تامین موجه نیازهای زنان طرد شده ی جامعه یعنی زنان مطلقه، بیوه و یا پیر دختران می دانند، اما عملا ازدواج موقت، تنها، فرصتی است برای کامجویی مردان از این زنان و دخنران و در عرصه ی عمل شاهدیم که زنان در ازدواج موقت، از کوچکترین حقوق انسانی یک زن بی بهره اند، آنها حتی برای دیدن همسران خود، باید منتظر شرایط روحی و روانی ایشان بمانند و از آنجا که 80% این ازدواجها به جدایی همیشگی می انجامد، این زنان برای همیشه از جانب شوهر موقت خود، که به زندگی عادی با همسر دائم خود باز می گردند، طرد می شوند و بدتر از همه اینکه شانس پیدا کردن یک شوهر دائم برای آنها بیش از پیش کم می شود. فرزندان حاصل این ازدواجها نیز قربانیان دیگری هستند که به این چرخه افزوده می شوند …
ورتيگونه:
يونس نازنين سلام، ممنون به خاطر زحمتي كه كشيدي و لينكهاي بسيار خوبي كه معرفي كردي.
برخي از اين مطالب را خوانده بودم، به خصوص مطلب زينب پيغمبرزاده كه بر خلاف ظاهر منطقي اجتماعياش از نگاه با تهمايه مذهبي نويسنده ضربه ميخورد و دقيقاً مزايايي در راستاي اهداف و دلايل طبقه حاكم براي اين امر معرفي ميكرد. در كنار اين مطلب و مشابه اين محتوا مصاحبهاي شهرنوش پارسيپور بود با راديو زمانه در مورد صيغه و دفاع همهجانبه او از اين ماجرا و بيان اين مطلب كه مخالفت با صيغه به اين دليل است كه مخالفت با هرچه كه مذهبي است مد شده، تا جايي كه اعلام كرد كه اگر در ايران حضور داشت خود براي تابوشكني در اين امر پيشقدم ميشد.
http://www.radiozamaneh.org/azadeh/2007/07/post_41.html
البته نظرات شهرنوش پارسيپور شديداً مورد نقد و اعتراض قرار گرفت كه با جستجويي ساده ميتوان آنها را هم پيدا كرد.
مورد ديگري كه به آن به درستي اشاره شده بود، مساله نگاه كاملاً مردسالارانهاي هست كه به امر صيغه وجود دارد، در حقيقت صيغه ابزاري است كه صرفاً براي تامين نياز جنسي مردان مطرح شده است و به هيچ وجه نميتوان آنرا به عنوان موضوعي كه كل اجتماع را در بر ميگيرد نگريست. در هر حال اميدورام خوانندگان اين مطلب (موافق و مخالف) به لينكهايي كه در اين مورد معرفي كردي رجوع كنند و به نگاه كاملتري در مورد اين موضوع دست يابند.
با احترام فراوان و تشكر
[...] ناموس بر باد رفته، دو سه مشت گل و نجات شرع نبی – يا «فاحش… 30 سال پس از به قدرت رسيدن حكومتي با نام غلط انداز جمهوري اسلامي [...] [...]
من نظر مثبتی نسبت به نهضت آزادی نظر مثبتی ندارم بحث اینجاست که خودشان هم به نتیجه ی عکس فرضشان رسیده اند.
من فکر کردم کامنت اولی گیر کرد و نیامد به همین خاطر دومی را نوشتم! خب این هم از عجایب کامنت ها من است دیگر
ورتيگونه:
اميدوارم به چنين نتيجهاي رسيده باشن
آب در کوزه و ما گرد جهان می گشتیم!
ورتيگونه:
سلام طاها جان؛ آقا كدوم آب، كدوم كوزه، كدوم جهان ؟؟
رفيق از بالاترين رفتي؟ تازه وبلاگت رو پيدا كردم …
ورتيگونه:
سلام فابيان عزيز، خوبي دوست قديمي من، خيلي وقته كه از بالاترين رفتم، ولي خوب عوضش شماها هستين و نميزارين اين بالاحزبل آب خوش از گلوش پايين بره. در ضمن وبلاگت رو ديدهبودم ولي مطمئن نبودم خودت باشي، فكر ميكنم قبلاً وبلاگ ديگهاي داشتي
شما همتون ديوانه و كوس مشنگ هستيد
ورتیگونه جان
این مطلبت جرقه پستی را در زمینه “مجازات” جرائم اخلاقی در ذهن من زد. بسیار سپاسگزارم.
با تقدیم احترام
محمد
جدا” بابت “رفتم سر کوچه” که بهم میل کردی ممنونم.دارم گوش می دم و فکر می کنم واقعا” از بهترین کار هایی که این چند وقت گوش دادم.باز هم ممنون
سلام ورتیگونه عزیز. کجایی نازنین، ازت خبری ندارم. یک خبری بده.ممنونم
سلام رفيق!
وبلاگ جالبي داشتيد …
لذت بردم و استفاده كردم …
وبلاگت رو لينك كردم…. اگه شما هم دوست داشتي يه سري به بلاگ من بزن!
موفق باشي
فاطمه
ورتيگونه:
دوست نازنين ممنون به خاطر لطفي كه به من داري، ولي دوست عزيز فراموش كردي آدرس وبلاگت رو برام بذاري!
ورتيگونه جان, دلم برات تنگ شده
کجایی ورتیگونه جان؟ ما تازه مشتری بلاگت شدیم(:
در مورد مهرجویی: من همیشه توی کارهای مهرجویی یک مخلوط عجیب و غریب از تقلید(سارا کپی فیلم خانه عروسک است) و عنصر های عامه پسند(از موسیقی بی ربط و فقط پرطرفدار در سنتوری, اداهای روشنفکری در هامون, تم خیانت در سارا و …) است.
صحبت من حول کارهای بعد از هامونش بود هر چند گاو خیلی روی بازی بازیگران و فیلمنامه (که فکر میکنم خود ساعدی نوشته بود) می چرخید.یک جوری حس می کنم مولف نیست و فیلم هایش وام گرفته شده از دیگران است. وقتی این کار را هم نمی کند عموما” نتیجه خوب نیست.
در این بین باشو غریبه کوچک (از مهرجویی است دیگر؟) یا دایره مینا کمی بهترند.
راستی چرا مطلب نمی نویسی؟
ورتیگونه عزیز
امروز 23 آگوست است و تاریخ این آخرین مطلب شما 19 ژوئن. ما کماکان منتظریم.
با تشکر و تقدیم احترام
محمد (ققنوس)
آن هایی که با ماشین مقابل ناموس جماعت ترمز می کنند، آنهایی که به جنون جنسی مبتلایند، آنها که هر روز خبر فسادشان را می شنوی، عین تو هستند. درست مثل تو. که به این امور مبتلایی و دیگران را متهم می کنی. ناموس جماعت لخت بشوند خوب است؟ روسپی دنیا را بردارد و روسپی گری آزاد بشود، خوب است؟ البته که برای تو و امثال تو خوب است. آن وقت دیگر مثل تویی این ترهات را اینجا نمی نویسد.
ورتيگونه:
ممنون از ابراز محبتتون دوست عزيز، درسته حق با شماست، مسلماً امثال سردار زارعي و دكتر مددي كه متوليان جلوگيري از لخت شدن ناموس جماعت!! و آزاد شدن روسپيگري هستند؛ عين من هستند.
خیلی مسخره است شما که می گی من اصلا مسلمون نیستم به چه حقی در مورد دین نظر می دی؟
وقتی من تا به حال به چین سفر نکردم و اطلاعی هم راجع بهش ندارم با دیدن دو تا چشم بادومی می تونم راجع به تاریخ چین کهن و شهر ممنوعه چیزی بنویسم؟
وقتی چیزی از اسلام نمی دونی در موردش بحث راه ننداز
ورتيگونه:
دوست عزيز، حداقل وقتي يك استدلالي انجام ميدي، بلافاصله خودت استدلال خودت رو زير سوال نبر. من چيني نيستم يعني چشام بادومي نيست ، ولي تمام عمرم رو در چين زندگي كردم، خوب حالا چي ميگي ؟ ميتونم، نميتونم ؟ مگه لوئي ماسينيون يا جرجي جرداق كه شماها فرت و فرت به جملاتشون استناد ميكنيد مسلمون بودن، به اونا هم ميگين حق ندارين در مورد اسلام نظر بدين، يا چونكه از دينتون تعريف كردن اونجا اشكال نداره، اصلاً هم مسخره نيست ؟
صیغه برای جلوگیری از فساد در جامعه است همین و بس
اللهم عجل لولیک الفرج
ورتیگونه:
عجب؛ پس بگو چرا تو شهر قم هیچ فسادی انجام نمیگیره.
بگو ببینم، اصلاً به خدا اعتقاد داری؟
بگو ببینم، اصلاً به خدا اعتقاد داری یا اعتقاد داری دنیا همینجوری و یهویی و ناگهانی به وجود اومده؟!
حیف نیست اسم امام زمان رو تو سایتت می آری؟ چون سایتت لیاقت اسم نازنینشو نداره
بالاخره معلوم میشه کی راست میگه. منتظر باش. منتظر باش
بابا ارزششو نداره براش نظر بذارین. ولش کنین. مگه منوی سایتشو ندیدین که با کلمه ی الله چیکار کرده؟ کاری ندارم که نماد حکومته.
ورتیگونه:
خوب شد ارزشش رو نداشت برام نظر بزاری، وگرنه به جای 3 تا نظر احتمالاً 263 تا نظر نوشته بودی.
بحثو عوض نکن، به خدا اعتقاد نداری؛ نه؟! برای من که مهم نیست تو چه وضعی داری. بخاطر خودت میگم.
اگه اینقدر به فحش و مخالفتت با خدا و اسلام و حق ادامه بدی، به عذابی دردناک مبتلا می شی. خیلی زود. همین که مردی. به خدا قسم که این وعده حقه. حتی تو همین دنیا هم مبتلا می شی.
… و اگر هم از خدا بخوای هدایتت کنه به طرف خودش، مطمئن باش از دنیا و آخرتت لذت می بری… هنوز هم دیر نیست. هرگز دیر نیست.
با سلام وخسته نباشی خدمت همه ازاد اندیشان و روشنفکران امروزی که به نوعی برای خود ترمزی درست میکنند که انسانیت خود را زیرسوآل نبرند صیغه همان خود فروشی زمانداری است که انواع و اقسام مختلف هم دارد . برای رهایی از بند این این دین بیگانه و مبارزه با استعمار این دین سه راه داری 1.بخون 2.بخوان 3.بخوان فقط بخوان و بخوان و بخوان
صیعه یزد
اگر کسی دریزد صیعه می شود