اولین برف شهر ما، امروز شروع به بارش کرد، و چقدر هم جدی. ساعت 3 شب، به هوای قدم زدن از خونه زدم بیرون، راستش زیادی سرد بود، خیلی زود برگشتم ولی یک چند تا عکس بد کیفیت هم با گوشی م گرفتم، اینم یکیش:
تمام مدت این شعر شاملو تو ذهنم بود، چقدر هم به شرایط ما تا این دوره زمونه میاد:
برف
برف نو، برف نو، سلام، سلام!
بنشین، خوش نشسته ای بر بام.
پاکی آوردی – ای امید سپید!-
همه آلوده گی ست این ایام.
راه شومی ست می زند مطرب
تلخ واری ست می چکد در جام
اشک واری ست می کشد لبخند
ننگ واری ست می تراشد نام
شنبه چون جمعه، پار چون پیرار،
نقش هم رنگ می زند رسام.
مرغ شادی به دام گاه آمد
به زمانی که برگسیخته دام!
ره به هموار جای دشت افتاد
ای دریغا که بر نیاید گام!
تشنه آن جا به خاک مرگ نشست
کاتش از آب می کند پیغام!
کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع برگرفته ایم از کام …
خام سوزیم، الغرض، بدرود!
تو فرود آی، برف تازه، سلام
(احمد شاملو، باغ آیینه 1338)








درود دوست من
امیدوارم که حالت خوب باشه
پس از یک مدت استراحت اجباری دوباره تصمیم گرفتم فعالیت کنم اما این دفعه بلاگفا رو رها کردم و اومدم در ورد پرس، اولین کاری هم که کردم تو و پاتریک رو لینک کردم.
خوشحال میشم بیشتر با هم در ارتباط باشیم.
پاینده باشی دوست من
gameeron.wordpress.com
ای ک.. کش اعظم. من این عید سعید باستانی را به شما و مادر ج…تان شدیدا تبریک می گویم. به آبجی خوش ک.. شما هم همینطور. و به پدر ج..تان که معلوم نیست چند نفر است(مرد هزار چهره)!
مادر گ..، می خواستم همینجا به شما بگویم، پاره کردن ک.. ننه شما، یکی از شیرین ترین تجربیات زندگی من است. البته نه در سن و سال فعلی ایشان، بلکه در جوانی هایشان. همین سنی که الان آبجی ک.. طلای شما دارند، تقریبا.
دیگر اینکه، اگر مایل باشید، بچه ها را بفرستم شما را طوری از ک.. بکنند که بیست کیلو آب ک..(هرچه در بچه گی ذخیره کردید) از ک..تان بیرون بریزد، نظرتان چیست؟ باید قبول بفرمائید در هر شهرنوئی که زندگی می کنید، بچه ها به یک چشم به هم زدن می توانند خدمت شما برسند. همانطور که دمت خار و مادر شما، هر شب می رسند.
دیگر اینکه، بگذارید ک..م را از توی ک.. مبارکتان بیرون بکشم، ک..م انی شد، ک.. کش ننه ج…
دیگر عرضی نیست ! ( تا به حالا هم عرض نبود، همه اش طول بود به بلندای ک.. درازم)
ورتيگونه: به دليل اين كامنت، نتيجهي جستجوي كلمات بي ارتباط با مطالب به اين وبلاگ رجوع داده ميشد. به همين دليل مجبور شدم كه اين سه نقطهها را جايگزين كنم، تا حداقل تغيير ممكن در ادبيات بينظير اين هموطن ايجاد شود.